بهار و تابستان 1388 (شماره 5 - 6) (2)
از قصه درماني تا أحسن القصص
سيدحسين حسيني(سجاد)
مقدمه: انسان با نگاهی به گذشته خویش، قصهها و سرگذشت هایی را به یاد میآورد که والدین و بزرگترها برای او نقل میکردند تا وی را آرام و سرگرم نمایند؛ اما غافل از اینکه در قالب قصه ها، بزرگترها، الگو گیری از قهرمانان، عبرت آموزی از فرجام ظالمان و شکست خوردگان قصه ها، آرمان خواهی و در کل نحوه ی زندگی کردن را به او یاد میدادند. وقتی خودش بزرگ شد باز هم بی نیاز از داستان ها نشد. این بار بوسیله شنیدن و خواندنِ قصه ها باز هم یاد میگیرد که چگونه در دام طعمهها نیافتاده ویا یا اینکه چطور راه خود را از میان مشکلات باز یابد. اما همان انسان در بزرگسالی برای ایجاد ارتباط بین خود و کوچک ترها بوسیله پل ارتباطیِ قصه، مقاصد خود را به خردسالان میرساند. این است آن دَوری که از نقل قصهها در زندگی انسان روی میرهد.
بی شک قصه از زمانی متولد شده است که آدم پا به عرصه ی وجود نهاده است و تا زمانی هم که انسان باشد قصه هم است(رحماندوست، ص18). قصه گویی، پیشینه ای پیوسته به تاریخ پیدایش انسان دارد و یکی از عمدهترین و رایج ترین راههای انتقال تجربه و سرگرمی، قصه گویی و گوش سپردن به قصهها است (هنر قصه گویی خلاق ص5). اگر درست بنگریم، قصه همواره حضوری پیدا و پنهان در زندگی روزمرّه ی انسان داشته و دارد و تاریخ فرهنگ و تمدن بشری بدون یادکردی از این مقوله، ناتمام و نابسامان میماند. شاید از همین روست که ادیان الهی و کتب آسمانی غالباً پیام خویش را در مایهای از قصه و حکایت بیان میداشته اند و بر تأمّل و عبرت آموزی از سرگذشت پیشینیان بسی تأکید میورزیدهاند (حسینی (ژرفا)، 1377).
از منظر متخصصین ادبی_هنری چهار اصطلاح است که برای بیان رویدادها _واقعی یا تخیلی_ بکار میرود که عبارتند از: داستان، قصه، حکایت، و روایت. ما در این مقاله با توجه به هدف، پی مشابهت ها و تمایزاتشان از یکدیگر نیستیم*بلکه با تسامح همه آنها را به معنای قصه بکار میبریم. از سویی "قصه" مقوله ای است که در قرآن مجید و هم در روانشناسی جدید به آن پرداخته شده است لذا در این نوشتار نگارنده به دنبال این است که جایگاه و موقعیت قصه را از دو رویکرد متفاوت _دین و روانشناسی _ بررسی نماید و به دنبال آن وجوه اشتراک و افتراق آن را ارزیابی نماید.
اهمیت و جایگاه قصه:
برای اکثر انسان ها زبانِ غیر مستقیم قصه، اثر بیشتری و فراوان تری نسبت به حرفهای مستقیم ناصحان دارد. و درعین حالیکه قصه همواره منعکس کننده دیدگاه انسان درباره ی جهان و عوامل ناشناخته پیرامون او و وسیله ی انتقال و آموزش آداب و سنن، اعتقادات و تاریخ یک نسل به نسلهای دیگر بوده است (فرهنگ قصههای پیامبران ص16). همچنین قصه بخاطر محرک بودن برای مخاطب _ بخاطر تأثیرگذاری بر بعد عاطفی و احساسی انسان _ قدرت پذیرش را در مخاطب برای دریافت پیام ها و مفاهیم داستان بیشتر میکند.
انسان بخاطر ویژگیهای خاص روحی و روانی ای که دارد به قصه علاقه ویژه ای دارد و ردّ پای آن را میتوان در افسانه ها و اسطوره هایی که از زمانهای کهن در آثار مکتوب بشر برجای مانده، تا عصر حاضر که به عصر ارتباطات لقب گرفته _ و انسان در چنگال ماشین و ماشینیسم احاطه شده_ در برنامه ها و مضامین سینما، تلویزیون و مطبوعات مشاهده کرد.
