وحدت، نسيم رحمت

سيدحسين حسيني(سجاد)

درآمد اول :

مقصود از وحدت‌ اسلامی، وحدت‌ امت‌ اسلام‌ است‌ که‌ خداوند فرموده: "ان‌ هذه‌ امتکم‌ امة‌ واحدة‌ و انا ربکم‌ فاعبدون"(1) همانا این‌ امت‌ شما امت‌ واحده‌ است. لذا اساس‌‌ وحدت‌ را قرآن‌ بنا نهاده‌ است.

رسول‌ اکرم(ص)، به‌طور رسمی‌ پس‌ از هجرت، در قرارداد و عهدی‌ بین‌ مهاجرین‌ و انصار، وحدت‌ امت‌ اسلام‌ را اعلان‌ فرمود: "انهم‌ امةٌ‌ واحدةٌ‌ من دون‌ الناس"(2) مسلمانان‌ جدای‌ از بقیة‌ مردم، یک‌ امت‌ هستند. این‌ اعلان‌ رسمی‌ که‌ همزمان‌ با هجرت‌ رسول‌ اکرم(ص) و تأسیس‌ حکومت‌ اسلامی، صورت‌ گرفته‌ علاوه ‌بر مفهوم‌ وحدت‌ دین‌ و عقیده، وحدت‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ آنان‌ را نیز در بر دارد از سوی دیگر اگر ادعا کنیم حساس ترین مسئله اى که امامان شیعه در طول زندگانى، براى تحقق آن در عالم خارج براساس قرآن کریم و سنت نبوى اهتمام داشته اند، وحدت و یکپارچگى امت اسلامى در چارچوب کلى جهان اسلام است، سخنى به گزاف نگفته ایم. هدف آن بزرگواران محافظت از عظمت و شکوه این موجودیت در برابر دشمنان و در کمین نشستگان اسلام بود.

با این حال سخن‌ گفتن‌ از وحدت، همواره‌ توأم‌ با یاد کردن‌ از اختلاف‌ است، قرآن‌ نیز غالباً‌ در آیات‌ بسیار، این‌ دو مفهوم‌ یعنی‌ وحدت‌ و اختلاف‌ را با هم‌ آورده‌ است‌ مانند: آیة‌ "و لاتکونوا کالذین‌ تفرقوا واختلفوا" (3) مانند کسانی‌ که‌ به‌ تفرقه‌ گرائیدند و با هم‌ اختلاف‌ کردند نباشید.یا: "واعتصموا بحبل‌ جمیعاً‌ ولاتفرقوا واذکروا نعمت‌ الله علیکم‌ اذ کنتم‌ أعدأ فألف‌ بین‌ قلوبهم‌ فأصبحتم‌ بنعمته‌ اًخواناً" علت‌ تقارن‌ و تلازم‌ وحدت‌ و اختلاف‌ در کتاب‌ و سنت، آن‌ است‌ که‌ اگر اختلاف‌ نباشد نیاز به‌ سفارش‌ به‌ وحدت‌ نیست.

درآمد دوم:

جایگاه اختلاف در اسلام:

تاريخ اسلام در همه مسائل نظري شاهد اختلاف آرا و عقايد بوده است و اين اختلاف،تا آنجا که به اصول کلي مشترک خللي وارد نياورده، رايج و مورد استقبال بوده است و حتي به عنوان يک امر ضروري تلقي شده است. حتي در اصول کلي مشترک، مثل توحيد، نبوت، رهبري بعد از پيامبر، معاد، صفات خداوند و قرآن نيز مباحث نظري فراوان مطرح شده و نه تنها اغلب موجب آن نشده که متفکران اسلامي يکديگر را تکفير کنند، بلکه عامل گسترش و عمق معارف حکمي و کلامي نيز گشته است .اما اختلاف نظر در فروع مورد اتفاق، مانند نماز، روزه، حج، جهاد، ابواب گوناگون اقتصاد و کيفرها (حدود وديات) و غير آن که بسيار فراوان و رايج‌اند، بديهي‌تر از آنست که نيازي به بحث و تحقيق داشته باشد. اما در هرحال، ميتوان اختلاف را به دو نوع تقسيم کرد:

