تابستان 1387 (شماره دوم) (3)
تأسیس وهابیّت (بررسی منشأ افکار وهابیّت) / یوسفی
مقدمه: وهابیّت نام اندیشه و روشی است که در اواسط قرن 12 قمری توسط محمدبن عبدالوهاب در «نجد» واقع در شرق عربستان پایهگذاری شد وهابیها از این نام گریزانند و در گذشته علاقهمند بودند که موحدون و یا اهل توحید خوانده شوند امّا در سه دهه اخیر سعی فراوان نمودهاند که تا نام «سلفی» و یا «سلفیون» را برای خودشان تثبیت نمایند. بیرق و شعار اصلی وهابیت عبارت است از «باز گشت به اسلام اصیلی که از تحریف و انحراف پاک باشد».
وهابیها معتقد بودند که مسلمانان از قرن دوم و سوم قمری به بعد دچار انحراف گردیدهاند و تعالیم اسلامی را به شرک و انواع بدعتها آمیختهاند که راه تصفیه و پاکسازی اسلام از شرک و بدعتهای به وجود آمده فقط «بازکشت به عصر سلف» میباشد یعنی مسلمانان تنها با شناخت سیره و روش «سلف صالح» و پیروی از آنها میتوانند از گمراهی نجات پیدا کنند.
مراد وهابیت از عصر سلف همان دوران صحابه و تابعان میباشد که به اعتقادشان مسلمانان در آن دوران پیرو هیچ مذهبی نبودهاند.
وهابیت با همین مبانی و پیش فرضها است که میگویند بیائید همه مذاهب ساختگی را رها سازیم و به عصر سلف باز گردیم و اسلام بدون مذهب را اختیار کنیم و با شناخت سیره و روش سلف از چند دستگی و اختلاف نجات یابیم و متّحد و یگانه شویم. در چنین فضائی که وهابیت همه را به بیمذهبی فرا میخواندند خود تبدیل به مذهب جدیدی شدند که به پیروانش وهابیها و به نوع اندیشه و گرایششان وهابیگری گفته میشود. وهابیت و اندیشة وهابیگری تاریخ پُر فراز و نشیبی دارد امّا آنچه را که باید هرگز فراموش نکرد و همیشه در تاریخ سیاسی و عقیدتی وهابیت در نظر داشت توجه به دو نکته بسیار مهم میباشد:
الف: مراد از سلف صالح چه کسانی میباشد؟
ب: چرا وهابیها به جای شعار پیروی از قرآن و سنت، شعار پیروی از «سلف صالح» را مطرح کردهاند؟
اینک برای اینکه چشمانداز صحیحی از نحوة شکلگیری و پیدایش وهابیت و افکار وهابیگری داشته باشیم سیر کوتاهی خواهیم داشت در تاریخ سیاسی و عقیدتی وهابیت تا علاوه بر یافتن پاسخ برای دو سؤال مذکور، این نکته نیز آشکار شود که وهابیها تا چه حد به شعار پیروی از سلف صالح، صادق و پایبند میباشند. در مورد منشأ و نحوة شکلگیری افکار و باورهای وهابیت دو دیدگاه از اهمیّت فراوانی برخوردار میباشد:
دیدگاه اوّل: گروهی معتقدند که آئین وهابیت صددرصد ساخته و پرداختة وزارتخانه مستعمرات انگلیس میباشد براساس این نظر، اصل باورهای وهابیت به وسیله کارشناسان انگلیسی طراحی شده است و توسط جاسوسی به نام «همفر» که بر محمدبن عبدالوهاب نفوذ کرده بود مورد اجرا گذاشته شد یعنی استعمار انگلیس به منظور ایجاد تفرقه و اختلاف و نهایتاً نابودی اسلام و نیز برای بقاء سلطه استعماریش مذاهب و آئینهای انحرافی را در سرزمینهای اسلامی رواج و گسترش داده است از جمله وهابیت در حجاز، بابیت و بهائیت در ایران و عراق و قادیانی در شبه قارة هند را تأسیس نموده است.
عملکرد وهابیها که با قساوت فوق العاده در برابر مسلمانان ظاهر شدند و آثار کتبی و معماری اسلامی را محو و نابود ساختند و همچنین کتاب خاطرات همفر در باوراندن این دیدگاه نقشی مهمی داشته است در کتاب خاطرات همفر اسرار تکان دهنده فراوان افشا شده است او راههای نفوذ خود بر محمدبن عبدالوهاب را به خوبی برمیشمارد و نحوة به انحراف کشیدن وی را شرح داده و در جای مینویسد «موفق شدم اندک اندک که جامه ایمان را از پیکر شیخ به در آورم»[1] و بعد از همین مرحله مینویسد «از تاریخ هدف من القاء فکر رهبری و پیشوائی در شخصیّت محمدبن عبدالوهاب بود بر آن بودم تا در روح او رسوخ کنم و راه سومی غیر از شیعه و اهل سنت برای اداره امور مسلمین به او پیشنهاد نمایم»[2]
او مهمترین نقطه ضعفهای محمدبن عبدالوهاب که به وسیله آنها توانسه بر وی نفوذ و غلبه نماید چون بلند پروازی، خود خواهی، غرور، جاه ظابی، دوشمنی با علماي شیعه، بیاعتنائی به علما و بزرگان اهل سنت، طعن زدن به آنها و نیز برداشتهای خودخواهانه از قرآن و احادیث را برمیشمارد و از جمله مینویسد شیخ ابو حنیفه را تحقیر میکرد و او را بیاعتبار میپنداشت و ارزیشی برایش قائل نبود و میگفت «من از ابو حنیفه بیشتر میدانم» و مدّعی بود که نصف کتاب صحیح بخاری بیهبوده و چرند است»[3]
این کتاب به خاطر ضعفهای که دارد نمیتواند منبع و مستند خوبی باشد و مورد استناد قرار بگیرد و شاید بهمین جهت باشد که این دیدگاه بیشتر در بین عوام مردم هواخواه و طرفدار دارد.
دیدگاه دوم:
برخی معتقند که پیش زمینههای کافی برای شکلگیری اندیشههای وهابیت در بین برخی از مسلمانان وجود داشته است معتقدان به این دیدگاه، آثار و عقاید گروهای مجسمه، اهل حدیث و افرادی چون احمد حنبل، [به خصوص] ابن تیمیه را برای پیدایش و شکلگیری آئین وهابیت کافی میدانند.