شاهان گذشت معمولاً ندیمانی داشته اند که در مواقع خاص به ویژه هنگام خواب، برای آنها قصه میگفته اند. در شرح سلطان محمود غزنوی، و شاهان صفوی به نمونه هایی از این موارد بر میخوریم. در کتابهای طبی قدیم از تأثیر افسانه گویی برای به خواب رفتن بیماران، و نکات مربوط به آن و انواع افسانه ها بر حسب میل هرکس سخن رفته است(رحماندوست، ص21). من باب مثال "راحه الاروح" نام کتابی است مشتمل بر افسانه هایی که محمد صادق وقایع نگار، هنگام خواب برای فتحعلی شاه قاجار گفته است. یا داستان مشهور امیر ارسلان نامدار نیز گرد آمده قصه هایی است که نقیب الممالک، برای خواباندن ناصر الدین شاه ساخته است (رحماندوست، ص 22).
حتی بعضی از روانشناسان اذعان کرده اند که "بزرگسالان آرزوهای خفته و ناکامیهای خویش را چون جامه ای بر تن قهرمان قصههای مورد علاقه ی خویش میپوشانند تا به نوعی عقده گشایی کنند و به آرزوی خود برسند"(همان، ص 22).
پژوهشهای انجام شده در موضوع:
نتایج پژوهشهای مک کله لندنشان داد که میان داستان هایی که بچه ها میخو انند و یا میشنوند، و انگیزههای زندگی رابطه معنادار وجود دارد. سال ها بعد رودین که مطالعات مک کله لند را ادامه داد، نتیجه گرفت میان عللِ مرگِ افراد با داستانهای مورد علاقه شان همبستگی وجود دارد(هنر قصه گویی خلّاق ص14)!
دی و ناپان[1] در یک پژوهش تجربی و جامع به مرور نظریات داستان پردازی پرداختند و نتیجه گرفتند که داستان پردازی تصادفی نیست، بلکه نقادانه و مبتنی بر گفتگوها و اعمال اخلاقی است. آنها معتقدند که توجه و تمرکز بر داستان گویی به عنوان استدلال اخلاقی بیانگر تصور ویژه از اخلاق خود است و داستان گویی و زبان، نقش زیاد و اساسی در سازماندهی زندگی اخلاقی، خلق تجربیات اخلاقی و شکل دهی نمونه ی اجتماعی از خود دارد (طیبه زندی پور و معصوه ژیان باقری، 1385).
جایگاه و اهمیت قصه در قرآن کریم و روانشناسی:
آن چه که مشخص و مبرهن است قصه در قرآن کریم و در روانشناسی با رویکرد جدید یا پست مدرنیسم جایگاه ویژه و خاص خود را دارد. ما در این بخش اشاره ای اجمالی به جایگاه قصه در این دو محور مینماییم.
الف) جایگاه و اهمیت قصه در قرآن:
بخش وسیعی از قرآن _ حدود یک چهارم _ را قصه ها تشکیل میرهند و میتوان گفت که تمام جنبههای هدایت نیز در آن آمده است. لذا قصص یک مجموعه ای کامل از مجموعههای قرآن است (اشرفی، ص96).
محققان علوم قرآن نیز (اغلب) قرآن را به چهار بخش تقسیم کرده اند که یک بخش آن قصص استکه جنب سه بخش دیگر (عقاید، احکام و اخلاق) قرار میگیرد(همان، ص 96).
بدیهی است که این قرآن جلیل یک دعوت دینی است قبل از هر چیزی، و قصه هم یکی از وسائل ابلاغ و پایدار کردن این دعوت است و حقا که قصههای قرآنی در موضوع خود، و در طریقه و روش نمایش خود، و در اداره حوادث خود، سر در فرمان خواستههای این غرضهای دینی نهاده دارد، و آثار این فرمان بری در یک رشته آثار و علامات معین بخوبی آشکار گردیده است (سید قطب، ص 199).
همچنین مشاهده میکنیم که خداوند در تمام کتابهای آسمانی به زبان قصه با انسان سخن گفته (رحمان دوست به نقل ازطیبه زندی پور و معصومه ژیان باقری، 1385).
