تابستان 1387 (شماره دوم) (2)
اخباري پيرامون اسلام و قرآن / زهرا حسنزاده
1. افزایش فروش قرآنهای جیبی در فرانسه: استقبال از خرید قرآن در اندازههای مختلف بهویژه در قطع جیبی در ماه مبارک رمضان در پاریس زینت خاصّی به محلههای این شهر داده است.
استقبال از کتابهای دینی در ماه مبارک رمضان در میان مسلمانان فرانسه افزایش مییابد. مسئولان کتابخانههای اسلامی فرانسه میگویند که فروش قرآن در ماه مبارک رمضان به بالاترین حد خود میرسد. به طوری که روزانه 25 قرآن پیش از ماه مبارک رمضان به فرو میرسد که این رقم بسیار زیاد است و با آغاز ماه رمضان این رقم افزایش بیشتری پیدا میکند. فروش قرآنهای جیبی از جایگاه ویژهای برخوردار است، به طوری که مسلمانان به علت تسهیل در خرید آن و تلاوت آن در اوقات فراغت خود آن را میخرند.
2. مناجاتهای ماه رمضان از طریق پیامک ارسال میشوند: مؤسسة اطلاعرسانی تبیان وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی به مناسبت ماه مبارک رمضان اقدام به راهاندازی سرویسهای جدید ارسال پیامک کرده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، این خدمات با همکاری مؤسسة تبیان و شرکت ایرانسل برای مشترکین ارائه میشود. مشترکین میتوانند با ارسال کدهایی به صورت پیامک به شماره 8282 از این خدمات بهرهمند شوند.
علاقهمندان میتوانند برای دریافت یکی از مناجاتهای سحر ماه مبارک رمضان کد Ramp و مناجاتهای شب ماه مبارک رمضان کد Rams را ارسال کنند. همچنین جهت دریافت هفتگی خدمات فوق به صورت روزانه به ترتیب کدهای Sub Ramp و Sub Rams را ارسال کنند.
3. قدیمیترین قرآن خطی چین مرمت میشود: قدیمیترین قرآن خطی چین که قدمت آن به قرن 13 میلادی باز میگردد، مرمت میشود. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الاسلام الیوم، نسخه دست نوشته قرآن کریم اینک در مسجد «جیهتسی» در استان شیون هوا شمال غرب چین قرار دارد. این نسخه قدیمی قرآن بیش از 700 سال پیش از آسیای مرکزی به چین آورده شد و شامل سی جزء قرآن است که 681 صفحه دارد و قدیمیترین قرآن خطی این کشور به شمار میرود. کارشناسان اعتقاد دارند تاریخ این قرآن به قرن 13 میلادی باز میگردد و از قرآنهای نفیس و نادر است که پس از مرمت در سالن ویژهای نگهداری میشود. اسلام پس از دین بودایی دومین دین چین است. براساس سرشماریهای رسمی تعداد مسلمانان به 25 میلیون نفر میرسد که از قومیتهای سالار، قرقیز، تاتار، ازبک و تاجیک هستند.
4. قرآن كريم برای نخستين بار در سال جاری در صدر پُرفروشترين كتابها در بنگلادش شناخته شد و از سوی ديگر به دليل استقبال گسترده از قرآنهای ترجمه شده شاهد ناياب بودن آن در بازار بوديم.
«محمدرضا هاشمی» رايزن فرهنگی جمهوری اسلامی ايران در بنگلادش در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار بخش بينالملل خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) ضمن بيان اين مطلب گفت: شيعيان و غيرشيعيان در مساجد و مراكز اسلامی بنگلادش خواستار قرآنهای ترجمه شده به زبانهای انگليسی هستند اما متأسفانه ارسال هدايای قرآنی به مراكز مختلف اين كشور مظلوم واقع شده و رايزنی نتوانسته است در اين زمينه پاسخگو باشد، ما حتّی قرآنهای بدون ترجمه به اين مراكز اهدا نكردهايم هرچند برخی كتابهای شيعه و تفاسير قرآنی را به يكی از مساجد ملی و جامع اين كشور داديم و اين آثار بايكوت شده و كسی دسترسی ندارد اما اين حركت خوبی است و كاركرد خودش را خواهد داشت.
