مكر تا مكر (بررسي واژه مکر در قرآن)

سيدمحمد حكيم يوسفي

اشاره:

نویسنده در این مقاله تلاش نموده است تا با استفاده از کتب لغت و تفاسیر قرآن کریم، معانی و کاربردهای گوناگونی واژه مکر را در قرآن مجید جستجو نماید. همچنین این مطلب را پی‏گیری می‏نماید که مراد از «مکر الهی» که در قرآن به آن اشاره شده است، چه می‏باشد؟

مقدمه:

گاهی در قرآن با واژگانی به ظاهر پیچیده‏ای مواجه می‏شویم که علت آن ممکن است از ناحیه معنی و مفهوم آن کلمه می‏باشد (مثل اینکه برای یک واژه چند معنا ممکن باشد)[1] یا اینکه از نحوه کاربردش به وجود آمده باشد (مثل استعمال شدن برخی افعال و صفات به ظاهر ناپسند راجع به خداوند متعال)[2] یا اینکه قرآن کریم واژه‏ای را از معنای رایج و مشهورش در عرف عرب انتقال داده و در معنی جدیدی استعمال کرده باشد (زبان خاص قرآن)[3]، و یا اینکه واژه‎ای در ابتدا معنای روشنی داشته اما به مرور زمان دچار تحول معنایی شده و در معنای جدیدی کاربرد پیدا کرده باشد و از این جهت برای کسانی که در دوره‏های متأخر از عصر نزول قرآن زندگی می‏نمایند، پیچیده و تأمل‏برانگیز به نظر آید.[4]

واژه مکر یکی از این نوع کلمات می‏باشد، عربی که در عصر نزول زندگی می‏کرد از این کلمه معانی و مفاهیم زیادی در ذهن داشت، اما به مرور معنی حیله و خدعه که یکی از معانی این کلمه می‏باشد بر دیگر معانی آن غلبه یافت و از این جهت است که وقتی صفت مکر در قرآن کریم به خداوند متعال نسبت داده می‏شود «و مکروا و مکرالله»[5] یا «فلله المکر جمیعا»[6] درک معنا و مراد این کلمه برای آن دست افرادی که تنها به معانی ظاهری و لغوی کلمات توجه می‏نمایند، مشکل می‏شود.

در قرآن کریم علاوه بر صفت مکر، صفات و افعال دیگری نیز هستند که در ظاهر معانی منفی را می‏رسانند و به خداوند متعال نسبت داده شده‏اند: صفاتی چون استهزاء، خدعه، کید، مسخره و...[7]

در این نوشتار ابتدا واژه مکر در لغت عرب ریشه‏یابی می‏گردد، بعد معانی مختلف آن در قرآن بررسی می‏شود و در آخر سعی می‏شود تا تعریفی از «مکر الهی» ارائه شود.

مکر در لغت

الف: وضع مکر: (واژه مکر به چه معنای وضع شده است؟) راجع‏به اینکه واژه مکر در لغت عرب به چه معنا وضع شده است و چه اهداف و نکاتی در معنای آن نهفته می‏باشد دیدگاهها مختلف است. هم در اصل وضع آن و هم راجع‏به معانی آن.

1-         ابن فارس: او برای مکر در لغت عرب دو معنای ریشه‏ای قائل است (یعنی مکر در اصل فقط برای این دو معنا وضع شده است و معانی دیگر آن مجازی‏اند و بازگشت به این دو ریشه می‏کنند). الف: مکر به معنای حیله و خدعه. ب: مکر به معنای ساق پای پرگوشت خوش تراش و زیبا.[8]

2-         ابن منظور: او بعد از شمردن معانی زیادی برای مکر، معتقد است که معنای اصلی مکر در لغت «حیله و خدعه» می‏باشد.[9]

3-         ابي هلال عسکری: او بعد از اینکه مکر را به معنای چاره‏جویی بر دشمن معنا می‏کند معتقد می‏باشد که معانی مختلف مکر در اصل از «فتل» - پیچیدن و تاباندن - گرفته شده است.[10]

4-         فخر رازی: او معنای اصلی مکر را در لغت در «کوشش مخفیانه برای ایجاد فساد » می‏داند.[11]

5-         ابوالفتوح رازی: ایشان (مثل بسیاری از لغویین و مفسرین دیگر) فقط اقوال مختلف را برمی‏شمارد:

«...و مکرتد بیرلطیف و پوشیده باشد، مکر سعی به فساد باشد در پوشیدگی و اصل او من قول العرب: مکر اللیل و أمکر اذا اظلم؛ شب تاریک شد. و گفته‏اند: استجماع الرأی و استحکامه فی المکیدة و اصل او از احکام باشد، من قولهم: امرأة ممکورة اذا کانت مجتمعه الخلق محکمة...»[12]