براساس این دیدگاه «ریشه و منشأ پیدایش عقائد و باورهای وهابیت [و بسیاری از گروهای کج فهم دیگر] باز گشت به فرمان و دستور دارد که از سوی خلیفه اول و دوم برای منع کتابت و تقل احادیث پیامبر صادر شد یعنی تصمیم ابی بکر و عمر در منع و کتابت روایات صادره از پیامبر سنّتی شد تا در آینده سلاطین اموی به صورت کاملاً سازمان یافته از نقل روایات صحیح جلوگیری به عمل آورند و با توجه به دوشمنی که با خاندان پیامبر داشتند روایات ساختگی و اسرائیلیات را ترویج نمایند [که در عصر معاویه بن ابی سفیان عمیقاً کار شد] و همین احادیث موضوعه به مرور زمان دامی گردید تا بسیاری از مسلمانان به آن گرفتار آیند. پس سیر تاریخی قضیه چنین است که روایات ساختگی بنی امیه دستآویز کافی برای افراد کج فهم را فراهم آورد تا آنها براساس هوای نفس خویش به تعبیر و تفسیرهای گوناگون از قرآن و سنت بپردازند و بدین ترتیب زمینه شکلگیری گروهای منحرف نیز در بین مسلمانان مهیّا گردید که اعتقاد به جسمانی بودن خداوند و تشبیه خداوند به موجودات زمینی از اولین پیامدهای منفی احادیث موضوعه و تفسیرهای نادرست از قرآن میباشد که بسیاری از کتب اصحاب حدیث مملوّ هستند از روایات ساختگی و موضوعه که به برخی از آنها «اصحاب حدیث» اشاره میشود.
احمد حنبل: احمد حنبل (164 ـ 241) صاحب یکی از مذاهب چهارگانه فقهی اهل سنت و پیشوائی حنابله میباشد و کتاب «مسند» او از شهرت و اعتبار فراوانی برخوردار است. اعتقاد به تشبیه و تجسیم خداوند به وسیله وی در بین گروهی از اهل سنت ترویج و تثبیت شد و همچنین اعتقاد به صحت مضمون تمام روایات و عمل به ظواهر لفظی آنها بدون هیچ تأویل و تفسیری از اعتقادات خاص احمد حنبل بود که بر پیروانش [حنابله، اهل حدیث، و وهابیت] نیز تأثیر فراوان گذاشت.[4]
عبدالله بن احمد حنبل (213 ـ 290 ق) : او نیز یکی از افراد محوری در ترویج این نوع اندیشهها میباشد او بسیاری از روایات را که پدرش رد نموده بود بعد از مرگ او در مسند وارد کرد و همان روایات ساختگی امروزه مورد استناد وهابیت قرار میگیرد و همچنین کتاب «السنه» او اصلیترین منبع مورد استناد وهابیان میباشد و نیز اولین کتابی است که توسط وهابیها در سال 1349ق چاپ و منتشر گردید.
محمدبن اسحاق بن خزیمه: او متولد سال 311ق است و از افراد مهم و پیشگام در ترویج این دست از اندیشهها است او در کتاب «التوحید و اثبات صفات الربّ» خود، نهایت سعی و تلاش را به کار برده است تا به هر نحوی که شده است اثبات نماید که خداوند همانند موجوداتش دست، پا، چشم، گوش، جهت و... دارد این کتاب نیز یکی از منابع بسیار معتبر و مورد توجه و اهتمام حنبلیها و وهابیان میباشد.[5]
ابن تیمیه: احمدبن محمدبن عبدالحلیم بن عبدالسلام بن عبدالله بن الخضرا بن تیمیه در سال 661 ق در حرّان متولد و در سال 728ق در زندان دمشق درگذشت. برای شناخت عمیق تعالیم وهابیت آشنائی با روحیات و اعتقادات و آثار ابن تیمیه کلیدیترین بخش تاریخ عقائد وهابیت میباشد و در واقع تمام ریشهها و بنیانهای تعالیم وهابیت بازگشت به اثار و اندیشههای ابن تیمیه دارد با این تفاوت که وهابیها همان شعارها را با لحن تندتر از آنکه ابن تیمیه بیان داشته است مطرح میکنند.
ابن تیمیه اولین کسی بود که شعار پیروی از سلف بازگشت به عصر سلف را مطرح کرد و به مخالفت با بسیاری از تعالیم اسلامی برخواست او مانند راهبان زندگی مجردی پیشه کرد و عملاً روش سلف صالح [صحابه و تابعان بلکه جمیع مسلمین] را زیر پا گذاشت، او تحولی در همه فرقههای انحرافی مجسمه به وجود آورد و از عادتش بود که فتوی برخلاف مشهور صادر نماید و به خاطر عملکردهای ضد اسلامیاش که همه مسلمانان را کافر میدانست متقابلاً از سوی علماي برجسته اهل سنت تکفیر شد و در سه مرحله به زندان افتاد که بار آخر در زندان مرد.
از آثـار ابن تیمیه برمیآیـد که مرادش از سلف صالح افرادي
چون یزیدبن معاویه میباشد او سرسختترین دشمن خاندان پیامبر در وادی قلمفرسائی است [همان طور که یزید سرسختترین دشمن اهل بیت در صحنه عمل بود] و هیچ ناصبی به اندازة وی سعی در از بین بردن نام و آثار اهلبیت نداشته است او جحودانه تمام آیات و روایات که بیانگر فضائل اهلبیت میباشد انکار میکند. او کتاب رأس الحسین خودش را برای تطهیر یزیدبن معاویه از تمام جنایات که علیه مسلمانان مرتکب شده تألیف نمود و در قدم بعد کتابی تحت عنوان «فضائل معاویه و فی یزید انّه لایسبّ» در دفاع از عمل کردهای ضد دینی معاویه و یزید تألیف نمود. ابن تیمیه به همان اندازه که دشمن خاندان اهلبیت میباشد بیشتر از آن دوستدار دشمنان اهلبیت هست او شدیداً به آئین انحرافی یزیدیه گرایش داشت، فرقه یزیدیه گروه انحرافی است که یزیدبن معاویه را تا سرحد پرستش تقدیس مینمایند و قبلهای غیر از کعبه و کتابی غیر قرآن دارند[6] شاید از اینجا روشن شود که چرا ابن تیمیه و وهابیها، شعار پیروی از قرآن و سنت را رها ساختند بر پیروی از سلف تأکید دارند؛ زیرا قرآن و سنت صحیح مسلمانان را به پیروی از خدا قرآن و پیامبر دعوت میکند نه به پیروی از سلف شعار پیروی از سلف شعار مبهم و نامعلومی است که جایگاهی در قرآن و سنت ندارد و اگر پرسیده شود که مراد از سلف چه کسانی میباشد واقعاً پاسخ چیست؟ آیا همة صحابه و تابعین میباشند [که در این صورت آنها همشأن پیامبر هستند و اطاعتشان واجب و نیازی به پیامبر احساس نمیشود] و یا مراد افراد چون معاویه و فرزندش یزید میباشد [که از آثار ابن تیمیه و برخی از وهابیان آشکار میشود] که در صورت باید این حقیقت به همه مسلمانان اعلام شود. ابن تیمیه با تحریف و دستبرد به روایاتی که در آنها معاویه و یزید مذمت شدهاند تلاش مینماید تا برای خواننده چنین القا کند که لعن یزید جایز نیست و معاویه هم دارای فضائل بوده است او دشمن اهلبیت و انکار فضائل آنان را مبنای تمام کارهایش قرار داده و بر همین اساس است که تمام اموری که مربوط به فضائل وزنده کردن یاد و خاطره آن بزرگان شود انکار نمود و مسائل چون طلب شفاعت، نذر، توسل زیارت قبور و... را که امروزه وهابیها شاخ برگیهای فراوانی بر آنها آزرودهاند [بدین خاطر و منظور است که یاد و نام اهلبیت از یادها برود] حرام و بدعت شمرد.