5. سمينار علمی و تحقيقی: عصر دوشنبه 11 شهريور ماه، سمينار علمی و تحقيقی بررسی شخصيت امام ابوحنيفه با حضور جمعی از انديشمندان بزرگ جهان اسلام در آكادمی علوم كابل به پايان رسيد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) در اين مراسم آيت الله «محمدآصف محسنی» به ايراد سخن دربارة كارنامه و زندگی امام پرداختند.
در پايان اين سمينار شركت كنندگان طی قطعنامهای از دولت خواستند تا نهاد بزرگ علمی ـ تحقيقی اسلامی را به نام امام ابوحنيفه ايجاد كنند. لازم به ذكر است، در اين سمينار علما و دانشمندان از كشورهای هند، پاكستان، مصر و افغانستان شركت داشتند.
6. شئونات اسلامی: وزارت حج و اوقاف افغانستان با فرارسيدن ماه مبارك رمضان در اطلاعيهای از مردم اين كشور خواست شئونات اسلامی را در اين ماه رعايت كنند.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه افغانستان، وزارت حج و او قاف افغانستان از مردم كشورش خواست در اين ماه تا با رعايت شئونات اسلامی از انجام كارهايی كه برخلاف موازين اسلامی است مانند خوردن و آشاميدن در ملاء عام خودداری كنند. اين وزارتخانه در اطلاعية خود از تمام راديوها و تلويزيونهای شخصی اين كشور درخواست كرد تا اذان را در وقت خود از شبكههای خود پخش كنند.
7. كتاب «تحليل دعاهای پيامبر » در قاهره منتشرشد: كتاب «فن الذِّكر و الدُّعاء عند خاتم الأنبياء » (هنر دعا نزد رسول اكرم با موضوع تحليل و بررسی دعاهای پيامبر گرامی اسلام در قاهره منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاعرسانی«سوق النور»، كتاب مذكور به قلم «محمد غزالی مصری» پژوهشگر مطالعات اسلامی مصر به رشته تحرير درآمده است. وی در اين كتاب تلاشكرده مسلمانان را با عظمت و اهميت دعاهای نبی اكرم آشنا كند. اين كتاب به زبان عربی و در 126 صفحه نگاشته شده و از جديدترين آثار منتشر شده از سوی مؤسسه انتشاراتی «دارالشروق» مصر است.
8. نسخه طلاکوب قرآن با بهای بیش از 200 میلیون دلار فروخته شد. بهای این نسخه ارزشمند قرآن که تاریخ نگارش و حکاکی آن به سده سیزدهم باز میگردد بیش از 200 میلیون دلار آمریکایی است.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از PNA قدمت قرآنی که نسخهای از آن اخیرا به فروش رفت به سال 1203 باز میگردد که تمام حروف و آیات آن با طلا و حاشیههای آن نیز با نقره نگاشته شده است.
پرخاشگری، هستیِ غیر اصیل (نگاه تطبیقی بین اخلاق اسلامی با روانشناسی در مسألة پرخاشگری) / حسینی (سجاد)
شاید به جرأت گفت یکی از عمدهترین وظائف عالمان دین در این برهه از زمان این باشد که بین آموزههای دینی با دستاوردهای علمی ـ به معنای science ـ بررسی و حتی اگر لازم باشد تطبیق نمایند؛ از آن جهت که هر دوی اینها داعیه «آرامش بشر» را دارند. اخلاق اسلامی من حیث یکی از شاخههای اصلی دین مبین اسلام ـ در کنار عقاید و فقه ـ اندیشه و توان بسیاری از عالمان دین را صرف مباحث خویش کرده است تا بدین طریق، ارتباط انسانها با همدیگر به نیکی گراید. از این جهت است که یکی از صفات اخلاقی که از دیر باز گریبانگیر بشر بوده، صفت غضب یا پرخاشگری را مطرح نموده و در باب آن سخنها گفتهاند. از دیگر سو روانشناسی به عنوان یکی از شاخههای علمی