ب: معنای لغوی مکر: گذشته از همه اختلافاتی که درباره معنای اصلی وضع شده برای واژه مکر وجود دارد، مهمترین معانی ارائه شده برای این کلمه عبارتند از: «حیله، خدعه، تدبیر، شر و فتنه، تدبیر محکم، حیله و تدبیر جنگی، توجه و چاره‏جویی بر دشمن، هر نوع چاره‏اندیشی (چه خوب و چه بد)، تبادل نظر و محکم کردن دیدگاه‏ها، کوشش مخفیانه برای ایجاد فساد، نیرنگ پنهانی، گِلِ سرخ، پیراهن رنگ شده با گل سرخ، زمین آبیاری شده، کاشتن درخت، تاریکی شب، خرمای فاسد، صدای سوت کشیدن (سفیر)، صدای نفس شیر (نفخ الاسد)، کسی را از هدفش با حیله منصرف کردن، ساق پا و... .[13]

ج : معاني اصلاحي مكر: (تعريف‌هاي ارائه شده براي واژه مكر)

1- راغب اصفهاني: « مكر آنست كه با حيله كسي را از هدف‌اش منصرف نمايي و آن بر دو نوع است ،مكر خوب که بر آن کارهای نیکی مترتب شود و مکر بد که بر آن کارهای بدی بار شود.[14]

2- علامه مصطفوی: مکر عبارت است از: تدبیر  و نقشه کشیدن برای وارد ضربه و ضرری که مخفیانه و اعلام نشده باشد.[15]

3- قَرَشی: «مکر: تدبیر اعم از آنکه در کار بد باشد یا در کار خوب»[16]

نکات: از معانی و تعریف‏هایی که برای مکر بیان گردید چند نکته به دست می‏آید:

1-         مکر در لغت عرب به معانی گوناگونی کاربرد داشته است، اما حیله و خدعه که بر همه معانی دیگر آن غلبه یافته است یکی از معانی این واژه می‏باشد.

2-         راجع‏به اصل وضع مکر (و اینکه مکر ابتدائاً در لغت عرب به چه معنای وضع گردیده است) در بین لغویین اختلاف است و تقریباً جمع بین آنها ممکن نیست و اختلافها در تعریف مکر نیز از همین جا نشأت می‏گیرد.

3-         مکر هم در کارهای خیر و هم در کارهای شر کاربرد دارد (هر چند که کاربردش در کارهای بد بیشتر است) در قرآن کریم نیز سخن از «مکر خوب» و «مکر بد» به میان آمده است.[17]

4-         از جمله اموری نهفته در معنای مکر، انجام و اجرای مخفیانه و سرپوشیده آن می‏باشد که در کاربردهای قرآنی نیز این مسئله به نحوی لحاظ شده است.

با توجه به نکات مذکور و معانی و تعریفهایی که برای «مکر» برشمردیم، بهترین تعریف برای آن عبارت است از اینکه بگوییم: مکر به هر نوع تدبیر و نقشه محکم و پنهانی گفته می‏شود که برای ضربه زدن و یا ناکام گذاشتن طرف مخالف به کار رود اعم از اینکه در کار خیر باشد یا در کار شر.

مکر در قرآن

واژه مکر در 22 آیه و جمعاً 43 بار در قرآن کریم استعمال شده است و به معانی گوناگونی به کار رفته است.

اسماعیل‏بن‏احمد حیری برای کلمه مکر در قرآن سه نوع معنا (الأرادة، العقوبة و العمل بالمعاصی)[18]، و حسین بن محمد دامغانی پنج نوع معنا (انکار رسالت پیامبران، شرک ورزیدن، گفتار، کشتن کسی را اراده کردن و به معنی خود مکر و حیله)[19] بیان کرده‏اند.

صفت مکر در قرآن گاهی به انسانها و گاهی به خداوند متعال نسبت داده می‏شود اما در مواردی که به خداوند نسبت داده می‏شود معمولاً بعد از بیان مکر کفار و در مقابل مکر آنها می‏باشد  و از این جهت است که گاهی در یک آیه (که حتی از یک سطر هم تجاوز نمی‏نماید) این کلمه چند بار تکرار می‏شود و ممکن است در همان جا به چند معنا نیز به کار رفته باشد.

اینک ما با نگاه کلی به تمام آیاتی که واژره مکر در آنها به کار رفته است و با در نظر گرفتن قرائن و شواهد موجود در هر آیه معانی گوناگون آن را در قران جستجو می‏نمائیم و آن را در دو بخش می‏آوریم.

الف: معانی مکر نسبت به انسانها:

1- توطئه و نقشه‏کشی برای کشتن و از بین بردن: مکر به این معنا در قرآن فراوان به کار رفته است مثل:

الف- نقشه و توطئه یهود برای قتل عیسی(ع): «و مکروا و مکر الله و الله خیرالماکرین»[20]

ب:  نقشه و توطئه نه گروه فاسد برای شب خون زدن به حضرت صالح(ع): «و مکروا مکراً و مکرنا مکراً و هم لایشعرون - فانظر کیف کان عاقبه مکرهم انّا دمرناهم و قومهم اجمعین»[21]

ج: تصمیم‏گیری برادران یوسف برای از میان برداشتن وی:

«ذلک من انباء الغیب نوحیه الیک و ما کنت لدیهم اذ اجمعوا امرهم و هم یمکرون»[22]

د: توطئه و نقشه‏های قریش برای قتل پیامبر اکرم(ص): «و اذ یمکر بک الّذین کفروا  ليثبتوك او یقتلوک او يخرجوك و یمکرون و یمکر الله و الله خیر الماکرین»[23]

البته می‏شود مکر را در این آیات به استجماع الرأی تبادل نظر و محکم کردن دیدگاهها نیز معنا کرد که در این صورت هم معنی نهایی آن توطئه و نقشه‏کشی برای کشتن و از بین بردن می‏باشد.