ابن تیمیه عقائد تشبیه و تجسیم را نیز از نو زنده کرد و در این موضوع آن قدر زیاد روی کرد که میگفت: خداوند همانند من است، همان طوری که من از منبر پائین میآیم خدا نیز از عرشش به آسمان دنیا فرود میآید و او حتی مدعی بود که خداوند در روی عرشش و در پهلوی خودش جائی برای پیامبر باز کرده است تا آن حضرت در آنجا در کنار خدا بنیشیند.[7]
مهمترین خصوصیات ابن تیمیه:
1. فتوی بر کفر مسلمانان؛ 2. زنده کردن عقائد تشبیه و تجسیم؛ 3. بدزبانی، فحاشی و اهانت به بزرگان و علماي اهل سنت؛ 4. دشمنی و عناد شدید با اهلبیت و کتمان فضائل آنها؛ 5. گرایش شدید به دشمنان اهلبیت ؛ 6. دشمنی با عقلگرائی و استدلال (علومي چون فلسفه، منطق، کلام، عرفان و...) ؛ 7. بدعت و حرام دانستن امورات مسلّمي چون طلب شفاعت، توسل، نذر، زیارت قبور و... که همه پنج قرن بعد توسط محمدبن عبدالوهاب با شدت و حرارت افزون از نو زنده کردیدند و محمدبن عبدالوهاب انگشت بر آراء و عقائد اختراعی و تفرقهانگیز ابن تیمیه گذاشت و بدین ترتیب مرحلة جدیدی از تکفیرها و تفسیقها در بین اهل سنت و جمیع مسلمانان آغاز گردید تا اینجا سیر گوتاهی داشتیم بر دو نظریه که راجع به منشأ پیدایش افکار وهابیت ابراز شدهاند و شاید بتوان این دو نظریه را به نحوی جمع کرد بدین کونه که ریشه و اساس بسیاری از باورهای وهابیت بازگشت به احادیث جعلی و موضوعهای دارد که توسط دستگاه جعلسازی بنی امیه و در دشمنی با اسلام و اهلبیت ساخته شدند این احادیث به مرور وارد کتب و اعتقادات برخی از افراد کج فهم که توجه چندان به صحت و سقم روایات نداشتند گردید تا جای که ابن تیمیه در قرن هشتم تحولی در این اندیشهها به وجود آورد و بسیاری از عقائد و آداب مسلمانی را بدعت و حرام شمرد، و آراي ابن تیمیه که با مرگش دفن شده بود بالأخره پنج قرن بعد توسط محمدبن عبدالوهاب با شور و حرارتی زائدالوصف دو باره زنده گردید و از این مرحله به بعد پای استعمارگران نیز به میان کشیده میشود و آنها با تشخیص این مطلب که وهابیت در خدمت آنها خواهد بود دوستی و مراودۀشان را دولت وهابی آلسعود تقویت کردند و وهابیها نیز در زیر پرچم استعمار در آمده و در جنگ جهانی اول خدمت شایانی به استعمارگران کرد و حکومت انگلیس نیز برای تأمین منافع و مقاصد خود به حمایت از آئین وهابیت برخاسته است و پایههای افکار و باورهای وهابیت را در سرزمینهای اسلامی و عربی مستحکم گردانید.
اعتکاف تجلیگاه معنویت و بندگی / ابراهيمی
چکیده: در این نوشتار ابتدا به تعریف اعتکاف ازدید لغت و اصطلاح و سپس به پیشینه آن اشاره شده و نیز اعتکاف در ادیان مختلف مورد توجه قرارگرفته و سعی شده با نمونههای عینی قرآنی ارائه شود و همچنین اعتکاف ازدیدگاه فقه اسلامی در حد لازم به آن اشاره شده و در اخیر نگاه گزرا به آثار فردی و اجتماعی اعتکاف مورد ارزیابی قرارگرفته است.
مقدمه: انسان اين اشرف موجودات، در پي دستيابي به کمال، به دنبال انتخاب است و اعتکاف انتخابي نيکوست، انتخاب همنشيني با قدسيان و فرشته خويان. معتکف، با پيوندي محکم و ناگسستني با مبدأ هستي، در پي قرابت با محبوب، با چشيدن طعم شيرين وصل، چشمهسار جان را از زلال حضور، لبريز ميسازد و با خطاب «إرجِعي إلي ربِّک راضیة مرضیة» به منزلگه دوست ميشتابد و با او خلوتي معنوي را ميآزمايد. مؤمنان در ايام اعتکاف، مرغ جان را در حريم امن دوست به پرواز آورده و با دلي لبريز از ذکر و دعا، به ضيافت رَبُّ الأربَاب راه يافته و سر بر آن آستان بينياز ميسايند، اعتکاف لحظهای است برای اندیشیدن و شناخت خود و خدای خود؛ اعتکاف فرصتی است برای انس با مناجات و دعا! و هدیهای است آسمانی برای خلاصی از شرک، گناه و ریا.
اعتکاف در لغت و اصطلاح: این کلمه از ریشة «عکف» و «عکوف» است که به معنای روکردن به چیزی و ملازمت و پیوستن و مواظبت کردن بر آن میباشد.
راغب: «العُكُوفُ الإقبال على الشيء و ملازمته على سبيل التّعظيم له، و الاعْتِكَافُ في الشّرع: هو الاحتباس في المسجد على سبيل القربة»[8] عكوف و عكف بمعنى ملازمت با تعظيم است و در اصطلاح: حبس کردن و درنگ نمودن در مسجد است به نیت عبادت و تقرب به خدا.
العین: «و هو إقبالك على الشيء»[9] روی آوردن و ملازمت داشتن بر چیزی است.
اعتکاف در شریعت و فقه اسلام «اصطلاح» بر اقامت سه روز و بیشتر از آن در مسجد جامع برای عبادت خدا اطلاق میشود. به تعبیر امام خمینی(ره) : اعتکاف عبارت است از ماندن در مسجد به قصد تعبّد وبندگی.[10]
پیشینۀ اعتکاف: اعتکاف به معنای لغوی و عام آن قبل از اسلام در ادیان دیگر، حتی در جاهلیت نیز رواج داشته است که اسلام اصل آن را امضا کرده و فقط از جهت شرایط، حدود، مکان و زمان... در آن تصرف نموده است. آیا اعتکاف در ادیان دیگر، همانند اعتکاف در اسلام است یا کیفیت و شرایط آن فرق داشته است؟ به درستی معلوم نیست که اعتکاف در ادیان دیگر، دارای چه شرایطی بوده، به ویژه اینکه با تحریف ادیان آسمانی قبل از اسلام، بسیاری از عبادات آنها، به فراموشی سپرده شده یا جاگزین شده و جز صورتی بیروح از آنها باقی نمانده است.