الف: اختلاف معقول

اختلاف معقول عبارت است از اختلافي که ناشي از چگونگي اطلاعات مربوط به مسئله و استعدادها، مخصوصاً نبوغ وعموم موضع گيري‌هاي طبيعي وقانوني است که اشخاص در ارتباط با حقائق دارند، مانند اختلاف نظر در دريافت واقعيات عالم هستي از ديدگاه علوم نظري و فلسفه‌ها. اين همان اختلاف معقول است که نه تنها نبايد مورد ترديد و انکار قرار بگيرد، بلکه موجب گسترش و عمق بيشتر در معارف نيز مي‌گردد. روايت معروف اختلاف امتي رحمه (اختلاف امت من رحمت است) (سفينه البحار، محدث قمي، ج2، ص42)، اشاره به همين اختلاف معقول مي‌نمايد. بر اساس همين نگرش بوده است که اکثريت قريب به اتفاق دانشمندان اسلامي،چه در فقه و اصول و فهم احاديث،چه در فلسفه وکلام و ادبيات و غير ذلک با کمال رضايت به بحث و کاوش و اظهار نظرهاي مختلف مي‌پرداختند و هيچ يک ديگري را خارج از اسلام تلقي نمي کرد. اگر به تاريخ اسلام بنگريم، خواهيم ديد که علماي فراواني در حضور علمايي که در مسائل نظري هم راي آنان نبوده اند، شاگردي کرده‌اند و کتابهاي يکديگر را مورد شرح و تحقيق قرار مي‌دادند. مثلاً کتاب تجريد الاعتقاد تاليف خواجه نصيرالدين طوسي از بزرگترين علماي شيعه مورد شرح ملا علي قوشجي از علماي اهل سنت قرار گرفته است و کتاب المحجه البيضاء ملا محسن فيض، از مشاهير علماي شيعه، در شرح و تحقيق احياء العلوم غزالي که از معروفترين علماي اهل سنت است تاليف شده است.

ب: اختلاف نا معقول

عبارت است از اختلافي که ناشي از عوامل غير قانوني وانحرافي مي‌باشد، مانند پیروي از هوي و هوس که از مهمترين نمودهاي آن، خود نمايي و شهرت پرستي است. در طول تاريخ، کساني بوده اند که خواسته‌اند خود را مطرح کنند و با تظاهراتي مثل آزاد فکري، آزادي راه و آزادي بيان، اما در حقيقت با عشق به قدرت، مشهور شوند. عشقي که نهايت ناتواني اثبات مي‌کند. همانگونه که در سازندگان و ترويج کنندگان مذاهب دروغين مي‌بينيم، يکي از اساسي‌ترين عوامل بدست آوردن قدرت در طول تاريخ، ايجاد اختلاف در عقيده يا عقائد مردم يک جامعه بوده است. اين جريان، نه تنها موجب پراکنندگي افکار و عقائد و ايده‌آل‌هاي متحد کننده يک جامعه مي‌گردد، بلکه گاهي عامل شديدترين خصومت ها وتضادها در ميان مردم يک يا چند جامعه مي‌شود که در عمق، افکار و عقائد مشترک بسياري با يکديگر داشته اند. چون عقايد و آرمانها تفسير کننده هدف و فلسفه حيات انسانهاست، بازي با آنها يا بوجود آوردن اختلاف‌هاي نا معقول ميان انسانها براي نيل به قدرت، يکي از ضد انساني ترين روشهاي قدرت طلبان محسوب مي‌شود. از زمره ديگر انواع اختلافات نامعقول، آن است که ناشي از شطرنج بازيهاي ذهني در علوم نظري است که فقط براي ارضاي حس تخيل و اعتلاء طلبي در امور فکري محض برمي‌خيزد. بدين ترتيب، با کمال صراحت مي‌توان گفت که اختلاف در مسير رقابت‌هاي سازنده، مطلوب‌ترين عامل پيشرفت معرفت و عمل است و بدون آن، هيچ گونه حرکت تکاملي در حوزه دو حقيقت مذکور (معرفت وعمل) امکان پذير نخواهد بود. در دين اسلام، هرگز چنين دستوري وجود ندارد که همه مغزهاي مسلمين، فعاليت يک نواخت داشته باشند و همه به نتايج واحد برسند. از طرف ديگر، اصرار شديد اسلام بر اين است که بحث و کاوش و اجتهاد بايد دائمي و مستمر باشد. بديهي است که اين قضيه دوم، بدون بروز اختلاف امکان پذير نخواهد بود. بنابر اين، اختلاف نظرها به عنوان يک پديده طبيعي که معلول پويائي معارف اسلامي است، پذيرفته شده، اما اين اختلاف بايد در مسير رقابتهاي سازنده قرار بگيرد، نه تضادهاي ويران کننده،. البته گاه اين تکاپوها و رقابت‌هاي مثبت، از طرف قدرت پرستان، مبدل به تضادهايي مي‌گردد که عامل پيشرفت تکاملي را، به عامل رکود و سقوط نابود کننده بدل مي‌سازد. اما اختلاف هاي نا معقول که براي بدست آوردن سلطه و قدرت بوجود مي‌آيند، سطحي و زود گذر و غالبا تکراري است، مانند کتابهايي که براي اختلاف افکندن بين شيعه و سني در دوران ما نوشته مي‌شوند. معمولا اين گونه آثار، براي صاحب نظران و متفکران فقط اسباب تمسخر وتاسف خواهند بود، و براي افکار ساده و بي اطلاع نيز اثري زود گذر و فراموش شدني بجا خواهند گذارد. از طرف ديگر، هر جا که آتشي از اختلاف بر افروخته شده،هرچند نهالهايي چند از باغ خداوندي را سوزانده، اما روشنايي هايي براي متفکران بوجود آورده که در نور آن، هم ابعاد مخفي و مزاياي مکتب را روشن ساخته، و هم نيات تفرقه افکن را واضح تر ساخته است، چه اگر يک قضيه از واقعيت صحيح بر خوردار باشد، هر حمله اي که از طرف غرض ورزان صورت گيرد، سطوح و ابعاد و توانايي مقابله آن واقعيت را بالاتر مي‌برد و روشن‌تر مي‌سازد، و اين، عکس آن هدفي است که غرض ورزان تصور کرده‌اند.