که داعیه دار این مدعا است ـ آرامش بشر؛ بدین خاطر در این راه نظرات و پیشنهادات زیادی را ارائه نموده است و یکی از مباحثی که کم و بیش به آن خوب پرداخته است مسئله خشم است. پس در یک نگاه کلی میتوان بیان کرد: غضب یا پرخاشگری یکی از صفاتی است که در همه انسانها کم یا زیاد وجود دارد و ما اگر در طی یک روز نگاهی به اجتماع انسانی خویش بیندازیم محال است که نمودی از آن را در اعمال یا گفتار افراد نبینیم؛ بدین جهت که غضب یا پرخاشگری از جمله صفاتی است که از بدو خلقت همراه بشر بوده است و در سطوح و جنبههای مختلف معضلی بزرگ و جهانشمولی به شمار میآید و ریشههای بسیاری از جرائم، بدبختیها، انحرافات و حتی جنگها را میبایست در این مسئله جستجو کرد. در یک نگاه کلی، عامل بسیاری از سقوطها و انحطاطهای جوامع و کم سو شدن چراغ محبوبیت افراد، پرخاشگری و خشونت است و جنگ، تجاوز، ترور، تخریب، قتل و ضرب و جرح از مصادیق آشکار این جنبه از رفتار انسان میباشد. از نگاه دیگر و با تبیینی متفاوت عامل ماندگاری بسیاری از انسانها، جوامع و تمدنها این قوه و چگونگی استفاده از آن بوده است؛ و اگر نگاهی به مقولاتی نظیر: غیرت، دفاع از حیثیت، ناموس و کشور و مجازات، اجرای حدود، قصاص و اعدام و... بیاندازیم و بدون توجه و دقت در پیشفرضها و مبانیشان، آنها از مصادیق بارز پرخاشگری به حساب میآیند. از آنجایی که در این مقاله قصد نداریم از منظر فلسفی یا حقوقی بهاین مسئله بپردازیم لذا در این مقاله قصد بر آن است بعد از تعریف پرخاشگری و جایگاه پرخاشگری به انگیزههای شکلگیری و سپس به شیوههای پیشگیری و مهار پرخاشگری از دیدگاه روانشناسی و اخلاق اسلامی بپردازیم. لازم به یاد آوری است نگارنده، واژههای پرخاشگری، غضب، خشم و خشونت در مقاله حاضر را به یک معنا بکار برده است.
تعریف پرخاشگری/ غضب Aggression : در واژه نامه روانپزشکی انجمن روانپزشکی آمریکا اینگونه آمده است: «یک کنش فیزیکی، کلامی، یا نمادین زورمندانه. این عمل ممکن است مناسب بوده و بخاطر محافظت از خود صورت گیرد مثل اظهار وجود به شیوههای سالم، و یا نامناسب باشد مثلاً انجام رفتارهای خصمانه یا مخرب. در عین حال ممکن است معطوف به محیط شخص یا شخصیتی دیگری یا خود باشد مثلاً در افسردگی»[1] اما در بیان انتزاعی غضب در چهل حدیث امام خمینی(ره) و معراج السعاده اینگونه آمده است: «حالت نفسانیه که باعث حرکت روح حیوانی و از داخل به جانب از برای غلبه و انتقام میشود. و هرگاه شدت نمود باعث حرکت شدیدی میشود که از آن حرکت، حرارتی مفرط حاصل، و از آن حرارت دود تیرهای برمیخیزد و دماغ و رگها پر میسازد، و نور عقل را میپوشاند، و اثر قوه عاقله را ضعیف میکند».[2] اگر بخواهیم دو تعریف فوق را به طور خلاصه و در سادهترین وجه بیان کنیم میشود: «رفتاری که به قصد آسیب رساندن به کسی یا چیزی انجام شود ... آسیب، شامل آزارهای روانی نظیر تحقیر، توهین و فحاشی نیز میشود. مولفه قصد، در مفهوم پرخاشگری اهمیت بسیاری دارد و بدون آن نمیتوان به رفتاری برچسب پرخاشگری زد. بنابراین اگر در بازی فوتبال بازیکنی ناخودآگاه به بازیکن دیگری صدمه بزند، آن را پرخاشگری نمیدانیم، ولی اگر با داور به درشتی سخن بگوید، پرخاشگری است».[3]