اما آنچه از قرآن به صراحت دریافت میشود اصل وجود عبادتی به نام اعتکاف است که در بسیاری از ادیان، وجود داشته است و اما چه کیفیتی و چه شرایطی، قرآن بیشتر از این اشارۀ ندارد.
اعتکاف در آیین مهرپرستی: آیین مهر پرستی: پرستش و ستایش مهر یا میترا پیش از ظهور زرتشت به عنوان یک نیروی حاکم معنوی مورد توجه آریاییها بوده است و مهرپرستان مراسم دینی خود را در غارهای تاریکی به نام «مهرابه» انجام میدادند. فردی که میخواست وارد جمع مهرپرستان شود ابتدا باید موافقت مرشد را جلب کند و سپس تعالیم خاصی را فرا گیرد. پیروان این آیین در محیطی دور از اجتماع با انجام فرایضی نظیر روزه و غسل به تطهیر درونی خویش میپرداختند.[11]
اعتکاف درآئین زرتشت: در دین زرتشت سکونت در آتشکده و خلوت گزینی در کوه به عنوان محل نیایش و دنیا گریزی مورد توجه بوده است؛ زیرا یکی از راههای خداجویی و خدا یابی در دین زرتشت اجتماعگریزی بوده است. همانگونه که زرتشت برای نیایش پروردگار و احراز مقام پیامبری مدتی در کوه سَوَلان[12] خلوت گزینی کرد. همچنین ساسان فرزند بهمن ترک دنیا و سلطنت کرده و بر انجام دادن عبادتش در کوه سکونت گزید.[13]
اعتکاف در شریعت ابراهیم : خداوند درقرآن به پیامبرخود ابراهیم و پسرش اسماعیل دستور میدهد که خانه مرا پاک کنید برای طواف کنندگان معتکفان و نماز گزاران. با توجه به این آیه نتیجه میگیریم اعتکاف عملی بوده که در شریعت ابراهیم جزو مناسک و عبادات الهی محسوب میشده و مورد رضایت خداوند بوده است اما چگونگی مناسک آن مشخص نیست.
اعتکاف در شریعت موسی : موسی با آن که مسؤولیت سنگین رهبری و هدایت امت را به دوش داشت، برای مدت زمانی آنان را ترک و برای خلوت با محبوب خویش به خلوتگاه کوه طور شتافت. او در پاسخ به پرسش خداوند که فرمود: چرا قوم خود را رها کردی و با عجله به سوی ما شتافتی؟ عرض کرد: پروردگارا! به سوی تو آمدم تا از من راضی شوی. (سورة طه، آیه ۸۳ ـ ۸۴).
اعتکاف در آیین مسیح : آیا رهبانیت در مسیحیت همان اعتکاف است؟
رهبانیت به معنی خلوتنشینی، گوشهگیری و پرهیز از دنیا و پرداختن به عبادت. اموری همچون خدمت به بیماران صعب العلاج و امثال آن، یکی از رایجترین آداب و مناسک آیین مسیحیت به شمار میرود که در ظاهر شباهتهایی با اعتکاف دارد.
قرآن کریم به وجود این عمل در میان مسیحیان اشاره نموده و در عین حال آن را از اصل آئین مسیح جدا میداند. «و جَعَلنا فی قُلوبِ الـَّذینَ اتَّبَعُوهُ رَأفَةً و رَحمَةً و رَهبانِیةً ابتَدَعوُها ما کَتََبناها عَلیهِم» و در قلبهای کسانی که از مسیح پیروی میکنند، رأفت و رحمت و رهبانیت قرار دادیم، عملی که خود بدان دست زدند و ما آن را بر آنان واجب ننمودیم. (سورة حدید، آية 27).
با توجه به معنای آیه معلوم میشود که رهبانیت عبادتی است که پایه گذاری و جعل آن از سوی مسیحیان بوده که برای قرب بیشتر به خداوند به آن عمل میکردند و حال آنکه اعتکاف یک عبادت شرعی در ادیان سابق بوده است.
با دقت در حوادث تاریخی، در مییابیم که مسیحیان مؤمن برای پرستش خداوند و در امان ماندن از آزار یهودیان و بتپرستان، گوشههای خلوت را انتخاب و به راز و نیاز با پروردگار مشغول میشدند. جریان اصحاب کهف که در قرآن آمده نیز از این قرار است.
اعتکاف در اسلام: پیامبر نیز قبل از مبعوث شدن بر دین اجدادش بود و روزهایی از سال را در غار حرا به عبادت و تأمّل و تفکّر در عالم هستی میپرداخت. از زمان شکلگیری جامعه اسلامی و برپایی احکام الهی سنت اعتکاف همواره مورد توجه مسلمین قرار داشته و مسجدالحرام و مسجدالنبی از مهمترین مکانهای اعتکاف بوده و هست و همه ساله خیل عظیمی از مسلمین سراسر دنیا به این دو شهر مقدس آمده و خود را در دنیای بیکران رحمت الهی غوطهور میکنند و از فضای معنوی آن مرواریدهای زیبای معرفت و رحمت استخراج مینمایند.
اهمیت و فضیلت اعتکاف: در اهمیت و فضیلت اعتکاف همین بس که پیامبر اسلام قضای آن را به جای میآورد با اینکه اعتکاف به خودی خود یک عمل مستحب است و میدانیم اعمال مستحب قضا ندارد، و این عمل پیامبر نشان دهنده فضیلت و اهمیت اعتکاف است.
در روایتی از امام صادق چنین نقل شده است: «کانَت بَدرُ فی شَهرِ رَمَضَانَ و لَمیَعتَکِف رسُولُ اﷲ فَلَمَّا ان کَانَ مِن قابِلٍ اعتَکَفَ عَشرَین عَشراً لِعامِهِ و عَشراً قَضاءً لِما فاتَهُ»[14] بدر (جنگ بدر در سال دوم هجري) در ماه رمضان واقع شد و پیامبر اعتکاف نتوانیست از اینرو در سال بعد 20 روز (دو دهۀ آخر ماه رمضان) اعتکاف نمودند، 10 روز برای همان سال و 10 روز برای قضای سال قبل.
در روایت دیگر از شخص پیامبر نقل شده است که میفرمایند: «إعتِکَافُ عَشرٍ فی شَهرِ رَمَضَان تَعدِلُ حَجَّتَینِ و عُمرَتَینِ»[15] فضیلت اعتکاف در یک دهۀ از ماه رمضان، همچون فضیلت دو حج و دو عمره است.