حال با دو درآمد فوق به اصل موضوع که همان وحدت می‌باشد می‌پردازیم.

واکاوی مفهوم وحدت:

در باب مفهوم وحدت در بین مسلمین، طلایه داران وحدت چند نکته را بیان داشتند:

وحدت ميان مسلمين به معني نزديک شدن فرقه‌هاي اسلامي به يکديگر، با حفظ کيان و ماهيت آنهاست.

به معني تحفظ بر اصول مشترک و آزاد گذاردن و معذور داشتن هرفرقه در فروع خاصه خود او است.

به معني عدم نزاع و درگيري فرقه‌ها و اطلاع همگان از عقايد يکديگر و بي‌تفاوت بودن و حساسيت نشان ندادن در برابر فرقه ديگر نسبت به مختصات آن فرقه است.

انواع وحدت:

انواع وحدتي را که براي امت اسلامي متصور شده اند، مي‌توان به سه دسته تقسيم کرد

1) وحدت مطلق:

وحدت مطلق عبارت است از اتفاق نظر در همه عقائد و معارف و احکام اسلامي با همه اصول وفروع آنها.

اينگونه وحدت با نظر به آزادي انديشه و تعقل در خصوصيات و کيفيات و انتخاب دلايل در عناصر و اجزاء اصلي عقايد و احکام دين اسلام، به قدري بعيد است که مي‌توان گفت امري امکان ناپذير است. مخصوصا با در نظر گرفتن اختلاف متفکران در ذوق و انديشه و کمي و بسياري اطلاعات درباره منابع همچنين اختلاف آنان در نبوغ و هوش و حافظه که بدون ترديد درانتخاب و فهم قضايا و تنظيم استدلال ها و غير ذلک موثر مي‌باشند، وحدت مطلق و اتفاق آراء بين متفکران، غير ممکن خواهد بود. تا زماني که اين اختلاف همراه با اخلاص و با هدف حقيقت يابي و با اطلاع کافي و لازم از منابع و اصول مربوطه باشد، نه تنها ضرري بر وحدت امت اسلامي وارد نمي آورد، بلکه پديده اي است مطلوب که براي پيشرفت معارف اسلامي ضروري است.

2: وحدت مصلحتي عارضي:

آن نوع اتفاق نظر را وحدت مصلحتي عارضي مي‌ناميم که از جبر عوامل خارج از حقيقت و متن دين پيش مي‌آيد و در مواقعي لازم مي‌آيد که آن عوامل، جوامع اسلامي را در خطر اختلال قرار داده اند. معمولا در هنگام بروز عوامل نابود کننده و مخاطره آميز، تضادها و اختلافات در ميان فرقه ها و مذاهب مختلف، ناديده گرفته مي‌شوند و نوعي اتحاد و هماهنگي ميان آنان برقرار مي‌شود. چون اين اتحاد و هماهنگي معلول عوامل جبري خارج از متن دين است، با از بين رفتن آن عوامل، اين اتحاد نيز منتفي مي‌گردد و به تناسب کاهش يا افزايش نيروي آن عوامل، ميزان اتحاد موقت و مصلحتي نيز کاهش يا افزايش مي‌يابد. همانگونه که توقع " وحدت مطلق "ميان متفکران و مردم جوامع اسلامي با وجود آن همه عوامل اختلاف معقول غير منطقي است، توقع اينکه وحدت مصلحتي عارضي بتواند فرقه‌ها و مذاهب اسلامي را ازهماهنگي واتحاد دائمي ومعقول برخوردار سازد،انتظاري است نا به جا.