جایگاه پرخاشگری در انسان: نفس قوه غضبیه در نگاه دینی «یکی از نعم بزرگ الهی است که به واسطه آن تعمیر دنیا و آخرت شود، و با آن حفظ بقای شخص و نوع و نظام عیله گردد، و مدخلیت عظیم در تشکیل مدینه فاضله و نظام جامعه دارد. اگر این قوه شریف در حیوان نبود، از ناملایمات دفاع نمیکرد و دستخوش زوال و اضمحلال میگردید. و اگر در انسان نبود، علاوه بر این، از بسیاری از کمالات و ترقیات باز میماند. بلکه حد تفریط و نقص از حال اعتدال نیز از مذام اخلاق و نقایص ملکات شمرده شود که بر آن مفاسدی بسیار و معایبی بیشمار مترتب گردد؛ از قبیل ترس و ضعف و سستی و تنبلی و طمع و کم صبری و...».[4]
و همین قوه از منظر روانشناسی «موجب بقای اصلح The survival of the fittest و پالایش هیجانی Catharsis ـ یعنی رها ساختن انرژی ـ در فرد می شود.».[5]
علل و انگیزههای شکلگیری پرخاشگری: از نگاه دینی «عمده علل تهییج خشم عبارت است از: کبر و غرور، عجب، شوخیهای بیمورد، تمسخر، ذلت، سرزنش، جدال، مخالفت، عذر تراشی، طمع بر زیادی مال، و...»[6] و «اسباب دیگری برای غضب ذکر کردهاند مثل عجب و افتخار و کبر و مراء و لجاج و مزاح و غیر آن»[7] اما از منظر روانشناسی علل دیگری را هم با توجه به نگاه متفاوت به انسان بر میشمارد نظیر:
1. ذاتی بودن پرخاشگری؛ زیگموند فروید به عنوان پدر روانکاوی کلاسیک معتقد است که انسان منشعب از دو غریزه زندگی Eros و غریزه مرگ Thanatos که به اعمال پرخاشگرانه منجر میشود، میباشد.[8]
2. علل عصب شناختی و شیمیایی مثل ترشح بیشتر هورمون تستوسترون[9] و همچنین وجود کروموزوم y اضافی در برخی افراد.[10]
3. نظریههای کشانندهای؛ که بر عوامل بیرونی پرخاشگری در فرد تأکید دارد. این نظریه بیان میکند «عوامل خارجی مثل ناکامی Frustration باعث برانگیخته شدن میل قوی برای آسیب رساندن به دیگران میشود»[11] و از این جهت است که روانشناسان اجتماعی معتقدند «مهمترین عامل در ایجاد پرخاشگری از میان همه موقعیتهای ملالانگیز، ناکامی است».[12]
4. نظریه یادگیری اجتماعی: مطابق این دیدگاه «انسانها با مجموعهای عظیم از پاسخهای پرخاشگرانه به دنیا نمیآیند بلکه باید این پاسخها را از طریق تجربه مستقیم یا مشاهده رفتار دیگران بیاموزند».[13] در این نظریه «عدهای از صاحب نظران نیز به نقش بسیار مهم رسانههای همگانی، مانند تلویزیون و سینما در آموزش پرخاشگری به تماشاچیان اشاره میکند».[14] و محققین در یافتهاند: هرچه افراد در کودکی خشونت بیشتری را در تلویزیون مشاهد کنند در بزرگسالی امکان پرخاشگری بیشتر و شدیدتری وجود دارد.
5. نظریه شناختی: بنابراین دیدگاه، پرخاشگری ناشی از کنش متقابل پیچیدهای بین حالات و تجارب فعلی، افکار، خاطرهها و الگوهای شتاختی ما دربارة موقعیت فعلی است.[15]
6. مواردی نظیر درد و ناراحتی،[16] و مصرف الکل[17] از یش در آمدهای پرخاشگری دانستهاند.
شیوههای پیشگیری و مهار پرخاشگری: با توجه به نگاه خاص و در عین حال مقاصد متفاوت دین و روانشناسی به انسان، هر یک روشهای خاصی را برای پیشگیری، و مهار آن در انسان بیان کردهاند؛ اما در یک نگاه کلی از منظر دین و روانشناسی برای پیشگیری و مهار پرخاشگری از دو راهکار معرفتی ـ شناختی و رفتاری ـ عملی استفاده میشود.