2-  نقشه‏ها و توطئه‏های بسیار بزرگ بر ضد انبیاء :

«و قد مکروا مکرهم و عندالله مکرهم و ان کان مکرهم لتزول منه الجبال»[24] . «و مکروا مکراً کبارا»[25] در آیه اول بعد از بیان مکر کفار سخن از تدبیر و مجازات الهی است که توطئه‏های بزرگ آنها را خنثی می‏سازد؛ هر چند که این نقشه‏ها و توطئه‏ها در بزرگی و دقت بتوانند کوهها را از جای برآورند. اما در آیه دوم، مکر دوم تاکیدی است بر بزرگی و عظمت این توطئه‏ها که جمله «کباراً» نیز بر نهایت بزرگی و خطرناکی این نقشه‏ها و توطئه‏ها اشاره دارد.

3- ایجاد فتنه و فساد:

«و کذلک جعلنا فی کل قریه أکابر مجرمیها لیمکروا فیها و ما یمکرون الا بانفسهم و ما یشعرون»[26]

در این آیه به قرینه جمله «أکابر مجرمیها - سردان بدکار»، جمله «لیمکروا فیها» به معنی برپایی فتنه و فساد می‏باشد که همین آیه در ادامه تاکید دارد که نتیجه فتنه و فسادها بازگشت به خود آن مفسدین دارد، هر چند که آنها این موضوع را ندانند: «وما یمکرون الا بانفسهم و ما یشعرون» آیه 43 فاطر نیز بر این مطلب که نتیجه فتنه‏ها و فسادها به خود شخص بازگشت می‏کند صراحت دارد «و لا یحیق المکر السیئی الا باهله»

4- به معنی حیله، خدعه و نیرنگ:

«قال فرعون أمنتم به قبل أدن أذن لکم أنّ هذا لمکر مکرتموه فی المدينة لتخرجوا منها اهلها فسوف تعلمون».[27] در این آیه جمله «انّ هذا المکر مکرتموه فی المدینة» سخنان فرعون است که بعد از ایمان آوردن ساحران به حضرت موسی(ع) فرعون آنها و حضرت موسی(ع) را متهم می‏کند که شما قبلاً در شهر به صورت مخفیانه بر ضد قوم من توطئه‏چینی کرده‏اید تا آنها را با نیرنگ از سرزمین شان خارج سازید.

نتیجه اینکه: ایمان آوردن ساحران به حضرت موسی(ع) از سوی فرعون یک نیرنگی از قبل طراحی شده تلقی گردید و به همین جهت است که جمله «ان هذا لمکر مکرتموه» به معنی توطئه‏چینی و نیرنگ زدن برای اجرای مقصدی می‏باشد.

5-         تکذیب آیات و نعمتهای الهی:

«و اذا اذقنا الناس رحمة من بعد ضرآء مستهم اذا لهم مکر فی آیاتنا قل الله اسرع مکراً اِنَّ رسلنا یکتبون ما تمکرون».[28]

در این آیه مکر در جمله «اذا لهم مکر فی آیاتنا» به معنی تکذیب و انکار آیات و نعمتهای الهی می‏باشد، و مراد از جمله «إنَّ رسلنا يکتبون ما تمكرون» آن است که ماموران الهی همه این سرکشی‏ها و تکذیبها را می‏نویسند و زیر نظر دارند.

6-         انکار رسالت انبیاء: «...الله اعلم حیث یجعل رسالة سیصیب الذّین اجرموا صغار عندالله و عذاب شدید بما کانوا یمکرون».[29]

مکر در جمله «بما کانوا یمکرون» اشاره به تکذیب مشرکین قریش است که رسالت پیامبر اسلام(ص) را نمی‏پذیرفتند. اما دلایل اینکه مکر در این آیه به معنی انکار رسالت می‏باشد؛ از جمله‏های چون «و اذا جاءتهم آیه قالوا لن نؤمن حتی نؤتی مثل مآ اوتی رُسُل الله، الله اعلم حیث یجعل رسالته» و نیز از آیه بعدی و از جمله «فمن یردالله ان هدیه یشرح صدره للاسلام...»[30] به دست می‏آید.

همچنین در آیه «و قد مکر الذین من قبلهم فلله المکر جمیعا»[31] مکر در جمله «و قد مکر  الذین من قبلهم» اشاره به تکذیب نبوت و انکار رسالت پیامبران گذشته توسط امت‌هاي سابقه دارد، و خداوند برای دلداری به پیامبر خاتم(ص) علاوه بریادآوری این رسم (تکذیب پیامبران) در آیه بعدی می‏فرماید: «...بگو برای تایید رسالت من در بین شما، گواهی خداوند و آنکه علم کتاب (حضرت علی(ع)) در نزدش می‏باشد، کفایت می‏کند»[32]

7-         شرک ورزیدن: «بل زین للذین کفروا مکرهم و صدوا عن السبیل»[33]

مکر در این آیه به معنی شرک ورزیدن میباشد و دلیل بر آن صدر آیه است که می‏فرماید: «و جعلوا لله شرکاء».

