زمستان 1386 (پیش شماره سوم) (2)
گزارشي مختصر از مرحلة نهایی سیزدهمین دوره مسابقات بین المللی فجر قرآن کریم / تهيه كننده: ابراهيمي
در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی (1386) سیزدهمین مسابقات بین المللی فجر قرآن از طرف مرکز جهانی علوم اسلامی و نمایندگیهای مربوطه برگزار گردید. شرکت کنندگان در این مسابقات که بین طلاب غیرایرانی اعمّ از آقايان و خانمها در نظر گرفته شده بود، در رشتههای مختلف، از جمله: رشتۀ حفظ قرآن، تحقیق، ترتیل و مفاهيم به رقابت پرداختند. دور نهایي آن در مشهد مقدس، جوار بارگاه ملکوتی حضرت ثامن الحجج امام رضا در اسفند 1386 به پایان رسید. در این مسابقات از هر رشته سه نفر به عنوان نفرات برتر انتخاب شدند که اسامی آنها را در جدول آمده است. در بخش پاياني اين مرحله، پيام رئيس مركز جهاني علوم اسلامي، حضرت حجت الإسلام و المسلمين آقاي اعرافي(زيد عزه) قرائت شد كه در بخش از آن پيام آمده است:
«قرآن و پيامبر اكرم دو نسخة متطابقاند؛ زيرا قرآن خاتم و برترين تجلّي أعظم وحي و مهيمن بر همة كتابها و صحيفههاي آسماني، و حضرت مصطفي انسان كامل، خاتم پيامبران و تجلّي أعظم آفرينش حضرت حق(جلوعلي) است، اين دو تجلّي أعظم بر يكديگر منطبقاند و وصف هر دو، به زيبايي تمام، در آينة سخن و گفتار زيبا و شيواي شاگرد بزرگ قرآن و پيامبر ، امام علي در نهج البلاغه، تجلّي يافته است.»
اسامي آقايان
|
ش |
نام و نامخانوادگي |
مليّت |
رشته |
رتبه |
محل تحصيل |
|
1 |
سید اباذر واحدی |
افغانستان |
تحقیق |
اول |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
2 |
ثمر الدین صمد اف |
تاجیکستان |
تحقیق |
دوم |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
3 |
محمد افضل ایمانی |
پاکستان |
تحقیق |
سوم |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
1 |
کریم محسنی |
افغانستان |
ترتیل |
اول |
جامعه الرضا مشهد مقدس |
|
2 |
مهدی شریفی |
عراق |
ترتیل |
دوم |
جامعه الرضا مشهد مقدس |
|
3 |
آنار محمد اف |
آذربایجان |
ترتیل |
سوم |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
1 |
عبد الکریم عباس |
پاکستان |
حفظ کل |
اول |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
2 |
انس عبدالله |
نیجریه |
حفظ کل |
دوم |
جامعه الرضا مشهد مقدس |
|
3 |
سید احمد غفاری |
افغانستان |
حفظ کل |
سوم |
مدرسه امام رضا قم |
|
1 |
سید اسدالله اصغری |
افغانستان |
حفظ20 جزء |
اول |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
2 |
سعدی آدینه |
تاجیکستان |
حفظ20 جزء |
دوم |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
3 |
مختار محمد |
گنبد |
حفظ20 جزء |
سوم |
مدرسه آموزش زبان قم |
|
1 |
سید عبدالله حسینی |
افغانستان |
حفظ 10 جزء |
اول |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
2 |
نصرت الله سعدالله اف |
تاجیکستان |
حفظ 10 جزء |
دوم |
مدرسه عالی فقه و معارف قم |
|
3 |
محمد کویتی |
عراق |
حفظ 10 جزء |
سوم |
مدرسه شهید صدر |
|
1 |
سيداحمد موسوي |
عراق |
مفاهيم |
اول |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
2 |
علي جان احساني |
افغانستان |
مفاهيم |
دوم |
مدرسه عالی امام خمینی قم |
|
3 |
سيدحسين حسيني - مصطفي مرادي |
افغانستان |
مفاهيم |
سوم |
مشهد - اصفهان |
اسامي خانمها
|
ش |
نام و نامخانوادگي |
مليّت |
رشته |
رتبه |
محل تحصيل |
|
1 |
نرجس اخلاقی |
پاکستان |
ترتیل |
اول |
مکتب نرجس |
|
2 |
راضیه محمدی |
عراق |
ترتیل |
دوم |
مکتب نرجس |
|
3 |
مواجابو موسی |
تانزانیا |
ترتیل |
سوم |
جامعه الزهرا |
|
1 |
مریم السادات حیدری |
افغانستان |
قرائت |
اول |
بنت الهدی |
|
2 |