3: وحدت معقول:

با توجه به متن کلي دين و با توجه به آزادي انديشه و تعقل در خصوصيات و کيفيات و انتخاب دلائل در عناصر (اجزاء اصلي عقائد و احکام دين اسلام، وحدت مطلوب در بين امت اسلامي، نوع "وحدت معقول" خواهد بود. وحدت معقول را مي‌توان چنين تعريف کرد: قرار دادن متن کلي دين اسلام براي اعتقاد همه جوامع مسلمان و بر کنار نمودن عقائد شخصي نظري و فرهنگ محلي و خصوصيات آراء و نظريات مربوط به هريک از اجزاء متن کلي دين که مربوط به تعقل و اجتهاد گروهي يا شخصي است. تحقق اين نوع وحدت هيچ مانع شرعي و عقلي ندارد و هر متفکر آگاه از منابع اوليه اسلام و طرز تفکر ائمه معصومين (ع) و صحابه عادل متقي و تابعين حقيقي آنان، مي‌داند که پيروي از متن کلي دين، با تکاپو و اجتهاد براي فهم خصوصيات و کيفيت انتخاب دلائل، امري است ضروري. بديهي است آن هماهنگي و اتحادي که منابع اوليه اسلام (قرآن و سنت و عقل سليم و اجماع) و شخصيت هاي پيشتاز اسلامي مثل آيه الله العظمي حاج سيد حسن طباطبايي بروجردي مرجع شيعيان جهان و رهبر عاليمقام اهل سنت شيخ محمد شلتوت در گذشته و حال به آن دعوت نموده اند، نه وحدت مصلحتي عارضي است که اين نوع وحدت را هيچ يک از فرقه ها و مذاهب اسلامي به عنوان آرمان اعلاي جوامع اسلامي نمي پذيرند و نه وحدت مطلق است که عملي نيست بلکه اينان و امثال اينان، براساس آنچه که مطلوب جدي منابع اوليه اسلامي بوده و هست، خواستار انطباق حيات اجتماعي و ديني مردم همه جوامع اسلامي بر متن کلي و مشترک دين اسلام هستند که ميتوان فرا گيرنده همه فرقه ها و مذاهب معتقد به آن متن کلي باشد، و اين، وحدت معقول است.(5)

انگیزه هاى وحدت اسلامى

1ـ وحدت اسلامى فراهم کننده قدرتى حقیقى است که مى‌تواند پس از خداوند متعال، تکیه گاه استوارى براى مسلمانان در رویارویى‌هاى فرهنگ‌ها و تمدن‌ها باشد؛ زیرا اگرچه مسلمانان از نیروى عظیم انسانى، امکانات مادى فراوان، موقعیت هاى استراتژیک مهم، روحیه معنوى بالا، و فرهنگ و دیدگاه اعتقادى و فکرى پیشرفته اى در نگرش به زندگى; برخوردار هستند، اما چنانچه میان این اجزا و عناصر پراکنده هماهنگى ایجاد نکند، این مجموعه عظیم، بیش از طعمه اى در چنگال دشمنان نخواهد بود.

2ـ وحدت اسلامى مى‌تواند زمینه‌هاى گسترده‌اى براى پژوهش و بحث و بررسى و اجتهاد و استنباط از منابع اسلامى فراهم آورد وبدین وسیله به رویارویى‌هاى فکرى فرهنگى و حل مشکلات انسانى که ثمره پیشرفت هاى مادى و تحولات علمى اجتماعى است مدد رساند روشن و بدیهى است که چنین امکان وسیعى براى تحقیقات و بررسى‌ها تنها در سایه آرامش و تفاهم و آزادى ابزار عقیده و ارج و احترام اندیشه و تلاش هاى دوستانه و برادرانه، به وقوع مى‌پیوندد.

3ـ وحدت اسلامى مى‌تواند زمینه‌هاى رشد و پیشرفت را در تمامى جنبه‌هاى مادى ومعنوى فراهم کند.

آثار و برکات وحدت:

1) مهم‌ترين دستاورد وحدت هر جامعه اي در همه انواع آن، حفظ صلح و آرامش و امنيت و دور ماندن از جنگ و خون ريزي و جدايي و تفرقه است؛ زيرا اتحاد در جامعه، حس نوع دوستي و هم كاري متقابل را تقويت مي‌كند و فتنه هاي اجتماعيی كه از برتري جويي نژادي ناشي و سرچشمه مي‌گيرد، از ميان مي‌برد؛

2) استواري و حفظ هيمنت و استحكام جامعه است. هنگامي كه جامعه از اختلاف دست بردارد و تنازع را به كناري نهد، دل ها به هم نزديك شده و صفوف آنان منسجم و مستحكم مي‌گردد به گونه اي خللي در ميان نيست تا دشمن از راه آن نفوذ كرده و به جامعه ضربه زند؛

3) وحدت اسلامى مى‌تواند زمینه‌هاى رشد و پیشرفت را درتمامى جنبه‌هاى مادى و معنوى فراهم کند. به هرحال رشد اقتصادي و شكوفايي مادي و معنوي بشر و دست يابي به سعادت دنيا و آخرت كه در دو مفهوم آسايش و آرامش تحقق مي‌يابد تنها زماني ممكن و شدني است كه جامعه از اتحاد برخوردار باشد و مردمان آن با همدلي و همراهي و همرايي با روش و هدف مشخص و واحد بكوشند تا به آن برسند.