همچنین در آیه: «قد مکر الذین من قبلهم فاتی الله بنیانهم من القواعد...»[34] مکر در اینجا به معنی شرک ورزیدن است. و نیز در این آیه اشاره‏ای است به شرک ورزیدن اقوام پیشین که خداوند آنها را در برابر ارتکاب این گناه بزرگ مجازات کرده ریشه‏شان را خشکانیده و خانه‏هایشان را از پایه بر سرشان ویران ساخته و از جایی که گمان نمی‏کردند عذاب نازل می‏نمود «...و آتهم العذاب من حیث لایشعرون، ثم یوم القیامه یجزیهم و یقول این شرکائی...»[35]

8-         ارتکاب گناه ومعاصی: «...و الذین یمکرون السیئات لم عذاب شدید و مکر اولئک هو یبور»[36]

خداوند در این آیه می‏فرماید: آنان که گناه و معصیت می‏کنند «والذین یمکرون السیئات» برایشان عذاب شدید است. در این آیه ارتکاب گناه و معاصی و کارهای زشت «یمکرون السیئات» در برابر «الکلم الطیب و العمل الصالح» قرار گرفته است. همچنین در آیه: «افأمن الذّین مکروا السیئات ان یخسف الله بهم الارض أو یأتیهم العذاب من حیث لایشعرون»[37]. جمله «مکروا السیئات» اشاره به ارتکاب گناه و معاصی دارد.

9-         گفتار و سخن: «فلما سمعت بمکرهن ارسلت الیهن...»[38] مکر در این آیه به معنی سخن و گفتار است. همچنین در آیه: «و قال الذین استضعفوا للذین استکبروا بل مکر اللّیل و النهار اذ تأمروننا ان نکفر بالله و نجعل له انداداً...»[39]

مکر در جمله «بل مکر اللیل و النهار» به معنی گفتار و سخنان شبانه‏روزی می‏باشد.

ب: معانی مکر نسبت به خداوند

1-        مجازات و عذاب الهی

الف) مجازات به خاطر تکذیب آیاتش: «واذا اذقنا الناس رحمة من بعد ضرّاء مستهم اذا لهم مکر فی آیاتنا قل الله اسرع مکرا انّ ارسلنا یکتبون ما تمکرون»[40] مکر در جمله «قل الله اسرع مکرا» به این معنا است که خداوند انسانها را در برابر کفران نعمتها و تکذیب آیاتش، سریع و آسان مجازات می‏کند.

ب) مجازات به خاطر تکذیب انبیاء: «و قد مکر الذین من قبلهم فللّه المکر جمیعا، یعلم ما تکسب کل نفس و سیعلم الکفار لمن عقبی الدار».[41] که مکر در جمله «فللّه المکر جمیعا» بیانگر این مطلب است که همه عذابها و مجازاتها در نزد پروردگار می‏باشد که انسانها با کردار زشت خود (مانند تکذیب انبیاء و تکذیب آیات الهی) آن را می‏خرند «یعلم ما تکسب کل نفس...». همچنین در آیه «و قد مکروا مکرهم و عندالله مکرهم و ان کان مکرهم لتزول منه الجبال»[42] مکر در جمله «و عندالله مکرهم» به معنای مجازات و عذاب الهی است که در ادامه آن جمله «ان الله عزیز ذو انتقام»[43] نیز بر این معنا اشاره دارد: (البته می‏توان مکر را در این آیات به معنای طرحها و نقشه های الهی نیز معنا کرد که در این صورت باز معنای واقعی و نهایی این طرحها و نقشه‏ها، مجازاتها و عذابهای الهی می‏باشد که شامل کفار می‏شود.

2-        آزمایش و امتحان الهی

«افامنوا مکرالله فلایامن مکرالله الاالقوم الخاسرون»[44] در این آیه واژه مکر هم در جمله «افامنوا مکر الله» و هم در جمله «فلایأمن مکر الله» به معنی امتحان و آزمایش الهی است (هرچند که می‌توان آن را به معنی مجازات و عذاب الهی نیز معنا کرد که در این صورت نیز به معنی عذابی است که در پی غفلت از امتحان و آزمایش الهی دامن‏گیر فرد مي‌شود)، در واقع مفهوم آیه مذکور عبارتست از اینکه: انسانهایی از امتحان الهی سربلند بیرون می‏آیند که نسبت به آن غافل نباشند و خود را از آن ایمن ندانند اما کسانی که غفلت نمایند و خود را ایمن بدانند دچار خسران و زیان خواهند شد.

اما نکته دیگری که در این آیه وجود دارد آن است که اینجا تنها موردی است که در آن از «مکر الهی» به طور مستقل سخن به میان آمده است اما در تمامی آیات دیگری که از مکر الهی بحث می‏شود همیشه مکر الهی در مقابل مکر کفار و بعد از بیان مکر آنها می‏آید.