بدون شک داستانهای قرآن و قصههای پیامبران، داستان برکت و روشنایی و جاودانگی است. داستان جدال با گمراهی، تیره روانی و نا بخردی است و طرح نو انداختن برای بهتر زیستن و غرض پیامبر اسلام و دیگر پیامبران از بیان قصص انبیایی که قبل از آنها زیسته و هدایت مردم را بر عهده داشته اند، تهذیب نفوس بشری و تکمیل اخلاق آدمیان بوده است، زیرا بیشتر انبیا فقط در مکتب ربوبی تربیت شده و از زبان وحی علم و دانش فرا گرفته اند و در نتیجه، قسمت عمده ی سخنان آنان بیان حال انبیای سلف بوده و سرگذشت آنان تا مایة عبرت راهیان راهشان باشد(راوندی به نقل از پور خالقی چترودی، ص 18).
در قرآن کریم آیات متعددی داریم که درباره اهمیت و جایگاه والای قصص آمده است. آیاتی نظیر«ما بهترین سرگذشت ها را از این طریق _که به تو وحی کردیم_ بر تو بازگو میکنیم؛ و مسلماَ پیش از این، از آن خبر نداشتی[2]» و یا: «در سرگذشت آنها درس عبرتی برای صاحبان اندیشه بود بود. اینها داستان دروغین نبود[3]» همچنین: «... این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (وبیدار شوند)[4]» و یا اینکه: «این همان سرگذشت واقعی (مسیح) است[5]».
جالب است بدانیم،علاوه بر واژه قصص، واژههای حدیث، نبأ و مَثَل در قرآن در مواردی به معنای داستان استعمال شده اند. بطور مثال در آیه «و هل أتاک حدیث موسی[6]» واژه حدیث به معنی داستان آمده است:«و ای رسول ما داستان موسی را میخواهی تا بدانی؟» یا در آیه «ذلک من انباءِ الغیب نوحیه الیک...[7]» انباء الغیب به معنای قصه به کار رفته است: «(ای رسول ما) این حکایت از اخبار غیب بود که بر تو به وحی رساندیم...»؛ همچنین درآیه «إنَّ مثل عیسی عندالله کمثل ءادم...[8]» مفسرانی چون ابوالفتوح رازی و نسفی مثل را به "داستان" معنی کردهاند(به نقل از اشرفی، 95).
نکته مهم دیگری که میبایست در موضوع جایگاه و اهمیت قصه در قرآن اشاره کرد مسئله حساسیت مشرکین در این باب بود آنها را میبینیم چگونه به این موضوع میتازند و از قصههای قرآن تحت عنوان "اساطیر الاولین[9]" یاد میکنند و در عین حال پاسخ خداوند حکیم به این موضوع است[10] که این مسئله بیانگر تأثیر بسیار زیاد و عمیق قصص قرآن بر مخاطب خود بوده و است.
ب) جایگاه واهمیت قصه در روانشناسی:
روانشناسی که متأثر از فضای فلسفی پیرامون خودش است به موضوعات خویش همچون "فلسفة علم" از دو زاویه استنباط گرایی[11] در برابر تجربه گرایی[12] نگاه میکند. استنباط گرایی _که در زمینة فلسفی پٌست مدرنیسم رشد یافته_ در رابطه با دانش معتقد است که داننده تحت هر شرایطی نمیتواند علم به واقعیت را به صورت عینی و مستقا از خود، بدست آورد (هلد به نقل از پروجسکا، ص527). واقعیت چیزی نیست که بتوان آن را به طور عینی کشف کرد؛ واقعیت در درون هر یک از ما ساخته میشود. ما نمیتوانیم در مورد واقعیت چگونگی جهان، دانش کسب کنیم. همة دانشها به ساختار، فرهنگ، زبان یا نظریه ای که ما در مورد پدیده ی خاصی به کار میبریم، وابسته هستند. در مقابل تجربه نگرها معتقدند که اگر روشهای علمی درستی _که مبتنی بر اعتبار یابی، تکرارشدن، پیش بینی پذیری و قابل اندازه گیری _ داشته باشیم میتوانیم دانش مطمئن و معتبری کسب کنیم (همان).
با توجه به محبوبیت فزاینده ی استنباط گرایی در دانشگاهها، تعجب آور نیست که تعداد روزافزون درمانگرانی که به استنباط گرایی تمایل دارند، از جنبش پست مدرن پدیدار میشوند (پروجسکا، ص529).