راهکارهای معرفتی ـ شناختی: مطابق با این راهکار در دین میبینیم چقدر در باب خشم مذمت وارد شده است تا بدانجا که درآموزههای دینی داریم: «خشم موجب تباهی ایمان میشود یا خشم کلید هر بدی و بدترین چیز و نوعی جنون است»[18] و «هرکس خشم خویش را مهار کند، خداوند عذاب خود را از وی باز میدارد»[19] که همه اینها موجب تقویت اراده در فرد شده و سد دفاعی در مقابل شکلگیری پرخاشگری در انسان میشود. از دیگر سو برای معالجه و حتی جلوگیری از شکلگیری پرخاشگری در اخلاق اسلامی داریم: «معالجات اساسی غضب قلع ماده آن است به برطرف کردن اسباب مهیجه آن... و یکی از آنها حب نفس است که از آن حب مال و جاه و شرف و حب نفوذ اراده و بسط قدرت تولید شود؛ و اینها نوعا اسباب هیجان آتش غضب شود؛ زیرا که انسان دارای این محبتها به این امور خیلی اهمیت دهد و موقعیت اینها در قلبش بزرگ است؛ و اگر فالجمله مزاحمتی در یکی از اینها برایش پیش آمد کند، و یا احتمال مزاحمت دهد، [به تعبیر روانشناسی ناکامی رخ دهد] بیموقع غضب کند و جوش و خروش نماید، و متملک نفس خود نشود، و طمع و حرص و سایر مفسدات که از حب نفس و جاه در دل پیدا شده عنان را از دست او بگیرد و کارهای نفس را از جاده عقل و شرع خارج کند».[20] و در معراج السعاده ـ از کتب غنی و منبع در اخلاق اسلامی است ـ برای معالجه پرخاشگری دوازده نکته را بیان داشته است:
1. سعی کند در ازاله اسبابی که باعث هیجان غضب میشود؛ مثل فخر و کبر و عجب و غرور و لجاج و مراء و استهزاء و حرص و دشمنی و حب جاه و مال و امثال اینها، که همه آنها اخلاق رذیله و صفات مهلکه هستند؛ و خلاصی از غضب با وجود آنها ممکن نیست. پس باید ابتدا ازاله آنها را کرد تا ازاله غضب سهل و آسان باشد.
2. ملاحظه اخبار و آثاری کند که در مذمت غضب رسیده.
3. متذکر اخبار و احادیثی گردد که در مدح و ثواب نگهداشتن خود از غضب وارد شده است؛ و فواید آن را به نظر در آورد.
4. ملاحظه فواید ضد غضب را که حلم باشد بکند.
5. هر قول و فعلی که از او سر می زند ابتدا در آن فکر کند و خود را از صدور آثار غضب محافظت نماید.
6. اجتناب کند از مصاحبت کسانی که قوه غضبیه ایشان غالب و از فضیلت حلم خالی هستند، و در صدد انتقام و «تشفی غیظ: خالی کردن عقده» خود میباشند.
7. تأمل نماید و بداند که هرچه در عالم واقع میشود همه به قضا و قدر الهی است و جمیع موجودات، مسخر قبضه قدرت او، و همه امور در ید کفایت اوست.
8. متذکر شود که غضب نیست مگر از بیماری دل و نقصان عقل، که باعث آن ضعف نفس است نه شجاعت و قوت نفس.
9. بترس و حذر کن از اینکه: چون تو غضب خود را بر او (ضعیفتر از خویش) جاری سازی خداوند قهار نیز در دنیا و آخرت غضب خود را بر تو جاری بکند.
10. متذکر شوی شاید روزگار، روزی آن ضعیفی را که تو بر او غضب میکنی قوت دهد و کار او بالا گیرد و بر تو زبر دست شود و در صدد انتقام و مکافات برآید.
11. بدانی که هر حلیم و بردباری غالب و قاهر، و در نظر «اولی البصائر» عزیز و محترم میباشد. هر غضبناک مضطرب الحالی پیوسته مغلوب و در دیدهها بیوقع میگردد.
12. تصور کنی که در وقت غضب، صورت تو چه نوع قبیح و متغیر، و اعضای تو متحرک و مضطرب، و کردارت از نظم طبیعی بیرون، و گفتارت غیر مطابق قاعده و قانون میشود.