اصول و عوامل وحدت ساز :

فرایند وحدت در جامعه اسلامى مستلزم طی مسیری هست که اگر آن مسیر پیموده نشود جامعه به وحدت معقول دست نمی‌یابد.

مبانی اصلی در وحدت اسلامى

اصل اول: یکتاپرستى

این اصل در اشکال مختلف تصویر مى‌شود:

الف: صحنه اتحاد همگان از رهگذر چنگ زدن به ریسمان خداوند: «اى کسانى که ایمان آورده اید، از خدا آن گونه که حقّ پروا کردن از اوست پروا کنید، و نمیرید مگر در حالى که تسلیم [فرمان او] باشید. و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید، و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، آن‌گاه که دشمن یکدیگر بودید، پس میان دل‌هاى شما الفت انداخت و در سایه نعمت او با هم برادر شدید; و بر لب گودالى از آتش بودید، پس شما را از آن رهانید. این گونه، خدا آیات خود را براى شما بیان مى‌کند، باشد که هدایت یابید.»

ب: صحنه پدیدار شدن انس و الفت میان قلبها و همدلى بواسطه عامل غیبى: «و اگر بخواهند [با پیشنهاد صلح] تو را فریب دهند، خدا براى تو بس است. اوست که تو را به یارى خود و به وسیله مؤمنان تأیید کرد. و میان دل هایشان الفت انداخت، که اگر همه آنچه در زمین است خرج مى‌کردى، نمى‌توانستى میان دل هایشان الفت برقرار کنى، ولي خدا میانشان الفت برقرار کرد. به راستى او عزّتمند و حکیم است.»

اصل دوم: پیروى از پیامبر اکرم(ص)

اهمیت مسأله برخاسته از مجموعه‌اى از عوامل و اصول اعتقادى واخلاقى و مصالح سیاسى واجتماعى است که به پاره‌اى از آنها بصورت گذرا اشاره مى‌شود:

الف: حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله) مقام تبلیغ رسالت را بر عهده دارد و سخنان او ناشى از منشأ وحیانى است: «و از روى هوس سخن نمى‌گوید. این [قرآن] جز وحیى که به او مى‌شود نیست.»، «هرکس اطاعت پیامبر کند، در حقیقت اطاعت خدا کرده است؛ و هرکس روى بگرداند، [تو مسئول نیستى، و] تو را به عنوان نگهبان آنان نفرستاده‌ایم.»

ب: رسول کسى است که در عین دارا بودن مقام نبوت و تبلیغ، مسئولیت امامت جامعه را نیز بر عهده دارد.

معناى چنین سخنى آن است که اطاعت از رسول در واقع، از یک جنبه، نشانه پایبندى به حاکمیت سیاسى اسلامى و گویاى اهمیت نقشى است که قرآن و اسلام براى این حاکمیت در جامعه قایل است. «اى کسانى که ایمان آورده اید، خدا را اطاعت کنید و از این پیامبر و کسانى از خودتان که متولّیان امر شما هستند فرمان برید; و اگر در چیزى با یکدیگر اختلاف پیدا کردید، اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارید، آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید که این بهتر و سرانجامش نیکوتر است. آیا نظر نیفکنده‌اى به کسانى که مى‌پندارند به آنچه به سوى تو و آنچه پیش از تو نازل شده است ایمان آورده اند، ولى مى‌خواهند داورى میان خود را نزد طاغوت ببرند، در حالى که قطعاً فرمان یافته اند که به آن کفر بورزند؟ و شیطان مى‌خواهد آنان را به گمراهى دورى بیفکند...»

زمینه هاى اطاعت از «رسول» بسیار گسترده و متعدد است و مصالح اجتماعى عمومى، خواسته هاى فردى خاص، مسائل روزمره آنى و انواع موضوعات دائم و پایدار را در بر دارد. همچنین تأثیر طبع; نظرات و اجتهادات مختلف، رسوب هاى اعتقادى فکرى اخلاقى و فشارهاى اجتماعى و اقتصادى را در این پیروى و اطاعت، نباید از نظر دور داشت. یکى از مهم ترین آثار اطاعت از خدا و رسول، برچیده شدن نزاع و اختلاف و تحقق وحدت درمیان مسلمانان است.«و خدا و پیامبرش را فرمان برید و با هم نزاع نکنید که سست شوید و قدرت شما از بین برود، و صبر کنید که خدا با صابران است».