یکی از دیدگاههای مهم پست مدرنیسم در روانشناسی، قصه درمانی[13] است(کری؛ و پروجسکا). که این مسئله بیانگر جایگاه و اهمیتِ خاص قصه در روانشناسی است. قصه درمانگران معتقدند، افراد به خاطر قدرت قصههای فرهنگ حاکم، پیامهایی را از موعظههای حاکم، درونی میکنند و هویت خود را بر اساس شرایط زندگی کردن که این پیامها توصیه میکنند، تشکیل میدهند _حتی اگر این شرایط برای فرد مفید نباشند (کری، ص 437). به بیان مونک(1997) ما زندگی خود را بر اساس قصه هایی میسازیم که برای خودمان نقل میکنیم و دیگران برای ما نقل میکنند. این قصه ها در عمل واقعیت را شکل میدهند زیرا آنچه را که میبینیم، احساس میکنیم، و انجام میدهیم میسازند و تشکیل میدهند. قصه هایی که به آنها اعتقاد داریم از گفتگوها در موقعیت اجتماعی و فرهنگی به وجود میآیند(به نقل از کری، 438).
از سوی دیگر یکی از شیوههای ارتباطی با کودکان فن قصه گویی دوسویه[14] است. بواسطه این فن روانشناس میتواند اطلاعات مهمی از مراجع در مورد تعارضات درونی، ناکامی ها و واکنشهای جبرانی کودک بدست آورد (اعتمادی و تبریزی، ص 39). از داستان گویی مشاورهای، به عنوان یکی از مهمترین ابزارها و شیوههای مشاوره ای درمانی و آموزشی به منظور رشد و تکامل اخلاقی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی کودکان و نوجوانان (عادی و بزهکار) میتوان استفاده کرد، و نیاز به آموزش مفاهیم اخلاقی را در این گروه تأمین کرد (کینگ، به نقل ازطیبه زندی پور و معصومه ژیان باقری، 1385).
واژه شناسی قصص وکاربرد آن درقرآن:
قصص از ریشه ق.ص. ص، مصدر ثلاثی مجرد، قصّ، یقصّ، قصّاً، و قَصَصاً است. اصل معنای آن را قطع و بریدن گفتهاند(ابن جوزری، به نقل از اشرفی، 86). در قرآن برای قصه از واژه «قصص» استفاده شده در مفردات راغب "قصص" به معنای دنبال کردن و تتبع اثر آورده است (الراغب الاصفهانی،ص 404) شاهد مثال هایی که راغب آورده؛ فارتدّا علی آثارهما قصصا[15]؛ وقالت لاختهقُصّیه[16]. وی همچنین قصاص را از همین لغت، به معنای پی گیری دم برای خونخواهی میداند و قصص را به معنای اخبار پیگیری شده میداند(همان).
صاحب مقاییس اللغه هم اصل این لغت را به معنای تتبع و جستجو میداند و چون که قصه تبعیت و پیگیری میشود، این گونه ذکر میگردد (به نقل مهدوی، ص20). در مجموع برای معانی آن لغت شناسان مواردی نظیر: سرگذشت گفتن، از پس رفتن، دنبال کردن، جستجو کردن، بریدن و چیدن ذکر کرده اند (شعرانی، 301). اما مفسران، قَصص را جمع قصه گرفته اند (اشرفی، 86) از جمله علامه طباطبائی در ذیل آیه 3 سوره یوسف مینویسد:
"قصص به معنای قصه و حدیث است، و چه بسا بعضی گفته باشند که کلمه نامبرده مصدر به معنای اقتصاص (قصه سرائی) است، و هرکدام باشد صحیح است، چه اگر به معنای اسم مصدر (خود داستان) باشد، داستان یوسف بهترین داستان است...واگر به معنای مصدر (قصه سرائی) باشد بازهم سرائیدن قصه یوسف به آن طریق که قرآن سروده بهترین سرائیدن است[17]".
در قرآن از ریشه ق.ص.ص، 30 واژه بکار رفته است که از این بین 7 مورد، واژه قصص بکار رفته و 19 مورد دیگر مشتقات آن و در 4 مورد برای قصاص به کار رفته است(عبدالباقی، ذیل واژه قصّ).