خداوند در قرآن راجع به فضيلت اعتکاف میفرمايد: «و عَهَدنا إلي ابراهيمَ و إسمعيلَ أن طَهّرا بَيتي لِلطّائِفينَ و العاکِفينَ و الرُکّعِ السُجود»[16] و ما به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم که خانه مرا براي طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجده کنندگان از هرگونه آلودگي تطهير کنند. در این آیه اعتکاف، معادل طواف کعبه و همتاي رکوع و سجود قرار گرفته است و این اهمیت و فضیلت مسئله اعتکاف را به خوبی میرساند.
اما نکته قابل توجه این است که، در واقع اعتکاف تنها یک عبادت نیست بلکه مجموعۀ از بهترین عبادات را به همراه دارد، عباداتی که هر یک به تنهای برای پیشبرد انسان در مسیر بیانتهای کمال، دارای آثار و برکات فراوان و فضیلت بسیارند، تنها جزئی از این عبادت به حساب میآیند. تفکر، نماز، روزه، قرائت قرآن، دعا، تهجّد، حضور در مسجد و جماعت، ذکر خدای متعال و... از جمله کارهای هستند که معتکفان در طول ایام اعتکاف به آن مشغولاند. علاوه بر اینها بسیاری از کارهای که برای انسان حلال است در ایام اعتکاف حرام میباشد.
ديدگاه قرآن نسبت به اعتکاف: واژه اعتکاف در قرآن کریم نیامده است، لکن مشتقات آن در قرآن نُه بار به صورتهای مختلف، جمع، مفرد، اسم فاعل و اسم مفعول به کار رفته است که پنج مورد آن دربارة کفار و بتپرستان و چهار مورد آن در رابطه با موحدان است.
«... و عَهِدْنا إلي إبْراهيمَ و إسْماعيلَ أنْ طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ و الْعاكِفينَ و الرُّكَّعِ السُّجُودِ» (سورة بقره، آية 125) و به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه: «خانه مرا براى طوافكنندگان و معتكفان و ركوع و سجودكنندگان پاكيزه كنيد» از اين آيه ميتوان به چند اصل و پيام قرآني دست يافت:
1. يکي از اهداف تأسيس خانه خدا و مساجد همطراز آن، اعتکافِ در آن است.
2. آمادهسازي مساجد براي عبادت از جمله اعتکاف از وظايف اولياي بزرگ الهي است.
3. عمل اعتکاف عملي مقدس است، بنابراين بايد در بهترين قطعههاي زمين مانند مسجدالحرام و يا مساجد جامع صورت گيرد.
4. اعتکاف عملي است عبادي و مقدس، بنابراين در بين اعمالي چون طواف خانه خدا و رکوع و سجود ذکر شده است.
5. با توجه به دستور آمادهسازي خانه خدا، به پيامبران (ابراهیم و اسماعیل) معلوم ميشود اعتکاف نوعي مهماني معنوي است و خداوند متعال خانه خود را براي آن میهماني و ميهمانان مهيا نموده است.
زمان اعتکاف:
الف: اعتکاف در همه ایام سال صحیح و مستحب است مگر در روزهایی که روزه گرفتن در آن حرام باشد مانند دو روز عیدین (عید قربان و فطر).
ب: چنانکه در بند الف گفته شد اعتکاف در طول روزهای سال مستحب و دارای فضیلت است ولی بعضی روزها در لسان روایات تعیین شده است مانند ایام البیض (13 و 14 و 15 ماه رجب) ولی از همه بیشتر زمان اعتکاف در ماه رمضان، خصوصاً 10 روز آخر آن فضیلت بیشتری دارد؛ زیرا سنت نبوی بر اعتکاف این 10 روز در روایات متواتر نقل شده است. مانند این روایت که از امام صادق نقل شده است: «کانَت بَدرُ فی شَهرِ رَمَضَانَ و لَمیَعتَکِف رسُولُ اﷲ فَلَمَّا ان کانَ مِن قابِلٍ اعتَکَفَ عَشرَین عَشراً لِعامِهِ و عَشراً قَضاءً لِما فاتَهُ»[17] بدر در ماه رمضان واقع شد. پس پیامبر اعتکاف ننمود؛ از اینرو در سال بعد 20 روز اعتکاف نمودند، 10 روز برای همان سال و 10 روز برای قضای سال قبل.
مکان اعتکاف: دربارة مکان اعتکاف تعابیر مختلفی در روایات وارد شده است که قدر مسلّم آنها چند نکته است:
اولاً: اعتکاف در غیر از مسجد صورت نمیگیرد مگر در خصوص مکه که به غیر از مسجدالحرام، در هر یک از خانههای آن میتوان به اعتکاف پرداخت. ثانیًا: اعتکاف در یک مسجد انجام میگیرد و در حین اعتکاف نمیتوان به مسجد دیگر منتقل شد. ثالثًا: در طول مدت اعتکاف باید یکسره در مسجد بماند و اگر عمداً و اختیاراً بدون اسباب تجویز کننده خروج مثل غسل کردن یا دستشویی رفتن یا غیر موارد تصریح شدهای مانند اقامه شهادت و حضور جماعت یا تشییع جنازه خارج شود اعتکاف باطل میشود. رابعًا: اعتکاف در مساجد مخصوصهای که عبارتند از: مسجد الحرام، مسجد النبی مسجد کوفه و مسجد بصره، استحباب مؤکّد دارد. خامسًا: در مسجد بازار و مسجد قبیله نمیتوان معتکف شد (منظور این است که آن مسجد اختصاص به آن قبیله و بازاریها داشته باشد).
مدت اعتكاف: مدت اعتكاف حداقل سه روز است و در كمتر از آن صحيح نيست ولى در زياده از سه روز بدون حد است.
نکته: در اعتکاف اگر دو روز معتكف شد، روز سوم واجب میشود، هرگاه پنج روز معتكف شد، روز ششم آن نیز واجب میشود، پس اگر هشت روز معتكف شد، روز نهم هم واجب است و... و روزۀ سومین، ششمین، نهمین و... (اگر غیر ماه رمضان باشد، مانند ایام البیض [سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم] ماه رجب) نیز واجب میگردد.
شرایط صحت اعتکاف: در کتب فقهی برای اعتکاف شرایطی ذکر شده است که در صورت اجتماع آنها احکام اعتکاف نیز ثابت خواهد شد. آن شرایط عبارتاند از:
1. اسلام و ایمان: بنابراین اعتکاف غیر مسلمان صحیح نیست؛ 2. عقل: اعتکاف اشخاص دیوانه و مستیای که دچار اختلال عقل شود صحیح نیست؛ 3. نیت قربه إلی الله: اینکه سه روز ماندن معتکف در مسجد به قصد تعبّد و تقرّب و اخلاص باشد؛ 4. روزه گرفتن: اعتکاف بدون روزه منعقد نمیشود؛ 5. حدأقل روزه از سه روز کمتر نباشد، یعنی اگر معتکف دو روز روزه بگیرد این اعتکاف درست نیست؛ 6. مکان آن مساجد اربعه که عبارتند از: (مسجد الحرام، مسجد النبی مسجد کوفه و مسجد بصره) و مسجد جامع هر شهر میباشد.