یسری جباری |
عراق |
قرائت |
دوم |
بنت الهدی |
|
3 |
عشرت بتول |
پاکستان |
قرائت |
سوم |
بنت الهدی |
|
1 |
حسنی جباری |
عراق |
حفظ کل |
اول |
بنت الهدی قم |
|
2 |
------- |
--- |
حفظ کل |
دوم |
---- |
|
3 |
------- |
--- |
حفظ کل |
سوم |
---- |
|
1 |
حوراء ربیعی |
عراق |
حفظ20 جزء |
اول |
بنت الهدی قم |
|
2 |
زینب نوری |
افغانستان |
حفظ20 جزء |
دوم |
بنت الهدی قم |
|
3 |
عقیله بتول |
پاکستان |
حفظ20 جزء |
سوم |
بنت الهدی قم |
|
1 |
معصومه رضایی |
افغانستان |
حفظ 10 جزء |
اول |
مکتب نرجس |
|
2 |
زینب ابراهیمی |
پاکستان |
حفظ 10 جزء |
دوم |
مکتب نرجس |
|
3 |
صنوبر حسن آوا |
آذربایجان |
حفظ 10 جزء |
سوم |
جامعه الزهرا |
|
1 |
زهرا كنعاني |
عراق |
مفاهيم |
اول |
|
|
2 |
فاطمه بتول جنتي |
پاكستان |
مفاهيم |
دوم |
|
|
3 |
شريفه فهيمي |
افغانستان |
مفاهيم |
سوم |
|
اخباري پيرامون اسلام و قرآن/ زهرا حسنزاده
1. راه هدایت برای کشیشان باز است:
|
21 |
به گزارش شیعه نیوز به نقل از پایگاه خبری تقریب، وی گفت: این آیه آنچنان زندگی مرا متحول ساخت که به رؤیا شبیهتر است. وی افزود: من در شهر «کوین» در جنوب آمریکا به عنوان یک کشیش مشغول فعالیت بودم و به میان زندانیان این شهر میرفتم تا مسیحیت را تبلیغ کنم و در همین حال مشغول گذراندن آخرین مرحله تحصیلات مدرسه کشیش در همان شهر نیز بودم.
علی گواتمالا، درباره چگونگی آشنایی خود با قرآن کریم افزود: قبل از آنکه تحصیلاتم را در این مدرسه به پایان ببرم، موظف بودم با کتابهای سایر ادیان از جمله قرآن نیز آشنا شوم. وقتی قرآن را باز کردم و چشمم به آیه «ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین» در اول سوره بقره افتاد، از اینکه این کتاب آسمانی با قاطعیت میگوید همه میتوانند با استفاده از آن هدایت شوند، تکان خوردم و به این نکته توجه عمیق کردم. از خدا خواستم راه درست را به من بنمایاند و خودم نیز به تحقیق و بحث درباره اسلام پرداختم.
وی افزود: یک روز که از منزل خارج شده بودم، شخصی را دیدم که عازم مسجد بود. به همراه او به مسجد رفتم و سادگی عجیب مسجد برخلاف کلیسا که پر از عکس و نقاشی است، مرا مجذوب خود کرد.
وی که با روزنامه «الشرق الأوسط» در سرزمین منا گفت و گو میکرد، اظهار داشت: علی رغم فشارهایی که از طرف خانواده وجود داشت، مسلمان شدم و هنگامی که به حج آمدم و برای اولین بار خانه خدا را زیارت کردم، احساس کردم در بهترین روزهای زندگی خود به سر میبرم، به ویژه اینکه میدانستم مکان هائی را زیارت میکنم که رسول الله مناسک حج را در آنها انجام داده است. منبع: سایت خبری تحلیلی، شیعه نیوز
2. آموختن قرآن یکی ازشرطهای ازدواج واشتغال دراندونزی:
درجزیره سوماترا درغرب اندونزی قانون جدیدی از سال 2008 اجرامی شود که هرکس میخواهد ازدواج کند یا کارمند دولت شود میبایست در آزمونی برای حفظ قرآن و نماز شرکت کنند و در آن قبول شود
این کار به منظور حفظ هویت اسلامی است و در هفت جزیره از 19 جزیره سوماترا قابل اجراست. منبع تبیان
3. اولين نوجوان حافظ قرآن كريم در برزيل:
احمد ناصر به عنوان اولين نوجوان حافظ قرآن در برزيل و آمريكاي لاتين معرفي شد. وي نوجوان لبنانيتبار مقيم برزيل، قرآن كريم را به طور كامل و با قواعد تجويد آن حفظ كرده است. او اولين نوجوان حافظ قرآن كريم در برزيل است كه دلیل حفظ کردن قرآن خود را عنايت و خواست خداوند متعال و كمك مربيان مؤسسه حفظ قرآن كريم عنوان كرد.
|
21 |
بنابه گزارش روزنامه مصري «بانوراما» اولين نوجوان حافظ قرآن در برزيل اظهار كرد: حفظ قرآن چهار سال به طول انجاميد و در اين مدت نيز در مسابقههاي مختلف بين المللي حفظ و تجويد قرآن در كشورهاي عربستان، ليبي و امارات شركت كردم.