اهداف و فوائد قصص از دیدگاه قرآن:
همانطور که قبلاً یاد شد قصههای قرآنی برای اهداف دینی آورده شده است و قصد قرآن از آوردن تاریخ یا سرگذشتی از پیشینیان در قرآن نه تنها بیان صرف تاریخی آن بلکه بخاطر رسیدن به هدف و مطلوب خویش است. لذا برای قصص قرآنی اهداف فراوانی را میشود ذکر کرد تا جایی که گفته اند: "{قصص قرآنی را} میتوان گفت که خود یک قرآن کامل است. بنابراین میتوان تمام اهداف قرآن را در قصص نیز مشاهده نمود"(اشرفی، ص100). و قصه در قرآن« برای به حقیقت رساندن غرضهای دینی خالص سروده شده است» (سیدقطب،ص200).
از زوایای گوناگونی میشود که به اهداف و فوائد قصص از دیدگاه قرآن پرداخت. اما روش ما در این مقاله منحصراً به نگاه قرآن در باب اهداف و فوائد قصص میباشد که حال به اهمّ آن اشاره میشود.
1) گسترش افق تفکر:
یکی از اهداف مهمی که قرآن کریم درباره فلسفه قصههای خود بیان میکند وسعت بخشیدن به قدرت تفکر انسان است. چنان که خداوند متعال بعد از بیان داستان بلعم باعورا میفرماید:
"فالقصص القصص لعلّهم یتفکّرون[18]" ای رسول ما اینست مَثَل مردمی که آیات خدا را بعد از علم به آن تکذیب کردند این حکایت به خلق بگو باشد که (برای نجات خود) به فکر آیند.
2) عبرت آموزی:
داستانهای افراد و امتها درقرآن _چه صالحین و چه مفسدین_ بسیار وارد شده است که موجب موعظه وپند گیری میباشد و انسان را به سنتهای الهی در معامله با بندگانش راهنمائی مینماید و این هدف قرآن از ذکر داستانهای پیشین میباشد (شلتوت به نقل از اشرفی، ص 101).
چنانکه بعد از آوردن داستان حضرت یوسف(ع) خدای متعال میگوید:
"لقد کان فی قصصهم عبره لّاولئ الالباب[19]" همانا در حکایت آنان برای صاحبان عقل عبرت کامل خواهد بود.
3) تثبیت و دلگرمی قلب رسول الله:
از آنجایی که قرآن کریم طی 23 سال بر قلب رسول الله(ص) نازل شد و پیامبر در طول رسالت خویش با مشکلات و سختیهای فراوان مواجه شد خدای تبارک وتعالی برای افزایش و تقویت و دلگرمی قلب رسول خویش حکایات و داستانهایی را بیان میکند:
"وکلّا ً نقصُّ علیک من انباء الرّسل ما نثبت به فؤادک[20]" و ما همة این حکایات اخبار انبیاء را بر تو بیان میکنیم تا قلب تو را به آن قوی و استوار گردانیم.
4) بهترین شیوه داستان سرائی:
در آیات قرآن مانند "نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحینا الیک هذا القرآن...[21]" واژه قصص با فتح قاف آمده که مصدر بوده و به معنی «داستان سرائی» میباشد و داستان سرا نیز خداوند است. (نحن نقصّ) و داستانی که تماماً وحیانی است و حتی پیامبر نیز از موارد بسیاری خبر نداشته است. در اینجا شبههای پیش میآید و آن اینکه آیا قرآن درصدد داستان سرائی بوده که بهترین ها را بیان کند، در جواب باید گفت قرآن در صدد بیان داستان جهت سرگرمی نیست بلکه هدفهای خاص هدایتی را در داستان ها پی م یگیرد، لذا باید گفت که قرآن در بعد هدایتی، بهترین شیوه داستان سرائی را اتخاذ کرده است (اشرفی، ص 102).
5) غفلت زدائی:
بیداری و هوشیاری شرط اول زندگی انسان میباشد و قصص قرآن هم درصدد بیداری افراد و ملتها است لذا میبینیم که بعد از اینکه خدای متعال بهترین داستان سرائی را به خویش نسبت میدهد در ادامه آیه میگوید:
"...و إن کنت من قبله لمن الغافلین" که این عبارت نشان میدهد که جهت غفلت زدائی آمده است(همان)
اهداف و فوائد قصص از دیدگاه قصه درمانی:
فرضهای روایت درمانی از این قرارند که مردم متخصصان اصلی زندگی خودشان هستند، مردم عادت ها، ارزش ها و توانایی هایی دارند که به آنان کمک میکند تا اثرات مشکلاتشان را در زندگی کاهش دهند.