اصل سوم: حفظ روابط عاطفى میان رهبرى و مردم

یکى از پایه‌هاى مهم وحدت اسلامى، حفظ موقعیت ممتاز رهبرى دینى در جامعه است در این عرصه و حوزه قانونمند، وحدت اسلامى شکوفا مى‌شود. مبدل کردن حالت هاى خشک و بى روح، به پیوندهاى پرطراوت روحى و معنوى و عاطفى که دوستى و مودت و احساسات پاک انسانى در آن موج زند بر عهده رهبرى اسلامى است بدینسان رهبرى، نقش عظیمى را در حفظ و استمرار بقاى وحدت اسلامى ایفا مى‌کند. «پس به سبب رحمتى که از جانب خداست با آنان نرمخوى شده‌اى، و اگر درشتخوى و سنگدل بودى از گِرد تو پراکنده مى‌شدند. پس از آنان درگذر، و برایشان آمرزش بخواه، و در کار [اداره جامعه] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکّل کن، که خدا توکّل کنندگان را دوست مى‌دارد.»، «همانا براى شما پیامبرى از خودتان آمده است که رنج بردن شما بر او دشوار است و بر هدایت شما حریص و نسبت به مؤمنان بسیار دلسوز و مهربان است.»

اصل چهارم: اخوّت دینى

اخوت دینى از دیدگاه قرآن، زمینه شکوفایى وحدت اسلامى است و به آن نمود اجتماعى و ارزش انسانى مى‌بخشد وحدت میان اشیاء، نیازمند چارچوبى واحد است که آنها را در کنار هم گرد آورد. خون، نژاد، زبان، ملیت، جغرافیا، زمین، خاک، مصالح و منافع، ارزش‌ها و آرمان‌هاى انسانى، دیدگاه قرآن در این زمینه ها، همه بر این مبنا استوار است که بشریت از اصلى واحد برخوردار است. «اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بى تردید گرامى ترینِ شما نزد خدا با تقواترینِ شماست. به یقین، خدا دانا و آگاه است.»، «جز این نیست که مؤمنان با هم برادرند، پس میان برادرانتان سازش دهید و از خدا پروا بدارید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید.»

اصل پنجم: موازین اخلاقى

محتواى کلى تعالیم اسلامى، محتوایى اخلاقى است، فلسفه قیام رسول اکرم به تتمیم مکارم اخلاق تفسیر شده است موازین اخلاقى داراى شاخصه‌هایى چون وفادارى در عهد و پیمان، اجراى عدالت، ترویج فضیلت‌ها و... است که هریک در سنگ بناى خیمه وحدت اسلامى سهم قابل توجهى دارند.

از منظر دیگر اگر به عوامل وحدت ساز نگاهی بیندازیم می‌بایست به مطالب ذیل پاسخ روشنی گوییم:

الف: ارائه دیدى کلى و عمومى راجع به نقش دین در زندگى و اینکه آیا دین تنها رابطه اى روحى و پیوندى قلبى میان انسان و خدا و اعمال عبادى و اصول اخلاقى است که انسان بدان پایبند باشد؟ یا حوزه تأثیرگذارى دین، گسترده تر و فراتر از دین، در برگیرنده تمامى جنبه‌هاى اجتماعى و اقتصادى و ادارى وسیاسى وارتباطات انسانى در زندگى است.

ب: اتخاذ موضعى کلى در قبال حقوق بشر در اندیشه و عمل و اعمال عبادى مسلمانان و حقوق اجتماعى پیروان مذاهب اسلامى، بطورى که اولاً نتوان اتباع این و آن مذهب را از حقوق اساسى شان که همراه دیگر شهروندان مسلمان در لزوم برخوردارى از آنها مشترکند و صرفاً به خاطر انتساب به مذهبى خاص، محروم ساخت و ثانیاً: مسأله انتساب به مذهب خاص، به امتیاز یا نقطه ضعفى به نفع یا ضرر اشخاص، تبدیل نگردد.

ج: داشتن دیدگاهى کلى در قبال دشمنان اصلى اسلام، چه در جنبه اعتقادى مانند جریان الحاد و اباحى گرى اخلاقى یا در جنبه هاى سیاسى همچون جریان کفر جهانى.

د: اختلافات مذهبى که باید با نگاهى کلى و روشن بدان نگریست تا بتوان بر خورد صحیحى با آنها صورت داد، چون وحدت را در این زمینه به معناى متحد کردن تمامى مذاهب در یک مذهب مشترک گرفتن، هیچ مفهوم صحیحى ندارد بلکه اصولاً در این زمینه نخست باید آراء پیروان مذاهب و آیین هاى عبادى و شخصى شان را محترم شمرد و آنگاه روش‌هاى تحقیق و بررسى و اسلوب‌هاى نقد و گفتگو را بدور از غرض ورزى‌ها و شک و گمان‌ها متحد ساخت.

ح: هماهنگ کردن دیدگاهى کلى راجع به اساس ساختار حکومت اسلامى و نقش آن در زندگى سیاسى اجتماعى، بطورى که مانند عرصه دموکراسى در جهان معاصر، تناقضى میان اشکال مطروحه براى حکومت پیش نیاید.