احمد ناصر ادامه داد: حفظ قرآن، صبر، اخلاق و ايمان را افزايش داده و راه صحيح زندگي را به ما نشان ميدهد. منبع سایت شبستان.
4. دستگاه ديجيتالي قرآن كريم:
شركت تجاری«امك» در هنگ كنگ، آخرين مدل دستگاه ديجيتالی قرآنكريم و گوشیهای تلفن همراه با قابليت پخش آيات قرآنی را به بازار عرضه كرد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) به نقل از «newswiretoday»، مدلهای «EQ100» و «EQ200»، آخرين مدل دستگاه ديجيتالی قرآنكريم و دو مدل «DD100»، و «DD200»، مدلهای گوشی تلفن همراه با قابليت پخش آيات قرآن كريم هستند كه از سوی شركت «امك»، طراحی و به بازار عرضه شدهاند. شركت تجاری «امك»، اندازه و وزن كم گوشیهای مذكور، امكان پخش ديجيتالی قرائت قرآن كريم و توانايی گوش دادن به قرائت قرآن از طريق هدفون را از مزيتهای اين گوشیهای جديد عنوانكرد.
5. پرچم عراق:
مجلس نمايندگان عراق دوم بهمن ماه جاری در مراسم تصويب پرچم جديد اين كشور، لفظ الله اكبر را با خط كوفی زينت بخش پرچم اين كشور اسلامی كرد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) به نقل از العربيه نت، مجلس نمايندگان عراق با حذف ستارههای حزب بعث دوره حكومت صدام از پرچم اين كشور، عبارت الله اكبر دست نوشته صدام حسين را حذف و شعار زيبای «الله اكبر» را به خط كوفی جايگزين آن كرد. پرچم جديد سه رنگ اصلی قرمز، سفيد و سياه نماد پرچمهای اسلامی را حفظ كرده اما سه ستاره كه نماد وحدت، آزادی و سوسياليسم به عنوان اهداف حزب بعث سوسياليست عراق بود، از آن حذف شده است. پرچم جديد از فوريه آينده طی برگزاری همايش پارلمانهای عربی در منطقه كردستان عراق برافراشته خواهد شد. «محمود المشهدانی»، رييس پارلمان عراق نيز در اين باره اظهاركرد: اين پرچم در تمامی مؤسسههای دولتی عراق برافراشته خواهدشد.
6. تأثير گوش دادن به قرآن:
آخرین پژوهشهای علمی نشان داده است که گوش دادن به قرآن، سیستم دفاعی بدن را تقویت میکند و بدن را از ابتلا به بسیاری از بیماریهای لاعلاج محافظت مینماید. به گزارش پایگاه خبری تقریب، بر اساس پژوهشی که در مصر انجام شده است، گوش دادن به قرآن از تشنجات عصبی ناخودآگاهی که باعث پائین آمدن قدرت سیستم دفاعی بدن میشود، میکاهد. شاید به همین خاطر است که جلسات قرائت قرآن به عنوان جلسات معقول (بر خلاف جلسات سحر و جادو) تأثیر روانی فراوانی بر روح و روان انسان ميگذارد.
آیا خودشان را کشتند؟/ ميرزايي
او سرشار از شادی شعف که سر انجام قوم مستضعف درمانده و مظلوم خویش را از چنگال مستکبران و جایران پیروزمندانه خارج نمود و بر آنها قول داده بود بعد از آنکه از مصر خارج شویم برای شما کتابی خواهم آورد که در آن قوانین را برای جامعه بیان خواهم کرد گرچه گاهبیگاهی درخواستهای جاهلانه قوم او را میآزرد اما او با تمام قوا به مبارزه و جنگ با جهالتها و شیاطین کمر بسته بود و توانسته بود که پیروز شود و حالا وقت آوردن آن قانون و ریسمان محکم وحدت که همه را گرد آن جمع و مطیع کند شده بود.
هارون را جانشین خویش قرار میدهد و خود روانه دبدار معشوق میشود سر از پا نمیشناسد و شور شوق و عشق از صخرههای کوه طور میعادگاه عاشق و معشوق عشق او را بالا میبرد یاد اولین طنین صدای فاخلع نعلیک انک بلوادی المقدس طوی.