راهکارهای رفتاری در مهار پرخاشگری: در فرمایشی از پیامبر مکرم اسلام داریم: «اگر از شما، کسی دچار خشم شد، پس وضو بگیرد و غسل کند؛ زیرا که غضب از آتش است».[21] و در اخلاق اسلامی داریم برای مهار پرخاشگری که آنان «خود را به وسایلی منصرف کند: اگر نشسته است برخیزد، و اگر ایستاده است بنشیند؛ یا به ذکر خدای تعالی اشتغال پیدا کند ـ بلکه بعضی ذکر خدا را در حال غضب واجب دانند؛ و یا مشغول کارهای دیگر شود».[22] و حتی داریم که از جمله معالجات غضب آن است که «در وقت هیجان، به خدا پناه برد از شر شیطان، و بگوید: «أعُوذ بالله مِنَ الشَّیطان الرجیم»... و اگر غضب بر کسی باشد که قرابت رحم با یکدیگر داشته باشند دست به بدن او گذارد غضب او ساکن میگردد».[23] در حالی که از نگاه روانشناسی تا حدی همین نکات را با بیان دیگری عرضه میدارد صحبت از مجازات پرخاشگر میشود که در راهکارهای شناختی در باب اینکه فرد از قدرت لایزال الهی پروا داشته باشد و یا اینک او را به قاضی برده و اگر لازم باشد تعزیر شود و... بیان شده است. یا یکی از مباحث عمده در مهار پرخاشگری از نگاه روانشناسی مسئله پالایش هیجانی Catharsis ـ یعنی رها ساختن انرژی ـ است که بهترین حالت در زمان پرخاشگری همان دستوراتی که در راهکارهای رفتاری بیان شده میباشد؛ چرا که فرد پرخاشگر با مشغول کردن خویش به امور دیگر انرژی متراکم در حال غضب را به موقعیت سالم مصرف میکند. و اگر در روانشناسی از ارائه الگوهای غیر پرخاشگر برای پیشگیری شیوع خشونت صحبت میشود ما در اصلیترین متن اسلامی ـ قرآن کریم ـ داریم پیامبر اسلام به خاطر خلقش اسوه و الگو شده است «لَقَد کانَ لکُم فی رسُولِ الله أسوة حَسنة».
در کل برنامهریزان جامعه میتوانند با آموزش مهارتهای اجتماعی و ایجاد همدلی بین افراد، مهار پرخاشگری را در دست گرفته و نیروی آنرا در مسیر استفاده نمایند؛ و از هستی غیر اصیلش به سمت هستی اصیل و ثمر بخشش استفاده نمایند.
منابع و مآخذ: 1. آذربایجانی مسعود و... ، روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی؛ قم: پژوهشکده حوزه و دانشگاه،و تهران: سمت، چاپ اول، 1382 ؛ 2. ارونسون، الیوت، روانشناسی اجتماعی (ویراست هشتم) ؛ مترجم حسین شکرکن، تهران: انتشارات رشد، چاپ اول، 1382 ؛ 3. انجمن روانپزشکی آمریکا، واژه نامه روانپزشکی؛ ترجمه مهرداد فیروزبخت و خشایار بیگی، تهران: انتشارات ابجد، 1375 ؛ 4. خمینی، روح الله، شرح چهل حدیث؛ تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چاپ دوازدهم، 1376 ؛ 5. شبر، سید عبدالله؛ بنیادهای اخلاق اسلامی؛ مترجم علی مشتاق عسکری، تهران: موسسه دین و دانش، چاپ اول، 1365 ؛ 6. کریمی، یوسف، روانشناسی اجتماعی؛ تهران: نشر ارسباران، چاپ سوم، 1376 ؛ 7. نراقی، ملااحمد، معراج السعاده؛ قم: موسسه انتشارات هجرت، چاپ هشتم، با تجدید نظر و اصلاحات، 1381.
چگونه باید نماز خواند؟ (1) (بررسی دیدگاههای مذاهب اسلامی در مسألة نماز) / ميرزايي
مقدمه: مسلمانان هر روز حداقل پنج بار آماده میشود تا به درگاه ذات احدیت حاضر شوند با آن معشوق یگانه و سرچشمه زلال کمالات و معرفت به صحبت و تکلّم بنشیند. با اینکه این مسأله یکی از پُر ابتلاترین مسائل زندگی مسلمانان و پیامبر اکرم بوده، اما بازهم مذاهب اسلامی در برخی مسائل این تکلیف مهم اختلاف نظر دارند که عمده علت این تفاوت نظر، وجود روایات است که هر کدام در نزد گروهی ترجیح داده شده است.
ما در این نوشتار به دنبال اثبات حقانیت و بیان منشأ این اختلاف نیستم، بلکه فقط میخواهم بین نظراتي که در بین مذاهب اسلامی مطرح است مقایسه کنیم و در اختیار خوانندگان قرار دهیم.
هدف اصلی ما از این نوشتار زدودن شبهای است که در ذهن عامة مردم مطرح است و آن اینکه مذهب امامیه را در مسائل فقهی یک طرف و مذاهب اربعه را طرف دیگر قرار ميدهند با اینکه همة مذاهب با يك دیگر در جاهايی اتفاق و در جاهایي اختلاف دیدگاه دارند.