راهكارهاي وحدت:

الف) اخوت ایمانى و اسلامى

در عصر بعثت، اسلام از مردمى آن چنان متفرق و در حال اختلاف و ستیز، جبهه‏اى واحد و متشكل در برابر شرك، كفر و نفاق پدید آورد و همین اتحاد و انسجام در زیر پرچم توحید و رهبرى رسول اكرم(ص) عامل مهم پیروزى و غلبه آنان بر تمامى دشمنان سرسخت و نیرومند اسلام گردید. در موارد زیادى اخوت ایمانى به عنوان دلیلى بر اتحاد قلمداد شده است و براساس آن به وحدت و همكارى و یارى رساندن به مؤمنان سفارش شده است .قرآن كریم مى‏فرماید: «انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویكم‏»؛ «مؤمنان با هم برادرند; پس بین برادران خود صلح برقرار سازید»

ب) تقوا و فضیلت

هنگامى كه افراد جامعه به كلمه توحید روى آورند و دستورات الهى را به كار ببندند، تقوا و فضیلتهاى عالى در بین آنها رواج مى‏یابد. با گسترش مكارم اخلاقى و خصال نیك در جامعه و احیاى سنتهاى متكى بر ایمان و تقوا برتریهاى قومى و نژادى و امتیازات كاذب از جامعه رخت‏ برمى‏بندد .

ج) حضور در اجتماعات عبادى سیاسى

براساس تعالیم دینى، اجراى فرایض دینى هرچه با اخلاص، در خلوت و دور از چشم مردم صورت گیرد، ارزش افزون‏ترى دارد و در ارتقاى معنوى انسان مؤمن تاثیر مهم‏ترى دارد; با وجود این، اسلام دستور داده نماز به جماعت ‏برگزار شود و ثواب این نماز بیش از آنچه تصور مى‏رود از نماز فرادا بالاتر است; زیرا بر اثر حضور مسلمانان، آنان از وضع یكدیگر باخبر مى‏شوند؛ دلهاشان به یكدیگر نزدیك مى‏گردد و...

نماز جماعت ‏یك اجتماع عبادى روزانه است و نماز جمعه، اجتماعى عمومى‏تر و هفتگى است كه امام جمعه باید به جاى دو ركعت، خطبه بخواند و در خطبه‏ها علاوه بر مواعظ، مسائل جهان اسلام را به آگاهى عموم نمازگزاران برساند و مصالح عمومى را مطرح كند . و نیرنگهاى استكبار و توطئه‏هاى آنان را گوشزد نماید . نماز عیدین (عید فطر و عید قربان) اجتماعى دیگر است كه سالانه برگزار مى‏شود. از همه اینها مهم‏تر، عمومى‏تر و طولانى‏تر و متنوع‏تر برنامه حج است كه بر هر انسان مسلمان واجب است در صورت توانایى بدنى و مالى حداقل در طول عمر خود یك بار در این اجتماع مهم حضور یابد. در این عبادت عظیم، هم، زمان واحد در نظر گرفته شده و هم مكان واحد، و حتى لباس یكسان. هدف آن است كه شركت‏كنندگان علاوه بر تمرین تزكیه درونى و آمادگى بیشتر براى تقوا و روى آوردن به فضیلت، در میعادگاه اهل توحید یعنى مسجدالحرام و اطراف خانه كعبه رنگ توحید و وحدت و یگانگى اجتماعى به خود گیرند .

د) مسجد

مساجد علاوه بر آنكه از صدر اسلام كانونى براى عبادت، ارتباط با خداوند وتلاوت قرآن بوده‏اند، مكانهایى براى به هم پیوستن نیروهاى مسلمین جهت‏حركتهاى دینى و تبلیغى و سركوبى معاندان و از بین بردن آفات توحید به شمار مى‏رفته‏اند.

هـ) امر به معروف و نهى از منكر

خداوند در آیه 103 از سوره آل عمران به مسلمانان توصیه مى‏فرماید: به حبل الله چنگ زنید و متفرق نشوید و در آیه 105 از این سوره (با یك آیه فاصله) به مؤمنان هشدار مى‏دهد. «ولا تكونوا كالذین تفرقوا واختلفوا من بعد ماجاءتهم البینات واولئك لهم عذاب عظیم» ؛ «مانند آنان كه بعد از آمدن نشانه‏هاى روشن متفرق شده و اختلاف كردند نباشید. براى آنهاعذاب بزرگى است»آیه 104 همین سوره - كه در میان آن دو آیه قرار گرفته - چنین است. «ولتكن منكم أمة یدعون إلى الخیر ویامرون بالمعروف وینهون عن المنكر» ؛ «باید از میان شما گروهى باشند كه به خیر دعوت كنند و امر به معروف و نهى از منكر نمایند»

قرآن كریم مى‏خواهد بفهماند كه همواره باید از طریق دعوت به صلاح و خوبى و امر به معروف و باز داشتن از زشتیها، وحدت جامعه پایدار بماند.