کوشش را نوازش میداد موسی 40 شبانه روز در میعادگاه عشق میماند و بعد از 40 شبانه روز میخواهد با دست پر و سوغات با ارزش به میان قوم برگردد متوجه میشود که قوم جاهل و سرکش او در غیابش به ندایی شیطانی گوساله طلایی را لبیک گفتهاند قرآن این صحنه را که بر موسی در آن وقت چه گذشت به شکلی زیبای مجسم میسازد که نماد واقعی از خشم عطوفت دو نیروی کاملاً متضاد است «ولما رجع موسی الی قومه غضبان أسفا قال بئسما خلفتمونی من بعدی...» (اعراف، 150) «یا قوم انکم ظلمتم علی انفسکم باتخاذکم العجل فتو بوا الی بارئکم فاقتلوا انفسکم ...» (بقره، 54) او باید یکبار دیگر شیاطین و شیطان صفتان را مخزول منکوب نماید دستور توبه میدهد برای قومی که آن همه معجزات را فراموش کردند و تنها ده روز تأخیر او را دلیل درخواست جاهلانة خود قرار دادند دوری او را دلیل بر از بین رفتن او گرفتن و در واقع آنها فقط دنبال شخص موسی بودند نه دنبال هدف و آن حقیقتی که موسی دنبال آن بود و میخواست این بدبختان را به آن جا برساند. و دستور توبه شدید «فاقتلو انفسکم» میدهد.
در اینکه مراد از این عبارت چه است مفسران اختلاف نظر دارند. ما میخواهیم در این نوشتار دریابیم که مراد واقعی کدام است. در این فراز آیه دو کلمه به کار رفته یکی قتل و دیگری نفس گرچه هر دو معروفند، اما از تعریف آن دو در لغت خود را بینیاز نمیدانیم. اما قتل، ابن فارسی میگوید: القاف و التاء و اللام اصل صحیح یدل علی الإزلال و الإماتة.
ابن منظور میگوید: قتله إذا ماته بضرب أو حجر أو شتم أو علة.
از تمامی این تعارف میشود نتیجه گرفت که قتل در واقع نوع خاصی از مرگ است نسبت بین قتل و موت عام و خاص مطلق است و در قتل قاتل و مقتول متصور است درحالیکه در موت چنین نمیباشد.
اما نفس، خلیل ابن احمد: النفس الروح الذی به حیاة الجسد.
راغب میفرماید: النفس الروح. (مفردات، ص818)
نتیجه که از این تعاریف میتوان به دست آورد این که نفس همان روح است ولی تا زمانی که با جسم و تن همراه است وقتی از تن مفارقت نمايد جسم قوام خویش را از دست میدهد و به آن روح دیگر نفس اطلاق نمیشود. تا زمانی به روح نفس گفته میشود که همنشین و قرین جسم باشد. رابطه این دو نیز همانند قتل و موت عموم خصوص مطلق است.
حال بعد از واضح شدن معنای لغوی دو کلمه چنانکه قبلاً نیز متذکر شدیم برای این عبارت چهار معنی بیان شده است.
با توجه به تعاریف ارایه شده از هر دو کلمه معنای ظاهری میشود، پس بکشید شما نفسهایتان را اما عدی گفتهاند که دستور با رحمانیت و غفورییت خداوند «یا من سبق رحمته غضبه» و «رحمتی وسعت کل شيء» سازکار نیست.
مفسران در اینجا سه نظریه یا به عبارت رساتر برای این عبارت چهار گونه تفسیر بیان شده است:
الف) در واقع این آیه دستور به تهذیب نفس میدهد یعنی نفستان را در مرارتها و سختیها قرار بدهید مثل اینکه او را کشتهاید. چنان نفس مطیع شما با شد که از جانب او هیچ گونه خطری شما را تهدید نکند.
ب) این دستور همانند دستور ذبح اسماعیل است به دست ابراهیم «یا ابراهیم قد صدقت الرؤیا» (صافات، 105) یعنی در ابتدا خداوند چنین دستوری داد که ببیند آنها اطاعت میکند یا خیر و چون آماده جنگ و قتال شدن خداوند آنها را مورد عفو قرار داد.
ج) این دستور از طرف خداوند نازل شد و ظاهر آن مراد بود یعنی اینکه قتل و خونریزی در پذیریش توبه گوسالهپرستان بنی اسرائیل نقش داشته و از آن جا که از آیات دیگر پذیریش توبه بنی اسرائیل فهمیده میشود پس این دستور باید انجام شده باشد.