3-        حسن تدبیر و چاره‏جویی خداوند

مکر به معنای چاره‏جویی و تدبیر الهی برای خنثی‏سازی نقشه‏ها و توطئه‏های کفار از مواردی پرکاربرد این واژه در قرآن مجید می‏باشد و در واقع بیشترین کاربرد مکر از سوی انسانها نیز به معنای توطئه و نقشه‏کشی برای قتل و کشتن آمده است اما مکر از سوی خداوند  در این موارد عبارت است از: حسن تدبیر الهی برای خنثی‏سازی نقشه‏ها و توطئه‏های کفار.

در آیات 54 آل عمران، 30 انفال و 50 و 51 نمل که در شماره او از معانی مکر نسبت به انسانها بیان شدند، مکر از سوی انسانها به معنای توطئه‏چینی برای قتل است در حالی که مکر از سوی خداوند به معنای ضد آن توطئه‏ها می‏باشد.

مثلا در توطئه یهود برای قتل عیسی(ع)، خداوند امر را بر آنها مشتبه کرد (مکر الهی) و آنان فرد دیگری را به جای عیسی(ع) کشتند، و در توطئه نه گروه فاسد (تسعه رهط) برای قتل صالح(ع) همه آنها گرفتار عذاب الهی (مکر الهی) شدند، همچنین در توطئه قریش برای قتل پیامبر اکرم(ص) این نقشه‏ها و توطئه‏ها با فداکاری امام علی(ع) که در بستر پیامبر(ص) خوابیده بود خنثی گردید.[45] و در ادامه همین ماجرا وقتی مشركین مکه در غار ثور به پیامبر(ص) رسیدند به وسیله تارعنکبوتی ناکام ماندند و نقشه آنان بدینوسیله توسط خداوند نقش بر آب شد.

دیدگاهها راجع‏به مکر الهی

ما برای «مکر الهی» در قرآن سه نوع معنا (مجازات و عذاب، آزمایش و امتحان و تدبیر و چاره‏جویی) برشمردیم، ولی لازم است تا به برخی از اقوال دیگری که در این باره ابراز شده‏اند نیز اشاره‏ای بشود.

دانشمندان مسلمان برای ارائه تعریفی از مکر الهی اتفاق نظر ندارند اکثر آراء آنها بازگشت به چگونگی تعریف ایشان از معنی لغوی مکر دارد اما گروهی نیز نگاه به برخی از روایات دارند و برخی هم از اقوال صحابه و تابعین برای ارائه معنا و تعریفی از مکر الهی کمک گرفته‏اند. در عین حال برخی از این دیدگاهها با هم قابل جمع‌اند و برخی هم نیاز به اندکی اصلاح دارند که با انجام دادن آنها میتوان همه این اقوال را در همان سه معنای مذکور دسته‏بندی نمود:

1-         گروهی «مکر الهی» را مجازات و عذاب الهی معنا کرده‏اند و آن را از باب مقابله با مکر کفار می‏دانند، از نوع «و جزاء سیئة سیئة مثلها»[46] می‏دانند. و همچنین اضافه کرده‏اند که فصاحت و بلاغت زبان عرب اقتضا می‏‏کند تا اراده الهی برای خنثی سازی مکر کفار از جنس همان لفظ آورده شود و مکر خوانده شود.[47]

2-         برخی دیگر مکرالهی را مجازاتی می‏دانند که فقط در برابر ارتکاب معصیت می‏باشد، تفاوت اندک این قول با دیدگاه اول در آن است که اینها اطلاق مکر را به صورت ابتدایی بر خداوند ممتنع می‏دانند «انما یصح منه تعالی اذا کان علی نحو المجازاة کأن یأتی الانسان بالمعصية فیواخذه بالعذاب من حیث لایشعر... و أما المكر الابتدایی من غیر تحقق معصیتة سابقة فمما یمتنع علیه تعالی و قد مرّت الا شارة الیه کرارا» [48]  اما در آیه 99 سوره اعراف مکر به صورت ابتدایی نیز به خداوند نسبت داده شده است.

3-         برخی مکر الهی را تدبیر الهی برای خنثی‏سازی نقشه‏ها و توطئه‏های کفار دانسته‏اند «مکر خدا تدبیر الهی است که نقشه‏ی کفار را بر هم می‏زند.»[49]

4-         گروهی مراد از مکر الهی را همان سنت استدراج و امهال می‏دانند که بعد از کامل شدن نعمت و اتمام حجت برخی از انسانها را فرا می‏گیرد. «ومکرالله فراء گفت: «مکر» از مخلوقان خدیعت و حلیت بر فساد باشد، و از خدای تعالی استدراج بندگان باشد، و معنی استدراج ناگاه گرفتن بود و در پختن پس از آنکه در نعمت باشند، قال الله تعالی: «سنستدرجهم من حیث لایعلمون».[50]

5-         برخی نیز معتقدند که «مکر الهی» چیزی است که فقط بر دشمنان خداوند واقع می‏شود نه بر اولیائش «اراد بمکرالله ایقاع بلائه باعدائه دون اولیائه».[51] اما این در حالی است که اولیای الهی نیز خود را از مکر الهی ایمن ندانسته‏اند.[52]