نکته: مسجد جامع مسجدى است كه براى اجتماع زيادى از اهالى آنجا ساخته شده و اختصاص به گروه خاصى يا اهالى محلهاى نداشته باشد.
7. اجازه شوهر برای زنی که قصد اعتکاف دارد در صورت منافات داشتن با حقوق شوهر و اجازه پدر و مادر برای فرزند اگر اعتکاف فرزند موجب اذیت آنان گردد لازم است؛ 8. عدم خروج ازمسجد در طی مدت اعتکاف مگر به خاطر نسیان یا اضطرار یا انجام اموری مانند غسل، تشییع جنازه و برای شهادت و یا از اول اعتکاف شرط کرده باشد برای فلان چیزی از مسجد خارج شود.
روزۀ اعتکاف: یکی از اقسام روزههای واجب، روزۀ سومین روز (درغیر ماه رمضان) اعتکاف است. با اینکه اعتکاف خود وجوب شرعی ندارد اگر کسی دو روز در اعتکاف مستحب بسر برد اعتکاف سومین روز بر او واجب میشود. مثلاً اگر شخصی شش روز معتکف است روزۀ روزهای سوم و ششم و همچنین اگر نـُه روز معتکف است روزۀ روز نُهم و... واجب میشود و ابطال و افطار آن کفاره خواهد داشت.
نکته: کفاره در چهار قسم از روزه واجب است که چهارمین آن روزه اعتکاف است و کفارهاش مانند کفاره روزه ماه رمضان است.[18]
محرمات اعتکاف:[19] اموری که در اعتکاف انجام آنها حرام شمرده شده است عبارتاند از:
1. امور جنسی و شهوتآمیز مانند: بوسه، لمس، آمیزش؛ 2. استمناء؛ 3. بوئیدن بوی خوش مانند عطر و گیاهان خوشبو به قصد لذت بردن؛ 4. خرید و فروش، (البته بهتر است سایر اشتغالات دنیوی نیز ترک شود اگر چه حرام نیست) ؛ 5. مجادله در امور دنیوی یا دینی اگر به خاطر غلبه و اظهار فضیلت و برتری باشد.[20]
تذکر: محرماتی که در بالا از آن یاد شد (محرمات اعتکاف) در طول شبانهروز حرام است یعنی در مدتی که شخص معتکف است این محرمات انجام دادنش موجب کفاره میگردد.[21]
هدف اعتکاف: اعتکاف در حقیقت آن مسیر و سویی است که انسان را به فلاح و رستگاری هدایت میکند؛ این هدایت تا جایی است که انسان زمزمه «إلهی هَبْ لی کمالَ الإنقِطاع إلیکَ» [فرازی از مناجات شعبانیه] (پس خدایا به من کمال انقطاع به سوی خود را هدیه کن) را با گوش جان میشنود که این امر بیانگر نخستین گام بودن اعتکاف برای رسیدن به مقصدی بزرگ انسانی به نام «رستگاری واقعی و فلاح حقیقی» است. در یک کلام هدف اعتکاف، یعنی تمرين انقطاع از غير.
معتکف واقعی کیست؟ اعتکاف کننده، کسی است که برای یافتن حقیقت وجود تلاش میکند، کسی که هدفش ورای این دنیای مادی است و به فکر تعالی روح معنوی خوداست. معتکف یک عاشق است، عاشقی که هدفش را تنها حقیقت اصلی (خدا) قرار میدهد و تمام تلاش خود را برای پذیرش این حقیقت تک و جاودانه آماده میکند.
آثار اعتکاف: اعتکاف مانند ساير عبادات، داراي آثار فرا واني است که اشاره مختصر به برخی آن خالی از فائده نیست، لازم به ذکر است که این آثار ممکن است در غیر ایام اعتکاف نصیب انسان شود ولی در این ایام فضا و زمینه بشتر آماده و درهای رحمت الهی باز است خصوصاً در ماه مبارک رمضان. به دیگر سخن اثبات شيء نفی ما عداه نمیکند.
الف: آمرزش گناهان: توبه در حال اعتکاف موجب جلب رضا و غفران الهي و ورود در صف نيکان میشود چرا که زمینه و شرائط توبه در این ایام نسبت به ایام دیگر بشتر فراهم است؛ زيرا «قُل يا عِبادِي الـَّذينَ اسرفُوا عَلي أنفُسَهِم لاتَقنَطوا مِن رَحمَةَ اللهَ إنّ اللهَ يغفُرُ الذُنّوبَ جَميعاً إنَّهُ هُوَ الغَفوُر الرّحيم» بگو اي بندگان من، اي کساني که بر نفسهاي خويش اسراف نموديد مأيوس از رحمت خدا نشويد به راستي که خداوند همه گناهان را ميبخشايد و به راستي که او غفور و رحيم است. (سورة زمر، آية 53)
ب: جلب محبت خدا: يکي از آثار برجسته اعتکاف، حب خداوند تبارک تعالي است «و الـَّذينَ آمَنُوا أشَّدُ حُبّاً لِلّه» (سورة بقره، آية 165) آنان که ايمان آوردهاند شديداً دوستدار خدا هستند.
ج: تحصيل بهشت الهي: از جمله آثار عبادت، رسيدن به بهشت و بهرهمندي از نعمتهاي آن است، از آنجای که اعتکاف نوعی عبادت است طبیعتاً این نتیجه را باید داشته باشد. «و الذينَ هُم عَلي صَلواتِهِم يحافظون أولئِکَ هُم الوارِثونَ الذينَ يرِثُونَ الفِردوُسَ هُم فيها خالِدوُن» (سورة مؤمنون، آية 9 ـ 11) و آنان كه بر نمازهاي شان مواظبت مينمايند، آنانند كه خود وارثانند، همانان كه بهشت را به ارث ميبرند و در آنجا جاودان ميمانند.
بيشک اگر معتکف، بتواند در ايام اعتکاف، آن طور که بايد و شايد رفتار نمايد و رضايت حق تعالي را جلب کند؛ به درجاتي که براي مؤمنان، در نظر گرفته شده، خواهد رسيد. خداوند در قرآن ميفرمايد: «و وَعَدَ الله المُؤمِنينَ و المُؤمِناتِ جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِها الأنهار خالدينَ فيها و مَساکِنَ طَيبّة في جَنات عَدنٍ و رِضوان مِن اللهِ أکبرُ ذلکَ هُو الفَوزُ العَظيمُ» (سورة توبه، آية 72) خدا به مؤمنين و مؤمنات وعده بهشتي را داد که در زير آن نهرها جاري است آنان خالدند در بهشت و در خانههاي پاک در بهشت عدن، رضوان و رضايت خدا بالاتر از بهشت است و آن فوز عظيمی است. همان طور که در آيه آمده علاوه بر بهشت و نعمات الهي رضوان خدا که بالاترين نعمتهاست نصيب مؤمن خواهد شد.