معنی اول از آیه را گرچه عدهای از مفسران بیان نمودهاند در بین خودشان نیز اختلاف است که آیا ظاهر آیه اصلاً مراد نیست یعنی دستور کشتن فقط به معنای ذلیل کردن نفس و خوار کردن او به کار رفته است چنانچه گذشت در لغت نیز قتل به معنای إذلال و خوار کردن آمده است (ابن فارس) چنانکه ابو زهره میگوید: یا اینکه کشتن هم در خارج واقع شده و از بطن و تأویل چنین مفهومی نیز برداشت میشود. چنانچه خواجه عبدالله میگوید: اگر مراد قسمت دوم باشد مشکلی ندارد و ما هم حداقل به عنوان بطن و تأویل اگر قبول نکردیم به دید اغماض بنگریم و سکوت کنیم اما معنای اول قابل پذیریش نیست اگرچه قتل طبق نظر ابن فارس به معنای إذلال آمده اما اینکه در قرآن نیز قتل به معنای إذلال و تهذیب نفس به کار رفته باشد قبول نداریم.
حضرت آیت الله جواد آملی در این مورد میفرماید: قتل ظهوری در حد صراحت در ازهاق روح دارد و هیچگاه به معنای تهذیب نفس نیامده است و عفو هم ظهور در رفع ید از مجازات در همین دنیا دارد و با سیاق داستان بنی اسرائیل نیز نمیسازد که «فاقتلوا» به معنای تهذیب نفس باشد آنها که تازه به وسیله موسی از گوسالهپرستی منع شدهاند آنقدر بر نفس خود سخت گرفته باشد و پیروزمندانه از میدان جهاد خارج و توبهشان پذیرفته شده باشد با اینکه بعد از آن نیز دست از بهانهجوئیها برنداشتند مثلاً به احکام تورات گردن ننهادند به بهانه اینکه احکام آن شاقّ و مشکل است چطور میتوان تصوّر کرد که آنها نفس خود را ذلیل کردند و مورد عفو قرار گرفت و توبهشان پذیرفته شد اما معنی سوم و چهارم با اینکه از قوم بنی اسرائیل و انبیا آنها و خصوصاً حضرت موسی کرارا در قرآن یا در داستانهای آنها بیان شده است اما در مورد این جریان فقط در همین یک مورد یادآور شده و در سوره نساء آیه 66 نیز به جهت سرزنش به آن پیامبر میفرماید: «و لو انا کتبنا علیهم ان اقتلوا انفسکم أو اخرجو من دیارکم ما فعلوه إلا قلیل منکم و لو انهم فعلوا ما یوعظون به لکان خیراً لهم» و نیز در سوره بقره میفرماید: «ثم أنتم هؤلا تقتلون انفسکم» که مفسران در ذیل آیه فرمودهاند:
چنانکه در امتهای قبل چنین دستور و فرمان داده بودیم. و آیه دوم نیز بعد از مراجعه به تفاسیر متوجه میشویم که ربطی به این داستان ندارد بلکه مربوط به یهودیان زمان پیامبر بودند که حق کشتن همکیشان خود را نداشتند اما آنها با مشرکان اوس و خزرج پیمان میبستند و همدیگر را میکشتند در اینکه این فرمان به همان شدت اجرا شد با اینکه با آماده شدن برای مقاتله و قبل از اجرای فرمان از طرف خداوند لغو شد قرآن چیزی نمیفرماید، فقط از آیات قرآن این قدر به دست میآید که توبهشان قبول شده است اما از روایات اسلامی و تورات کنونی به دست میآید که این فرمان اجرا شده و عدهای نیز کشته شدهاند و در حین مقاتله توبهشان پذیرفته شده و فرمان قتل لغو شده و تعداد کشته شدهگان نیز از سه هزار نفر که گزارش تورات است تا 70000 نفر در بعضی از روایات اسلامی در نواسان میباشد.
و از آن جا که سیاق این آیات شمارش نعمتهای خداوند بر بنی اسرائیل است نکته در این جا است که آیا کشتن و کشته شدن هم میتواند نعمت باشد یا اینکه فقط در صورتی نعمت است که فرمان لغو و مورد عفو قرار بگیرد؟! و اگر گفتیم قسمت اول نعمت نیست بلکه مجازات و کیفر گناهی میشود که انجام دادهاند. طبق سیاق آیات باید بگوئیم قبل از انجام، فرمان لغو شده و مورد عفو قرار گرفتهاند و توبهشان پذیرفته شده و روایات که در آن باب آمده را باید کنار گذاشت، مخصوصاً که در باب داستانهای قرآن روایات اسرائیلی زیاد میباشد با توجه به تعداد کشته شدهگان 70000 نفر؛ و اگر گفتیم که کشتن هم با توجه به گناهی عظیم که انجام داده بودند نعمت بود مخصوصاً که در دو آیه مشابه 66 نساء و 54 بقره میفرماید: «خیر شما در انجام این فرمان است» همچنان که در جای دیگر در مورد جهاد با مشرکان میفرماید: «کتب علیکم القتال و هو کره لکم عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شر لکم» و در روایات نیز آمده است که برای کشته شدهگان اجر شهید و برای باقی ماندهها اجر مجاهد منظور شده است، گرچه آمار کشته شدهگان در روایات قابل تأمل و تعمق است.