نتیجه:

هرگاه در قرآن مجید صفاتی چون مکر، کید، خدعه، استهزاء و... به خداوند متعال نسبت داده می‏شود باید به دو نکته توجه شود:

الف- اگر مکرالهی، خدعه الهی و... در مقابل مکر، خدعه، کید و... انسانها باشد، معنای خاصی از آن اراده گردیده است و در واقع مکر، کید و... که به خداوند متعال نسبت داده می‏شودف اصلاً از سنخ مکر، کید، استهزاء و... انسانها نمی‏باشد و بر این مطلب (که مکر الهی از قبیل مکر انسانها نیست) روایتی که از امام رضا(ع) در این موضوع نقل شده است نیز تأکید دارد.

از امام رضا(ع) راجع به مسخره، استهزاء، مکر و خدعه الهی که در قرآن بیان شده‏اند، سؤال شد، حضرت در جواب فرمودند: «خداوند نه مسخره می‏کند نه استهزاء؛ و نه نیرنگ و فریب به کار می‏برد، بلکه مطابق عمل مسخره و استهزاء و نیرنگ و فریب آنان به آنها جزا می‏‏دهد.»[53]

و اینکه امام رضا(ع)  می‏فرمایند: «خداوند مطابق عمل مسخره و... آنان به آنها جزا می‏دهد» جزای الهی به دو صورت واقع می‏شود:

1- گاهی به معنای حسن تدبیر الهی است در مقابل نقشه کفار (مثل آیات: آل عمران 54، انفال30، نمل50).

2- گاهی به معنای هلاکت و عذاب است در مقابل نافرمانی و سرکشی کفار (مثل آیات: یونس 21، رعد 42، ابراهیم46)

ب- اما اگر مکر الهی بعد از مکر کفار و در مقابل مکر آنها بیان نشده باشد، فقط یکبار در آیه 99 سوره اعراف آمده که در آنجا به معنای آزمایش و امتحان الهی می‏باشد.

منابع و مآخذ:

1. قرآن مجید

2. المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الکریم، محمد فوأد عبدالباقی، ناشر: مکتب نوید اسلام، طبع سوم، 1384ش.

3. مفردات الفاظ القرآن الکریم، راغب اصفهانی، ناشر: طلیعة النور: طبع دوم: 1427 ق.

4. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، علامه مصطفوی، ناشر: مرکز نشر آثار علامه مصطفوی، طبع اول، 1385ش.

5.  وجوه القرآن، ابوعبدالرحمن اسماعیل بن احمد الحیری النیشابوری، ناشر: آستان قدس رضوی، چاپ اول، تابستان 1380 ش.

6. وجوه و لغات مشترک در قرآن، حسین بن محمد دامغانی (ترجمه: کریم عزیزی نقش). ناشر: بنیاد علوم اسلامی، چاپ اول: تابستان 1361 ش.

7. ترتیب کتاب العین، الخلیل بن احمد الفراهیدی، ناشر: انتشارات اسوه، طبع دوم، 1383ش.

8. معجم المقاییس فی اللغه، لابی الحسین احمد بن فارس بن زکریا، ناشر: دارالفکر، بیروت، لبنان.

9. لسان العرب، جمال الدین محمد بن مکرم بن منظور الافریقی المصری، ناشر: دار صادر، طبع سوم، 2004م.

10.        تاج العروس من جواهر القاموس، السید محمد مرتضی الحسینی الواسطی الزبیدی، ناشر: دارالفکر، 2005م.

11.        معجم الفروق اللغویه، ابی هلال عسکری و سید نورالدین الجزائری، ناشر: موسسه نشر اسلامی، 1384ش.

12.        مجمع البحرین، شیخ فخرالدین الطریحی، ناشر: انتشارات مرتضوی، طبع اول: چاپ سوم، 1375ش.

13.        قاموس قرآن، سید علی اکبر قریشی، ناشر: دارالکتب الاسلامیه، نوبت چاپ: چهاردهم، 1384ش.

14.        مجمع البیان، علامه طبرسی، ناشر: موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت- لبنان، 1415ق- 1995م.

15.        تفسیر کبیر، فخر رازی، ناشر: دار احیاء التراث العربی، بیروت، طبع چهارم، 1422ق-2001م.

16.        معانی القرآن، ابی جعفر النحاس، ناشر: دارالحدیث، قاهره- مصر، 1425ق- 2004م.

17.        جامع البیان عن تأویل آي القرآن (تفسیر طبری)، ابی جعفر بن جریر الطبری، ناشر: دار ابن خرم و دارالاعلام، بیروت- لبنان، طبع اول 1422ق- 2002م.

18.        روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، السید محمد الالوسي البغدادی، ناشر: دارالفکر.

19.        روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، حسین بن علی بن محمد (مشهور به: ابوالفتوح رازی)، ناشر: انتشارات آستان قدس رضوی، 1372 ش.

20.        الدّر المصون فی علوم الکتاب المکنون، احمد بن یوسف المعروف بالسمّین الحلبی.