د: تقويت اراده: از آثاری که میتوان برای اعتکاف در زندگي فردي انسان برشمرد، تقويت اراده انسان است. کسي که مدتي، برخلاف خواسته دروني خويش، خود را در محلي حبس و از بسياري از امور چون حرف زدن در غير امور عبادي که به طور طبيعي، تمايل به آنها دارد، پرهيز نمايد، خود به خود تمريني است براي اجتناب از بسياري خواهشهاي نفساني ديگر، برخورداري انسان از اراده قوي نه تنها در مسائل اخلاقي و ديني بسيار مهم است؛ بلکه نقش آن در امور روزمره هم بر کسي پوشيده نيست. مرد بايد که در کشاکش دهر سنگ زيرين آسيا باشد تحمل بار مشکلات، بدون برخورداري از ارادهاي قوي، کاري است دشوار.
هـ : انس با معنويات: در پرتو اعمالي چون اعتکاف، کمکم ارتباط رواني خاصي بين انسان و مسجد، قرآن، نماز، نماز شب و ادعيه به وجود ميآيد به نحوي که انسان مشتاق ارتباط با اين امور شده دوري از آنها برايش سخت ميگردد.
و: دوري از غفلت: اعتـکاف عبـادتي چـون نمـاز و به قـول قرآن ذکر الله «أقِمِ الصّلاةَ لِذِکري» (سورة طه، آية 14) را در بردارد. ذکر: همان دوري از غفلت است، غفلتي که اگر به ذکر مبدل نگردد موجبات سقوط آدمي را فراهم ميآورد. «إقتَرَبَ لِلنّاسِ حِسابُهُم و هُم في غِفلَةٍ مُعرِضونَ» رسيدگي به حساب انسانها نزديک و مردم در غفلت به سر ميبرند. (سورة انبياء، آية 1)
ز: تواضع و فروتني: اگر انسان بتواند در طول اعتکاف خود را به دروازههاي معرفت الهي برساند و خود را در دايره بيکران هستي، کوچک ببيند، استکبار و غرور از او رخت برميبندد. ديگر در مقابل هم نوع خود تکبر نميورزد بلکه فروتني را پيشه خود خواهد ساخت.
ح: کاهش جرم و فساد در جامعه: به عقيده جرم شناسان اجتماعي، بسط و گسترش مسايل معنوي، باعث کم شدن جرم و فساد در جوامع ميگردد. اعتکاف در اين ميدان ميتواند نقش مهمي ايفا کند؛ زيرا مشتمل بر چند عبادت است و آثار معنوي ويژهاي حتي بر افراد غير معتکف برجاي ميگذارد.
ط: وحدت و هم دلی: حضور مؤمنين دور هم در مساجد، آن هم در ایام اعتکاف فرصتي است که مؤمنان يکديگر را بشناسند و ارتباط دوستانه پيدا نموده و از آثار اخوت اسلامي برخوردار شوند. اين اثر را به راحتي ميتوان از لابلاي خاطرات منتشر شده معتکفان به دست آورد.[22]
نتیجه کلی بحث: آنچه از مباحث فوق میتوان به طور کلی نتیجه گرفت چند نکته است:
1) اعتکاف «به معنای لغوی و عام آن، یعنی روی آوردن و ملازمت داشتن برچیزی همراه با تعظیم» یک امر فطری و غریزی است یعنی همة انسانها به این سلاح فطری مسلح است، به سخن دیگر اعتکاف ربط به دین و تدیّن ندارد بیدینترین بیدینان به این امر ملتزم هستند.
2) این امر (اعتکاف) در حوزه دینداری شدیدتر است، برای اینکه بشر تشنۀ کمال است و دنبال راهی میگردد که او را به مقصودش برساند و اعتکاف یکی از این مسیرها است که بشر در طول تاریخ این راه را دیده و طی کرده است.
3) دین اسلام که کاملترین ادیان بلکه در واقع متمّم و مکمّل ادیان قبل است، طبیعتاً از قوانین و برنامههای جامعی برخوردار است و در پی سعادت دنیوی و اخروی انسانها بیشتر برنامه دارد و روی مسألۀ اعتکاف که یکی از آن برنامهها است و میتواند سعادت هر دو جانب را تأمین و به ارمغان بیاورد تأکید فراوان نموده است، اعتکاف در اسلام با اینکه در ذات خود یک امر مستحب است ولی در کنار واجبات رنگ و بوی واجب گرفته و این استحباب را تأکید وتشدید میکند، چرا که اعتکاف جامع اموری از قبیل روزه و نماز، جماعت در مساجد و... است، از سوی اسلام روی مسائل اجتماعی مانند نمازجمعه و نماز جماعت و... اهمیت خاصی قائل است و اعتکاف یک امر کاملاً اجتماعی است.
4) هر امر مهم در اجتماع بشری دارای شرائط و قیود و مسائل خاصی است، اعتکاف نیز از این امور میباشد و دارای ویژگی خود است، خصوصاً در اسلام برای آن مکان خاصی در نظر گرفته بلکه بهترین مکانها (مانند کعبه، مدینه و مساجد جامع) و بهترین زمانها (مانند ماه رجب و ماه نزول قرآن).