بنابراین با توجه به عبارت «ذلک خیر لکم عند بارئکم» میتوان نتیجه گرفت که این مقاتله نیز نعمت بوده و اجر آن نیز منظور شده. از یک راه دیگر نیز نعمت بودن آن قابل اثبات است و آن اینکه فرمان عام بوده و شامل همه تا اخرین فرد گوسالهپرست میشود و از آن جا که عدهای از گوسالهپرستان کشته و باقی مورد عفو قرار گرفت نسبت به باقی مانده نعمت است و در عرف نیز چنین استعمالی شایع است «یا من سبق رحمته غضبه» و «رحمتی وسعت کل شیء».
نکته: بعضی خواستهاند انجام این فرمان را منافی با رحمانیت و رحمیت الهی جلوه دهند درست نیست، چون در موارد مشابه نیز حکم قتل وارد شده است مثل ارتداد و قصاص قتل عمد که قتل باید انجام شود خصوصاً که قرآن به صراحت میفرماید: «و کتبنا علیهم فیها ان النفس بالنفس و العین بالعین» (مائده، 45) یعنی حکم قصاص در دین موسی وجود داشته است چه اشکال دارد که حکم ارتداد در شرع موسی نیز قتل بوده باشد. مخصوصاً که بنی اسرائیل قبل از موسی نیز مشرک نبودند. تا بگوئیم مرتد ملی است. و در جای دیگر قرآن تصریح میکند که بنی اسرائیل را از بعضی نعمتها محروم کردیم به جهت طغیانهایشان «فبظلم من الذین هادو حرمنا علیهم طیبات و احلت لهم» (نساء، 160) و یکی از بزرگترین نعمتهای الهی جان و نفس و قوام انسان است. شاید یکی از چیزهای که خداوند بر آنها حرام کرد حداقل براي بعضي، جان عزیزشان باشد. قرآن از تعداد کشته شدهگان چنانکه بیان شد در این قسمت سکوت کرده اما از منابع دیگر آماری ارائه شده است گرچه نحوه گذارش و خود آمار قابل تأمل است سه هزار نفر (تورات، سفر خروج، حجاج 23) 10 هزار نفر روایات اسلامی 70 هزار روایات اسلامی قاتلین چه کسانی بود باز هم از قرآن در این بخش مطلبی فهمیده نمیشود.
چند احتمال مطرح است: 1) هرکس خودش را کشته باشد، خود کشی کرده باشند. (ضعیف) ؛ 2) هر کدام دیگری را کشته باشد. (قول اکثر) ؛ 3) دوازده هزار نفر از بنی اسرائیل که گوساله نپرستیده بودن به فرماندهی هارون گوسالهپرستان را قتل عام کردند. (روایت تفسیر قرطبی، ذیل آیه مذکور) ؛ 4) هفتاد نفری که با موسی به میقات رفته بود مأمور قتل گوسالهپرستان شدند. اينكه عبارت «فاقتلوا انفسکم» سخن حضرت موسی است یا خداوند، از روایات بر میآید این دستور از طرف موسی صادر شده و از طرف خداوند نیز تأيید شده است آیا موسی در ابتدا چنین فرمانی شدید را صادر فرمود یا بعد چارهجویها یا بهتر بگوئیم بهانهجویهای قوم خودش باشد. در روایات آمده است که چون حضرت فرمود: شما به خودتان ستم کردید و گوساله پرستیدید آنها گفتند: پس ما چه کار کنیم؟ فرمود: توبه کنید دوباره آمدند توبه ما چه گونه است؟ فرمود: فاقتلوا انفسکم. اگر چنین باشد در واقع این قوم، اين کیفر را برای خویش خریدند، مثل داستان گاو بنی اسرائیل. البته از این قوم لجوج و بهانهجو بعید نیست، که داستان آن مفصّل در سوره بقره مطرح شده است تا آن جا که بهانه بنی اسرائیل ضرب المثل ملل گردیده است و یکی از معجزات قرآن تنزیه انبیا از انحرافات و شرک است یعنی اینکه در قرآن مطلبي که پیامبری را متهم به شرک و انحرافات نموده باشد یافت نمیباشد، و آنها را از تمام انحرافات بريئ میداند.
در همین داستان قرآن اعلام میدارد کسی که بنی اسرائیل را به چنین روزی کشاند و بدبخت و ذلیل نمود و در مقابل مقداري طلا خضوع و خشوع مینمودند سامری بوده است و هارون در مقابل بنی اسرائیل نتوانست ایستادگی کند و قصد قتل او را داشتند. و قرآن از زبان هارون خطاب به برادرش حضرت موسی میفرماید: «ان القوم استضعفونی و کاد ان یقتلوننی» اما تورات کنونی عامل این بدبختی را حضرت هارون میداند، چون موسی تأخیر کرد از هارون خواستند که برای ما خدای بیاور و او گفت: طلاهایتان را نزد من بیاورید و از آن طلاها گوسالة طلایی ساخت و گفت: ای بنی اسرائیل این خدایتان میباشد.