در این درمان ها با تاکید بر قدرت و شایستگی مردم، آنان به اعتراض برعلیه مشکلات متمایل میشوند. درمانگران راه حلهای روایی این راهنماییها را در طی مکالمات یاری رسان به کار ميبندند. درمانگر توجه ویژه ای به داستان ها و تجاربی از گذشته و حال نشان میدهد که بازتاب نحوه ای هستند که افراد ترجیح میدهند خودشان را نبینند، عمل نمایند و توسط افراد مهم دیگر دیده شوند([22]).
وایت(a1995) از بنیانگذاران قصه درمانی میگوید: ما از طریق داستانهایی که دربارة زندگی خود داریم زندگی میکنیم.([23]) براساس نظریه روایت (مک آدامز، 1995) مردم تمایل دارند زندگی خود را به شکل یک داستان معنی دار پیوسته و منطقی در نظر بگیرند، بطوری که بتوانند هدف ها و توقعات آینده خویش را پیش برند(به نقل از همان).
روایت درمانی به دنبال کشف لحظات حساس زندگی یک شخص، مقاطع تعیین کننده، ارتباطهای کلیدی و خاطرات خاصی است که با گذشت زمان هنوز واضح و روشن هستند. روایت درمانی معتقد است هویت یک فرد در ارتباط با سایر مردم و همچنین تاریخ و فرهنگ یک فرد ساخته میشود و میکوشد تا دریابد که این هویتی که بطور اجتماعی ساخته شده چقدر با فرد تناسب دارد(همان).
افتراق واشتراکات قصه درمانی باقصصقرآنی:
از آنجایی که قصه در هر دو محور قرآن و روانشناسی مطرح شده و هر دو از زاویه خاص خود به آن مینگرد اینجا لازم است که به وجوه متفاوت و مشترک آنها سیر اجمالی اندازیم.
الف) افتراق قصه درمانی با قصص قرآنی:
مهمترین وجه افتراق قصه درمانی با قصص قرآن در این است که قصه درمانی به دنبال قصه زندگی فرد از زبان فرد است. به عبارت دیگر وظیفه اصلی درمانگران در قصه درمانی این است که به درمانجویان کمک کند قصهای را که از زندگی خویش ترجیح میدهند، بازگو کنند سپس به کمک درمانگر قصهای جدید برای زندگی خویش بسازند. در حالی که قصص قرآن توسط خدا بازگو شده و آن را برای عبرت انسانها نازل کرده تا با دیدن سرانجام قهرمانان قصه، سرنوشت خود را رقم بزند. لذا در قصه درمانی ناقل و گوینده قصه و حتی سازنده داستان و تفسیر کننده جریانات قصه، خود مراجع است درحالیکه در قصص قرآنی گوینده قصص خداوند تبارک و تعالی است وتفسیر کننده مخاطب. البته افتراقات دیگری هم نظیر پیش فرضها و اهداف هر کدامشان است که به مجال دیر میسپاریمشان.
ب) اشتراکات قصه درمانی با قصص قرآنی:
همین طورکه در بالا بیان شد، قصه درمانی یکی از دستاوردهای دنیای فکری پست مدرنیسم است که بواسطه آن روانشناس یا درمانگر پیگیر درمان مراجع[24] یا بیمار است. از دیگر سو اهدافی که از قرآن بخاطر قصص قرآن بیان شد، فهمیده شد که قرآن هم برای اصلاح مخاطب خویش در کنار ابشار وانذار از تکنیک قصه درمانی سود میجوید. چراکه قرآن کتاب تاریخ یا سرگذشت افراد و ملل نیست بلکه مقصود او از آوردن قصص، برای اصلاح و درمان روح و روان مخاطب خویش است چه این مخاطب رسول الله(ص) باشد چه فردی عامی و بی سواد.
قرآن با آوردن داستانها و سرگذشت هایی از پیشینیان میخواهد افق دید انسان را از این مکان- این زمان به پهنای گیتی گسترش دهد و به انسانها میفهماند که قبل از شماها، دیگرانی هم بوده اند و سرانجام و فرجامشان به کجا منتهی شدند و بواسطه ی قصه و حکایت، سنتهای الهی حاکم بر هستی را تشریح میکند.