مباحث این مقاله به چهار بخش تقسیم ميشود:
بخش اول: اول مقدما ت نماز.
بخش دوم: واجبات نماز.
بخش سوم: مبطلات نماز.
بخش چهارم: بعضی از مستحبات نماز.
بخش اول
اولین بحثی که در اینجا قابل طرح است «اوقات نماز» ميباشد. در اول وقت نمازها کمتر اختلاف شده است تا انتها و پايان وقت آن.
نماز صبح: در نماز صبح تقریباً میتوان ادّعا کرد که بین مذاهب اسلامی اختلافی نیست، همه قبول دارند که وقت نماز صبح از «طلوع فجر صادق» شروع و با «طلوع آفتاب» به پایان میرسد.
در این بین تنها مالکیهايند که وقت نماز صبح را به «اضطراری» و «اختیاری» تقسیم نمودهاند. وقت اختیاری از طلوع فجر صادق است تا وقتی که هوا روشن شود و اطراف به راحتی قابل رؤیت باشد و از آن به بعد تا طلوع خورشید وقت اضطراری است.[24]
نماز ظهر: ابتدای وقت نماز ظهر مورد اتفاق همه است که آن «زوال شمس» و گذشتن خورشید از نصفالنهار هر منطقه میباشد، امّا در انتهای وقت آن چند نظر وجود دارد:
1- برخی از فقهاي امامیه (کسانی که واجب موسَّع را قبول ندارند) : وقت نماز ظهر را به اندازة آماده کردن مقدمات نماز مثل وضو و غسل و خواندن چهار رکعت نماز برای کسی که در وطن خودش است و یا خواندن دو رکعت برای مسافر ميدانند.[25]
2- اکثر فقهاي امامیه و مشهور مالکیه: وقت نماز ظهر تا زمانی که به اندازة چهار رکعت نماز برای حاضر و یا دو رکعت نماز برای مسافر به غروب آفتاب مانده که این زمان مخصوص نماز عصر میباشد همان طوری که به همان اندازه از اول وقت مخصوص نماز ظهر است و باقی وقت مشترک و اما شافعی، حنبلی و غیر مشهور از مالکیها ميگويند: نماز ظهر برای صاحبان عذر تا نزدیک غروب ادامه دارد.[26]
3- حنفی، شافعی، حنبلی، [و قول غیر مشهور که از مالکیه نقل شده است] : وقت نماز ظهر تا زمانی ادامه دارد که سایة شاخص به اندازة خودش برسد.[27] البته فقهاي امامیه این وقت را وقت فضیلت نماز ظهر میدانند.
نماز عصر: در انتهائی وقت نماز عصر اختلافی نیست، همه قبول دارند که آخر وقت آن «غروب خورشید» است امّا در ابتداي آن دو قول بیان شده است:
1- امامیه و مشهور مالکیه: از ابتداي زوال زمان به اندازة فراهم کردن مقدمات نماز و خواندن چهار رکعت نماز برای حاضر و دو رکعت برای مسافر (که این زمان، زمان مخصوص نماز ظهر است) بگذرد آغاز وقت نماز عصر میباشد. فائدة این نظر زمانی فهمیده میشود که کسی بعد از گذشت این زمان نماز عصر را اشتباهی قبل از نماز ظهر بخواند چون در وقت خودش خوانده شده نماز درست است. حنبلی و برخی از مالکیه این وقت را برای صاحبان عذر قبول دارند.[28]
2- حنفی، حنبلی، شافعی و برخی از مالکی: وقت نماز عصر از زمان رسیدن سایة شاخص به اندازة خودش شود آغاز و تا غروب ادامه دارد.[29]
نماز مغرب: در هيچ يك از ابتدا و انتهاي وقت نماز مغرب اتفاق نظری وجود ندارد.
1- مالکی، شافعی بنا بر قول مشهورتر: وقت نماز مغرب تنگ است یعنی فقط وقت «غروب خورشید».[30]
حنفی، حنبلی و شافعی بنا بر قولی: وقت نماز مغرب از «غروب خورشید تا از بین رفتن شفق احمر» میباشد.[31] البته امامیه این وقت را وقت فضیّلت میدانند.