منابع و مآخذ: تفسیر التبیان، شیخ طوسی؛ مجمع البیان، طبرسی؛ المیزان، علامه طباطبايي؛ کشف الاسرار، میبدی؛ بحرالمحیط، ابوحیان اندلسی؛ فی ظلال القرآن، سید قطب؛ مفتاح الغیب، فخررازی؛ دُرّ المنثور، جلال الدین سیوطی؛ لسان العرب، ابن منظور، ج 11؛ حیات القلوب، علامه مجلسی، سرور 1386؛ تورات، سفر خروج؛ معجم مقائیس اللغه، احمد ابو فارس، ج5
تأمُّلي بر آية مباركة نور/ اسماعيلزاده
آيات الهي سراسر نور و رحمت است كه با دقت و عمل به آنها ميتوان سعادت دو گيتي را تضمين نمود. يكي از سور قرآن كريم كه به نام «نور» مزين است در جزء هيجدهم قرار دارد كه به بعضي از احكام زنان در باب حجاب و عفاف ميپردازد. همچنين درباره معاشرتهاي اجتمايي برخي مسائل را مطرح نموده است. از ميان آيات نوراني اين سوره مباركه آيه 35 به همين نام يعني «نور» مشهور است كه به مسئله اعتقادي تربيتي ميپردازد.
ما در اين گفتار كوتاه با استفاده از سخنان بزرگان كه در تفاسير مختلف آمده است سعي ميكنيم از نورانيت اين آيه بهرهاي هرچند ناچيز كسب كنيم، باشد كه خشنودي متكلم اين كلام نوراني را فراهم آوريم.
ترجمه آيه
"الله نور السموات و الارض" خداوند نور آسمانها و زمين است.
"مثل نوره كمشكوة فيها مصباح" مثل نور خداوند همانند چراغداني است كه در آن چراغي باشد.
"المصباح في زجاجة" اين چراغ در حبابي قرار دارد.
"الزجاجة كانها كوكب دري" حبابي شفاف و درخشنده همچون ستاره فروزان.
"يوقد من شجرة مباركة زيتونة" اين چراغ با روغني افروخته ميشود كه از درخت پربركت زيتون است.
"لاشرقية و لاغربية" نه شرقي است و نه غربي.
"يكاد زيتها يضيئ ولو لمتمسسه نار" آنچنان روغنش صاف و خالص است كه نزديك است بدون تماس با آتش شعله ور شود.
"نور علي نور" نوري بر فراز نور است.
"يهدي الله لنوره من يشاء" خدا هر كه را بخواهد به نور خود هدايت ميكند.
"و يضرب الله الامثال للناس" خداوند به مردم مثالها ميزند.
"والله بكل شيء عليم" و خداوند به هر چيزي آگاه است.
تفسير مفرداتي از آيات:
الف: نور
در اينكه منظور از نور در ابتداي آيه چيست اقوالي ذكر شده است كه ميتواند همه آنها صحيح باشد مانند اينكه گفته شده «نور» به معناي هدايت كننده، روشن كننده، زينت بخش كه ميشود همه شامل شوند.
با توجه به آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت كلمه «نور» براي اصطلاحات زيادي به كار رفته است از جمله:
1. قرآن مجيد "قدجائكم من الله نور و كتاب مبين" (مائده / 15)
2. ايمان "الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور" (بقره/257)
3.هدايت الهي "او من كان ميتا فاحيينا و جعلنا له نورا يمش به في الناس كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها" (انعام /122)
4.آئين اسلام "و يأبي الله الا ان يتم نوره ولوكره الكافرين" ( توبه / 32)
5. شخص پيامبراكرم "و داعيا الي الله باذنه و سراجا منيرا" (احزاب/46)
6. معصومين "وخلقكم الله انوارا فجعلكم بعرشه محدقين" (جامعه كبيره)
7. علم و دانش "العلم نور يقذفه الله في قلب من يشاء"، كه اين موارد از جمله مصاديقي است كه براي «نور» ذكر شده است.
ب: مشكاة
در اصل به معني روزنه و محل كوچكي است كه در ديوار ايجاد ميكردند و چراغهاي قديم را براي محفوظ ماندن از مزاحمت باد و طوفان در آن ميگذاشتند. و نيز به محفظههاي شيشهاي كه به صورت مكعب مستطيلي ميساختند و دري داشت و در بالاي آن روزنهاي براي خروج هوا و چراغ را در آن مينهادند گفته شده است.