منا بع و مآخذ: 1. قرآن کریم؛ 2. جوادی آملی، حکمت عبادات، چ6 ، ناشر مرکزنشر اسراء، تاریخ انتشار: 1383ش؛ 3. آیت الله سبحانی، جعفر، الصوم فی الشریعة الاسلامیة الغراء، ج2، ناشر مؤسسۀ امام صادق ، چ1- 1421ق؛ 4. اصفهانی،راغب،المفردات القرآن، ناشر طلیعة النور، چ2 ـ 1427ق؛ 5. قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج5، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ ششم، 1412ه ق؛ 6. فراهدی، خلیل ابن احمد، ترتیب العین، ج2، تحقیق دکتر مهدی مخزومی ودکتر ابراهیم سامرای،ناشر انتشارات اسوه، تاریخ نشر 1425ق؛ 7. آیت الله موحّدی نجفی، محمد باقر، مقدمه تفسیر تحلیلی قرآن کریم، ج1، ناشر موئسسه مطبوعاتی دارالکتاب (جزائری)، چ1 ـ 1381ش؛ 8. علامه طباطبايی، سیدمحمد حسین، سنن النبی ، مترجم عباس عزیزی، ناشر انتشارات صلاه، چ9 ـ 1385ش، باب 18 ؛ 9. علامه مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار،ج94، باب66 ، مؤسسۀ الوفاء، بیروت، چ2 ـ 1403ه ق؛ 10. مطهری، مرتضی؛ مجموعة آثار، ج 20، انتشارات صدرا، تهران قم، چاپ دوم، 1381ش؛ 11. محقق حلّی؛ شرایع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، ج1، ناشر مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ دوم، 1408ق؛ 12. عاملی، شیخ حُرّ، وسائل الشیعه، ناشر مکتبة الاسلامیه، چاپ2 ؛ 13. کلینی، محمد، فروع کافی، تصحیح شیخ محمد آخوندی، ناشر دارالکتب الاسلامیه، چ 5 ـ 1350ش؛ 14. موسوی، روح اﷲ خمینی، تحریر الوسیله، ج1، ناشر دفتر انتشارات اسلامی ـ وابسته به حوزه علمیه قم، مترجم علی اسلامی، چ15 ـ 1377ش؛ 15. فلاح زاده، محمد حسین، آموزش فقه، ناشر انتشارات الهادی، چ17 ـ 1382ش؛ 16. مؤیّدی، محمد حسن، اعتکاف سیاحت عرفانی وضیافت رحمانی، ناشر انتشارات آفرند، قم، چ1 ـ 1382ش؛ 17. زاهری، احسان، اعتکاف نجوای عاشقانه، ناشر الطیّار، چ1 ـ 1381ش؛ 18. شیخ صدوق، محمد، من لایحضره الفقیه، ناشر دارالکتب الاسلامیه، مترجم صدرالدین بلاغی، چ1 ـ 1385ش؛ 19. نوبهار، رحیم، اعتکاف سنت محمدی، ناشر مؤسسه عمران مساجد، چ2 ـ 1376ش؛ 20. خراسانی، آیت ﷲ محمدجواد، اعتکاف در اسلام، تحقیق ناصر باقری بید هندی، ناشر بنیاد پژوهشهای علمی فرهنگی نور الاصفیاء، چ1 ـ 1381ش؛ 21. امام خمینی، موسوی، رسله نوین ـ عبادت وخود سازی(1) ـ ترجمه و توضیح عبدالکریم بیآزارشیرازی، ناشر دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1362ش؛ 22. یوسفی، یوسفعلی، در حریم اعتکاف، ناشر انتشارات سلسبیل، چ1 ـ 1377ش؛ 23. حسینی، سید حمید محمودزاده، اعتکاف درخلوت اُنس، ناشر انتشارات قدس، چ1 ـ 1375ش؛ 24. ملا احمدی، حسین، مصباح الطریق، ناشر انتشارات احمدیه، چ1 ـ 1382ش؛ 25. مؤسسۀ فرهنگی دارالهدی، اعتکاف ابرار، ناشر انتشارات تشیع، قم، چ2 ـ 1383ش؛ 26. فروتن، مجید، فرهنگ فارسی [دانش] ج2، ناشر انتشارات مهتاب، چ1 ـ 1374ش؛ 27. کومُن، فرانتس، آئین پُررمزو راز مترای، مترجم و پژوهشگر هاشم رضی، ناشر انتشارت بهجت، چ2 ـ 1383ش.
تقـويـم فصـل
ولادت حضرت فاطمة زهرا 4/4/1387
ولادت حضرت امام محمد باقر 14/4/1387
شهادت حضرت امام هادي 16/4/1387
ولادت حضرت امام جواد 23/4/1387
ولادت اميرمؤمنان علي بن ابيطالب 26/4/1387
وفات حضرت زينب 28/4/1387
شهادت حضرت امام موسي كاظم 7/5/1387
مبعث حضرت پيامبر اكرم 9/5/1387
ولادت حضرت امام حسين 15/5/1387
ولادت حضرت ابوالفضل العباس 16/5/1387
ولادت حضرت امام زينالعابدين 17/5/1387
ولادت حضرت علي اكبر 23/5/1387
ولادت حضرت صاحب الأمر و الزمان(عج) 27/5/1387
وفات حضرت خديجه 21/6/1387
ولادت حضرت امام حسن مجتبي 26/6/1387
[1]. خاطرات همفر، ص 46.
[2]. همان.
[3]. همان، ص 40 ـ 41.
[4]. آشنائی با جوامع حدیثی شیعه و سنّی، ص 218 ـ 219.
[5]. بحوث فی الملل و النحل، ج1 ، ص 132.
[6]. فرهنگ فرق اسلامی [واژه یزیدیه].
[7]. ابن تیمیه فی صوره الحقیقیه، ص 36 ، به نقل از منهاج السنه ابن تیمیه.
[8]. مفردات، راغب، ص579.
[9]. العین، فراهدی، ج1، ص205.
[10]. رساله نوین، ج1، ص204، امام خمینی.
[11]. آئین پررمزو رازمترای، فرانتس کومُن، ص160، ترجمه و پژوهش هاشم رضی.
[12]. این کوه در نزدیکی اردبیل قرار دارد و آن را سبلان هم می گویند، «فرهنگ فارسی (دانش)، ج2، ص1111».
[13]. محل تولد او نيز مجهول مانده . بعضى گويند در ناحيه ماد (آذربايجان) درشمال غرب ايران و بعضى گويند در باكتريا (بلخ شرق) به وجود آمده، ولى از قرارمعلوم وى در غرب ايران زائيده شده و در شرق ايران به كار دعوت خود پرداخته است. روايات باستانى بر آن است كه زرتشت در پانزده سالگى نزد آموزگارى تعليميافت و از او كشتي نام كمربند مقدس زرتشتيان است دريافت كرد (تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ص323، مترجم: علی اصغر حکمت).
[14]. فروع کافی، کلینی، ج4، کتاب صوم، باب اعتکاف، ص175، روایت دوم؛ وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج7، 397.
[15]. من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج2، کتاب اعتکاف، ص545، ش2101.
[16]. سورة بقره، آية 125.
[17]. فروع کافی، کلینی، ج4، کتاب صوم، باب اعتکاف، ص175، روایت دوم؛ وسایل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج7، 397.
[18]. برای آگاهی درباره کفاره، رجوع شود به رسالههای عملیه (توضیح المسائل) مراجع.
[19]. لازم به ذکر است که علاوه بر محرمات اعتکاف، تمامی آنچه که روزه را باطل میکند، سبب بطلان اعتکاف نیز میشود. به سخن دیگر هرگاه معتکف روزه خود را باطل کند، اعتکافش نیز باطل می شود. آنچه روزه را باطل عبارت است از: 1) خوردن وآشامیدن 2) آمیزش جنسی 3) استمناء 4) دروغ بستن به خدا و پیامبر و جانشینان آن حضرت 5) رسانیدن غبار غلیظ به گلو 6) سرفرو بردن درآب 7) باقی ماندن برجنابت، حیض و نفاس تا آذان صبح 8) اماله کردن 9) قی کردن. برای تفصیل بیشتر به رسالههای عملیه در بخش روزه مراجعه شود.
[20]. آموزش فقه، محمد حسین فلاح راده، ص243.
[21]. الصوم فی الشریة الاسلامیة الغراء، جعفرسبحانی، ج2، ص426.
[22]. اعتکاف سیاحت عرفانی و ضیافت رحمانی، محمد حسن مؤیّدی، ص28.