21.        تفسیر القرآن الحکیم (الشهیر بتفسیر المنار)، شیخ محمد عبده، سید محمد رشید رضا، ناشر: دارالفکر، طبع دوم.

22.        فی ظلال القرآن، سید قطب، ناشر: دارالشروق، طبع 35، قاهره- مصر، سال 1425ق- 2005م.

23.        تفسیر المیزان،علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، ناشر: دارالکتب الاسلامیه، چاپ ششم، 1379ش.

24.        التفسیر الکاشف محمد جواد مغنیه، ناشر: دارالکتب الاسلامی، طبع اول، 1424ق-2003م.

25.        تفسیر نمونه، مکارم شیرازی و همکاران، ناشر: دارالکتب الاسلامیه، چاپ چهل و دوم، 1385ش.

26.        تفسیر و مفسران: محمد هادی معرفت، ناشر: موسسه فرهنگی التمهید، چاپ اول، اردیبهشت 1379ش.

27.        علوم قرآنی، محمد هادی معرفت، ناشر: موسسه فرهنگی تمهید، چاپ چهارم، تابستان 1381ش.

28.        تفسیر نور، محسن قرائتی، ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، چاپ سوم، تابستان 1382ش.

29.        فرهنگ قرآن،اکبر هاشمی رفسنجانی و محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ناشر: موسسه بوستان کتاب، چاپ اول، 1386ش.

30.        البرهان فی التفسیر القرآن، سید هاشم بحرانی، ناشر: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1419ق- 1999م.

31.        تفسیر نورالثقلین،علی بن جمعه عروسی هویزی، ناشر: دارالتفسیر، طبع دوم، 1384ش.

32.        نسیم حیات (تفسیر قرآن کریم)، ابوالفضل بهرامپور، ناشر: موسسه انتشارات هجرت، چاپ چهارم، پاییز 1385ش.

33.        معارف و معاریف(دایره المعارف جامع الاسلامی)، سید مصطفی حسینی دشتی، ناشر: موسسه فرهنگی آرایه، نوبت چاپ: اول (ویرایش چهارم)، 1385ش.

34.        فرهنگ المعجم الوسیط (عربی- فارسی)، فؤاد افرام البستانی (ترجمه: محمد بندر ریگی)، ناشر: انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1382ش.

35.        کتاب التوحید، شیخ صدوق (ترجمه: سید هاشم حسینی طهرانی)، ناشر: موسسه نشر اسلامی، طبع نهم، 1422ق- 1381ش.

36.        عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق (ترجمه: حمید رضا مستفید، علی اکبر غفاری)، ناشر: دار الکتب اسلامیه، چاپ سوم، 1385ش.

37.        تاریخ الیعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، ناشر: انتشارات المکتبه الحیدریه، طبع اول، 1383ش.

38.        تاریخ الطبری، محمد بن جریر طبری، ناشر: موسسه الاعلمی للمطبوعات، طبع اول، 1418ق- 1998م.

39.        الکامل فی التاریخ، ابن اثیر، ناشر: دارالکتاب العربی، 1427ق- 2006م.



[1]. در سوره فتح آیه 10 «ید الله فوق ایدیهم» که دست خدا به قدرت الهی تعبیر می‏شود، یا در آیه 187 سوره بقره «الخیط الابیض من الخیط الاسود» نخ سیاه از نخ سفید که به تشخیص فجر صادق و روشنایی صبح از تاریکی شب معنا می‏شود.

[2]. صفاتی چون»: مکر (آل عمران 54، اعراف 99، انفال 30، یونس 21، رعد 42، ابراهیم 46، نمل50) ؛ کید (اعراف 183، قلم 45، طارق 16) ؛ خدعه( بقره 9، نساء 142) ؛ استهزاء (بقره15) ؛ مسخره کردن (توبه79) ؛ گمراه کردن (نساء 88 و 143) ؛ مهر گمراهی زدن ( ختم الله: بقره7، انعام 46، جاثیه 23، و طبع الله: اعراف101، توبه 93، محمد16) و...

[3]. مراد از زبان خاص قرآن این مطلب است که در قرآن مجید هر واژه‏ای ضرورتاً به معنای لغوی خودش نمی‏باشد، بلکه زیاد است مواردی که قرآن واژه‏ای را به معنی جدیدی استخدام کرده است (واژگانی چون صلاه، زکاه، فسق و...)، آیه‏الله معرفت راجع به زبان خاص قرآن نوشته‎اندکه «قرآن همانند هر صاحب اصطلاحی، زبان ویژه خود را دارد، واژه‏ها و تعبیرات را در مفاهیمی استعمال می‏کند که خود اراده کرده بی آنکه در لغت یا دیگر عرف‏ها دلیلی بر آن استعمال یافت شود» تفسیر و مفسران ج1 ص101.

[4]. مثلا عربهای عصر نزول از واژه «سیاره معنای کاروان و قافله را می‏فهمیدند، اما امروزه از این واژه اتومبیل را می‏فهمند و « جاءت سیاره کاروانی آمد.» یوسف 19.

[5]. آل عمران 54.

[6]. رعد 42.