در روايات «مشكاه» به سينه مؤمن تفسير شده است و يا به تعبير ديگر مجموعه شخصيت و آگاهي و علوم و افكار اوست كه ايمان وي را از گزند طوفان حوادث مصون ميدارد.
ج: نور علي نور
مفسران بزرگ تعبيرات گوناگوني از اين جمله دارند:
1. مرحوم طبرسي در مجمع ميگويد: اين جمله اشاره به پيامبراني است كه يكي بعد از ديگري از يك نسل و يك ريشه بوجود آمدند و راه هدايت را تداوم بخشيدند.
2. فخررازي ميگويد: اشاره به اجتماع اشعه نور و تراكم آنهاست آن چنانكه دربارة مؤمن وارد شده كه: مؤمن در ميان چهار حالت قرار دارد: اگر موهبتي به او رسد خدا را شكر ميگويد، اگر مصيبتي رسد صابر است، اگر سخن بگويد راست ميگويد و اگر داوري كند عدالت را ميجويد. او در ميان تودههاي مردم ناآگاه همچون انسان زندهاي است در ميان مردگان. او در ميان پنج نور در حركت است: سخنش نور، عملش نور، محل ورودش نور، محل خروجش نور و هدفش نور خدا در روز قيامت است.
3. اين جمله يعني امامي مؤيد به نور علم و حكمت در عقب امامي ديگر از آل محمد است. اين آمدن امام عقب امام ديگر از ابتداء آدم بوده است تا روز قيامت؛ زيرا كه هر رسولي را وصي و خليفهاي بوده پس اين گروه امامان اوصياي برحقاند كه خداوند آنها را حجت بر خلق خود گردانيد و هيچ عصري خالي از آنها نيست.
رواياتي در تأويل اين آيه شريفه
الف: روي جابر بن عبدالله انصاري قال: دخلت الي مسجد الكوفة و اميرالمؤمنين علي يكتب باصبعه و يتبسم. فقلت له: يا اميرالمؤمنين، ما الذي يصحكك؟ فقال: عجبت لمن يقرأ هذه الآيات و هو لايعرف حق معرفتها. فقلت له: أيّ آية يا اميرالمؤمنين؟ فقال: الله نور السموات و الأرض مثل نوره كمشكوة. «المشكوة» محمد رسول الله فيها مصباح، أنا مصباح، المصباح في زجاجة، الحسن و الحسين (در اين صورت كلمه «في» در «في زجاجه» بمعني «مع» است يعني «علي بالحسنين»)، الزجاجة كانها كوكب دُرِّي، و هو علي بن الحسين، يوقد من شجره، محمد بن علي، مباركة زيتونة، جعفر بن محمد، لاشرقية، موسي بن جعفر، و لاغربية، علي بن موسي، يكاد زيتها يضيء، محمد بن علي، ولو لمتمسسه نار، علي بن محمد، نور علي نور، حسن بن علي، يهدي الله لنوره من يشاء، القائم المهدي.
ب: ان المشكاة قلب محمد و المصباح النور الذي فيه العلم و الزجاجة قلب علي أو نفسه.
ج: ان المشكاة نور العلم في صدر النبي و الزجاجة صدر علي صار علم النبي الي صدر علي الزجاجة كانها كوكب دري يوقد من شجرة مباركة قال: نور العلم، لاشرقية و لاغربية، قال: لايهودية و لانصرانية، يكاد زيتها يضيء ولو لمتمسسه نار، قال: يكاد العالم من آل محمد يتكلم بالعلم قبل ان يسال.
"نور علي نور" يعني اماما مؤيدا بنور العلم و الحكمة في اثر الامام من آل محمد و ذالك من لدن آدم إلي أن تقوم الساعة فهؤلاء الأوصياء الذين جعلهم الله عزوجل خلفاء في أرضه و حججه علي خلقه لاتخلو الأرض في كل عصر من واحد منهم.
اين چند روايتي بود كه در تأويل اين آيه ذكر گرديد. در بعضي از تفاسيري كه مراجعه گرديد مطالب تقريباً يكسان بود فقط در عبارات و تقسيمات اقوال با هم فرق داشتند كه ما سعي كرديم همان مشتركات را بياوريم. انشاءالله كه قلوب ما به انوار آيات الهي روشن و منور گردد.
منابع: 1. تفسير مجمع البيان، شيخ طبرسي، م148ه.ق، ج17، ص138 ؛ 2. تفسير لاهيجي، شيخعلي الشريف اللاهيجي، م1088ه.ق، ج3، ص288 ؛ 3. تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي، ج14، ص471 ؛ 4. تفسيرنورالثقلين، شيخ العروسي الحويزي، م1112ه.ق، ج3، ص602.