همانگونه که خود خداوند تبارک و تعالی در آیه سه سوره مبارکه یوسف خود را قاص یعنی قصه گو میخواند و بهترین قصه ها را برای پیامبر و نوع انسان میگوید (نحن نقصّ علیک احسن القصص)، ما انسانها هم میبایست به بهترین قصه ها گوش دهیم و برای زندگی خودمان عالی ترین قصه را با اعمال، گفتار و افکارمان بسراییم تا در روز موعود به پیشگاه حضرت حق ارائه کنیم.
اخبار اسلامي قرآني
زهرا حسنزاده
1. نرمافزار اعرابگذاری احادیث طراحی شد:
نخستین نرمافزار هوشمند اعرابگذاری احادیث در موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث قم طراحی شد. حجت الإسلام سرخهای، مجری طرح گفت: کاربران با استفاده از این برنامه میتوانند به آسانی به اعراب واژههای عربی دست یابند.
سرخهای یافتن نقش ترکیبی یک واژه در جملات عربی و کشف اعراب آن را کاری مشکل و نیازمند مهارت ویژه دانست.
اعرابگذاری، نخستین بار برای قرآن کریم به کار رفت. نرمافزار اعراب گذاری برای همه متون عربی به ویژه بخشی از روایات و احادیث که برای اعرابگذاری آنها تاکنون اهتمام کافی صورت نگرفته است به کار میرود. این نرمافزار علاوه بر تسهیل دسترسی کاربران به مفاهیم درست در منابع دست اول اسلامی، در حفظ میراث اسلامی مؤثّر است. تاکنون احادیث کُتب اربعه، وسائل الشیعه و متن روایی بحارالانوار با این نرمافزار اعرابگذاری شده و همچنین برای اعرابگذاری متون دیگر همچون قرآن کریم، نهجالبلاغه و مفاتیح الجنان نیز استفاده شده است.
سرخهای گفت: در این برنامه متن 70 جلد کتاب حدیث گنجانده شده است و برای ارتقا اطلاعات و آموزش در مراحل بعدی، میتوان از بانک اطلاعاتی در همین سیستم بهرهبرداری کرد.
با استفاده از این برنامه، سرعت اعرابگذاری یک کتاب 300 تا 400 صفحهای از دو ماه به کمتر از دو ساعت کاهش مییابد.
2. يونسكو طرح باغ قرآنی را به مقامات قطری تحويل داد:
سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی ملل متحد (يونسكو) طرح جامع احداث باغ قرآنی را به مقامات قطری تحويل داد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از روزنامه «Gulf Times»، «حامدالحمامی» مدير دفتر يونسكو در دوحه به هنگام تحويل نسخهای از اين طرح به «سيفالهجری» نايب رئيس بنياد قطر كه مسئوليت احداث اين باغ قرآنی را برعهده دارد، اعلامكرد: اجرای اين طرح يكی از دستاوردهای بزرگ يونسكو است.
وی افزود: كشورهای ديگری چون اردن، فلسطين، سوريه و پاكستان نيز با استقبال از اين اقدام يونسكو خواستار تشكيل شبكه جهانی باغهای قرآنی برای استفاده محققان و بازديدكنندگان شدهاند.
طرح اين باغ تركيبی است از طرحهای اسلامی با تأكيد بر بهكارگيری نشانهها، اشكال هندسی و اعدادی كه در قرآن به آن اشاره شدهاست.
هدف از ساخت اين باغ نمايش گوشهای از علوم قرآنی و ايجاد ارتباط ميان علوم نوين و علوم اسلامی اعلام شدهاست.
3. فيلم «آشنايی با نبی رحمت(ص)» به سه زبان توليد میشود:
فيلم «آشنايی با نبی رحمت(ص)» به سه زبان عربی، انگليسی و فرانسوی به همت مركز بينالمللی آشنايی با رسول اكرم(ص) ساخته میشود.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از روزنامه عربستانی «الوطن»، «عادل الشدی» دبيركل مركز بينالمللی آشنايی با پيامبر گرامی اسلام(ص) گفت: هدف از توليد اين فيلم، آشنايی غيرمسلمانان با شخصيت و فضايل اخلاقی و انسانی پيامبر(ص) و ارزش رأفت و رحمت در دين اسلام است.