[7]. الف- الله یستهزئی بهم (بقره15) ؛ ب- یخدعون الله و هو خدعهم (نساء 142) ؛ ج- انهم یکیدون کیدا و اکید کیدا (طارق16)  و ان کیدی متین (اعراف 183 و قلم 45) ؛ د- سخر الله منهم (توبه79).

[8]. معجم المقاییس فی اللغه، ص 993

[9]. لسان‏العرب، ج 14، ص 110

[10]. معجم الفروق اللغویه، ص 206-207

[11]. تفسیر کبیر، ج3، ص 235

[12]. روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن، ج4، ص 344-345. آلوسی در تفسیر «روح المعانی»، ج3، ص 285-286، سمین الحلبی در تفسیر «الدر المصون فی علوم الکتاب المکنون»، ج3، ص 212

[13]. ترتیب العین، ج3، ص 1722، لسان العرب، ج 84 ص 110، تاج العروس من جواهر القاموس، ج7، ص 494، مجمع البحرین، ج3، ص 484، مجمع البیان، ج3، ص 304 و...

[14]. مفردات الفاظ قرآن، ص 772

[15]. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج11، ص 155

[16]. قاموس قران، ج6، ص 256

[17]. الف: مکر خوب، مثل «خیر الماکرین» آل عمران 54، انفال 30 ؛ ب: مکر بد، مثل: «مکر الّسّئ» فاطر43، «مکروا السّیئات» نحل45، «یمکرون السیّئات» فاطر 10، و «سیئات ما مکروا» غافر 45.

[18]. وجوه القرآن، ص 541-542

[19]. وجوه و لغات مشترک در قرآن، ج2 ص 254-257

[20]. آل عمران، 54

[21]. نمل، 50-51

[22]. یوسف، 102

[23]. انفال، 30

[24]. ابراهیم، 46

[25]. نوح، 22

[26]. انعام، 123

[27]. اعراف، 123

[28]. یونس 21

[29]. انعام، 124

[30]. انعام، 125

[31]. رعد، 42

[32]. رعد، 43 «و یقول الذین کفرو الست مرسلاً، قل کفی بالله شهیداً بینی و بینکم و من عنده علم الکتاب».

[33]. رعد، 33

[34]. نحل، 26

[35]. نحل، 26-27

[36]. فاطر، 10

[37]. نحل، 45

[38]. یوسف، 31

[39]. سباء، 33

[40]. یونس، 21

[41]. رعد، 42

[42]. ابراهیم، 46

[43]. ابراهیم، 47

[44]. اعراف، 99

[45]. راجع به فداکاری بی‌نظیر امیرالمومنین (ع) برای نجات جان پیامبر(ص) مراجعه شود به این منابع: 1. المیزان، ج9، ص 76-82 در بحث روایی؛ 2. تاریخ الیعقوبی (که ماجرای آن شب را بسیار پرشور بیان می‏کند)،ج2، ص39، 3. الکامل فی التاریخ، ج1، ص 694-695؛ 4. تاریخ الطبری، ج2، ص 270-274.

همچنین تفسیرهای:

1) البرهان، ج3، ص 298-310؛ 2) تفسیر نورالثقلین، ج2، ص 145-149؛ 3) و آيه 107 بقره: «و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد» به همین مناسبت و درباره از خودگذشتگی امام علی(ع) نازل گردید.

[46]. شوری، 40. همچنین برخی به این آیه استدلال کرده‏اند: «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم» بقره، 194

[47]. مجمع البیان، ج3 ص304- ص305.  مجمع البحرین، ج3، ص484، معانی القرآن، ج1 ص141.

[48]. المیزان، ج8 ص211. روح المعانی، ج3 ص284-286. الدرالمصون، ج3 ص212.

[49]. تفسیر نور، ج4، ص311. تفسیر الکاشف ج2 ص68-69. فی ظلال القرآن ج1 ص403. تفسیر نمونه ج2 ص659.

[50]. (اعراف 182) روض الجنان ج4 ص348. المنار ج2 ص315.

[51]. مجمع البحرین، ج3 ص484. تاج العروس، ج7 ص494. روض الجنان، ج4 ص345.

[52]. «اللهم امکرلی و لاتمکربی» مجع البحرین، ج3 ص484.

از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند: «اللهم لاتؤمنی مکرک» نسیم حیات، ج9 ص33.

[53]. «قال حدثنا علی بن الحسن بن فضال، عن ابیه، عن الرضا علی بن موسی(ع) قال: سألته عن قول الله عزوجل «سخراله منهم» (توبه 79)

و عن قول الله عزوجل: « الله یستهزی بهم» (بقره 15)

و عن قوله : «و مکروا و مکرالله» (آل عمران 54)

و عن قوله: یخادعون الله و هو خادعهم» (نساء142)

فقال : ان الله تبارک و تعالی لایسخر و لایستهزئی و لایخادع و لکنه عزوجل یجازیهم جزاء السخریه و جزاء الاستهزاء و جزاء المکر و الخدیعة، تعالی الله عما یقول الظالمون علواً کبیراً».

کتاب توحید ص159، کتاب عیون اخبار الرضا ج1 ص253- 254، ترجمه از حمید رضا مستفید و علی اكبر غفاری.