اگر این استوانه اسلامى یعنى اصل فراخوانى به خوبى و ارشاد و امر به معروف و نهى از منكر فراموش شود و جامعه به گناه و خلاف روى آورد و فضایل و مكارم از مردمانش رخت‏بربندد، اتحاد میان آنها زایل مى‏گردد. نكته مهم آنكه، نباید دعوت به صلاح وخیر برتذكرات ساده اخلاقى وعبادى منحصر شود و هدفهاى عالى‏تر و مهم‏تر فراموش گردد.

ی) دعوت به خردورزی و عقلانیت حدیث از اصول کافی.

موانع وحدت در بین مسلمین:

در راه همگرايي مسلمين موانع متعددي به شماره آمده است از آن جمله:

تعصب و تقليد كه در تعصب مذهبي و نژادي نمايان شده است.

دوري مسلمانان از تعاليم اصيل اسلامي و پيدايش جهل، خرافات، بدعت و تقليدهاي ناروا.

منشا سياسي توسط علماي درباري از يك طرف و زمامداران و حكام از طرف ديگر.

اختلافات علمي و اجتهادي ميان علما كه به زندگي عمومي مردم انتقال يافت.

انديشه هاي هوس آلود و مسائل نژادي.

سوء فهم.

غفلت مسلمين.

تهمت ها و افتراها.

سیاست‌های دشمنان اسلام.

نفوذ و رسوخ رذائل اخلاقي در ميان مسلمين.

فرقه گرايي و مجادلات مذهبي.

حكومت هاي وابسته و خودكامه.

دور شدن از خردگرایی(6)

پیشنهاداتی برای وحدت در بین امت اسلام:

در یک نگاه کلی می‌توان موارد زیر را در تدوین منشور وحدت مورد توجه قرار داد:

1ـ قرآن و آموزه‌های آن، مبنا و پایه وحدت قرار گیرد.

2ـ تلاش برای معرفی و تبلیغ و شناساندن مناسب و مطلوب اسلام به جهان از سوی کشورهای اسلامی.

3ـ برجسته سازی و اطلاع رسانی شایسته از دیدگاههای اسلام درباره مولفه‌های حقوق بشر چون، آزادی، حقوق شهروندی،مردم سالاری،حق انتخاب و...

4ـ محترم شمردن پیمان‌ها، میثاق‌ها، عهدنامه‌ها و پروتکل‌های بین المللی وبخصوص فی مابین کشورهای اسلامی و تلاش برای گسترش همکاری‌های مورد علاقه

5ـ تلاش برای ایجاد بازار مشترک کشورهای اسلامی و نیز راه اندازی و فعال کردن اتحادیه‌های رسانه‌ای در جهان اسلام

6ـ دفاع از کیان اسلامی (سرزمین ها و مرزهای عقیدتی) در برابر تهاجم و تجاوز دشمنان اسلامی

7ـ عدم مداخله در امور یکدیگر با راهبرد همزیستی مسالمت آمیز و پرهیز از سیاست‌های رادیکال و تنش آمیز میان کشورهای اسلامی

8ـ تلاش برای اتخاذ وحدت رویه و سیاست‌های هماهنگ در مجامع جهانی و دفاع از حقوق مسلمانان وسرزمین‌های اسلامی

9ـ راه اندازی کرسی‌های نظریه پردازی، بحث وگفت، جدال احسن میان نخبگان و اندیشمندان حول مشترکات و ساز وکارهای تقویت و کارآمدی آنها در عین احترام به عقاید و اندیشه‌های یکدیگر

10ـ برخورداری از طرح و نقشه مشخص در جهت مقابله با چالشهای فراروی جهان اسلامی از جمله مساله فلسطین، تروریسم

11ـ استفاده از تجربیات اتحادیه اروپا در شکل دهی پول مشترک و سر زمین‌هایی بدون مرز برای امت اسلامی

12ـ و...

امید آنکه با الهام از قرآن مجید و اسلام عزیز و آموزه‌های پیامبر گرامی اسلام و تاسی از سیره نبوی، شاهد تدوین منشور وحدت اسلامی به مثابه سرمایه مشترک و واحد جهان اسلام باشیم.

برخی از منابع:

1) انبیأ / 92

2) سیرة‌ ابن‌ هشام، دار احیأ التراث‌ العربی، ج‌ 2، ص‌ 115

3) آل‌عمران/ 105

4) برای آگاهی بیشتر مراجعه شود به:

http://piambarekhoda.blogfa.com/post-36.aspx

5) کتاب استراتژي وحدت درانديشه سياسي اسلام جلد اول نوشته سيد احمدموثقي

6) برای توضیحات بیشتر به مقاله وحدت و چالش‌هاي همگرايي سعيد عطاريان مراجعه شود.