وی افزود: فيلم «آشنايی با نبی رحمت(ص)» دارای صبغه مستند و بينالمللی است كه پس از ساخت كامل آن، با حضور علما و انديشمندان اديان مختلف در چندين كشور اروپايی نمايش داده میشود و در پايگاه اطلاعرسانی
«mercyprophet.org» نيز ارائه میشود كه كاربران اينترنتی میتوانند با مراجعه با اين پايگاه، اين فيلم را مشاهده كنند.
عادل الشدی تصريح كرد: زبان اصلی فيلم «نبی رحمت(ص)» عربی خواهد بود كه ترجمه انگليسی و فرانسوی نيز بهطور زيرنويس صورت میگيرد و اين فيلم در راستای تلاش مركز بينالمللی آشنايی با پيامبر(ص) برای بهرهگيری از فنآوری و تكنولوژیهای جديد در تبليغ رسالت اسلام و پيامبر گرامی اسلام(ص) توليد میشود.
4. اول رجب روز جهانی حافظان قرآن كريم اعلام شد:
انجمن جهانی حافظان قرآن كريم (EHAD) تركيه، اول ماه رجب هر سال را به عنوان روز جهانی حافظان قرآن اعلام كرد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از Milligazete، «عبد القادر ساغلام» دبيركل انجمن جهانی حافظان قرآن با اعلام اين خبر گفت: انجمن جهانی حافظان قرآن برای ايجاد علاقه و جلب توجه مسلمانان جهان به سمت ارزشهای اسلامی و اهميت حفظ و قرائت قرآن تصميم گرفت كه اول ماه رجب را به عنوان روز جهانی حافظان اعلام كند تا از اين طريق توجه به حافظان و ارزش آنان در ايجاد جامعهای اسلامی را يادآور شود.
وی افزود: ما به عنوان اعضای انجمن جهانی حافظان قرآن سعی كردهايم كه ارتباط مردم مسلمان تركيه با كتاب الهی را مستحكمتر كرده و قرآن را به عنوان بهترين منبع هدايت بيشتر به مردم معرفی كنيم.
5. ترجمه جديدی از قرآن به زبان فرانسه منتشر شد:
ترجمه قرآن كريم به همت «مالك شبل» اسلامشناس و فيلسوف الجزايری مقيم فرانسه منتشر شد. به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از nonfiction، ترجمههای گوناگون و اختلافاتی كه در اين ترجمهها وجود دارد هميشه باعث بهوجود آمدن مشكلاتی در ميان طرفداران هريك از اين ترجمهها میشود به همين سبب مالك شبل، نويسنده، مردمشناس و متخصص علوم اسلامی تصميم گرفت تا ترجمهای نو از قرآن ارائه دهد كه هم شكل و هم محتوای آيات قرآنی را حفظ كرده باشد.
علاقمندان میتوانند اين كتاب را همراه با فرهنگنامه قرآنی كه شامل هزار و دويست كلمه قرآنی و معنی آنها است تهيه كنند.
* برای تأمل بیشتر در این مسأله به کتب مربوطه نظیر ظرف آب زندگی؛ تعاریف، ابزارها و عناصر داستان؛ و...مراجعه شود.
[1] - Day & Tappan
[2] - یوسف، 3 .
[3] - همان، 111 .
[4] - الاعراف، 176 .
[5] - آل عمران، 62 .
[6] - طه 9 .
[7] - یوسف 102 .
[8] - آل عمران 59 .
[9] - فرقان(25)، 5 .
[10] - فرقان(25)، 6 .
[11] - Constructivism
[12] - Empiricism
[13] - Narrative therapy
[14] - Mutual storytelling therapy
[15] - کهف (18) آیه 64 .
[16] - قصص (28) آیه 11 .
[17] - علامه طباطبائی، ج 11، ص120 .
[18] - الاعراف، 176 .
[19] - یوسف(12)، 111 .
[20] - هود(11)، 120 .
[21] - یوسف(12)، 3 .
[22] به نقل از http://belief.parsiblog.com/218473.htm
[24] فرد یا بیماری که به روانشناس جهت مشاوره یا درمان مراجعه مینماید.