3- اکثر امامیه: وقت نماز مغرب با از بین رفتن حمرۀ مشرقیه شروع و تا زمانی که بتوان چهار رکعت و یا دو رکعت نماز مانده به نصف شب خواند.[32]
4- امامیه، مالکی و شافعی: آخر وقت نماز مغرب و عشاء برای صاحبان عذر تا طلوع فجر است.[33] و حنبلی این وقت را فقط برای نماز عشاء پذیرفتهاند.[34] [بعید نیست کسانی که عمداً نماز نخواندهاند تا طلوع فجر باشد].
نماز عشاء: در اول آخر وقت نماز عشاء نیز اختلاف است.
1- امامیه: وقت نماز عشاء بعد از گذشت زمان به اندازه آماده کردن مقدمات و خواندن سه رکعت نماز از اول وقت نماز مغرب شروع میشود و تا نصف شب ادامه دارد.[35]
2- مالکی، حنبلی و بعضی از امامیه: وقت نماز عشاء با از بین رفتن شفق احمر «حُمرة مغربیه» آغاز و تا گذشتن ثلث اول از شب ادامه دارد.[36]
3- شافعی: با از بین رفتن شفق احمر وقت نماز عشاء آغاز میشود تا طلوع فجر ادامه دارد.
4- حنفی: وقت نماز عشاء زمانی شروع میشود که شفق سفید «که بعد از شفق احمر به وجود میآید» از بین برود آخر وقت آن طلوع فجر میباشد.[37]
5- بعضی از اهل سنّت: وقت نماز عشاء از زمانی انحلال شفق احمر تا نصف شب است.[38]
سؤال: صاحبان عذر چه کسانی هستند؟
جواب:
1- زنی که بعد شروع وقت نماز وارد عادت ماهیانه خودش شده باشد ولی در وقت اختیاری نماز نخوانده باشد و یا زنی که از عادت ماهیانه در وقت اضطراری نماز پاک شود.
2- مسافری که بعد از وقت نماز حرکت کند در سفر یادش بیاید که در وطن نماز نخوانده است و یا کسی که در سفر بوده وقتی به وطن خودش رسیده یادش بیاید که در وقت اختیاری در سفر نماز نخوانده است.
3- کسی که در زمان وقت اظطراری نماز به بلوغ شرعی برسد.
4- کافری که در این زمان مسلمان شود[39] و نیز خواب، فراموشی، منع ظالم و... .[40]
نكته: زمانهای که نماز خواندن در آنها منع شده است.
1- وقت طلوع خورشید؛ 2- بعد از نماز صبح تا طلوع آفتاب؛ 3- وقت غروب خورشید.
امامیه: نماز خواندن در این زمامها مکروه است.
حنفی: نماز خواندن در این زمان به طور مطلق درست نیست.
مالکی، شافعی: خواندن نمازهای نافله و سنّت در این زمانها درست نمیباشد ولی خواندن قضائی فریضه درست میباشد.[41]
بحث دوم از مقدمات: «قبله» است. در قبله چند نظر بیان شده است:
1. اکثر امامیه، حنفی، حنبلی و شافعی: قبله عین کعبه است برای کسی که آن را مشاهده میکند و یا در حکم مشاهد است مثل نابینا، قبله جهت کعبه است برای کسانی در خارج از مکه است.[42]
2. مالکی و بعضی از امامیه: قبله عین کعبه است.[43]
3. قبله عین کعبه است برای افرادی که در مسجد هستند و مسجد است برای کسانی که در حرم میباشند و حرم است برای کسانی که خارج حرم و دور باشند.[44]
نکته: در نمازهای فرائض رو به طرف قبله کردن را همه شرط و لازم میدانند ولی در نوافل اختلاف میباشد.
بحث سوم از مقدمات: لباس نماز گذار «ستر عورت» است.
در زن همه مذاهب قبول دارند که زن در نماز باید تمام بدن خویش را بپوشاند مگر وجه و کفین، ولی در مرد دو نظریه وجود دارد: 1. امامیه و بعضی از اهل سنت: مرد اگر فقط مخرجین (قُبل و دُبر) خودش را در نماز بپوشاند کافی است یعنی تنها پوشاندن این مقدار واجب میباشد.[45]
2. مذاهب اربعه: بر مرد واجب است در نماز از ناف تا زانوان خودش را بپوشاند، البته امامیه این مقدار از پوشش را مستحب مؤکّد میدانند. ساتر باید از خود مصلی باشد و یا اینکه از طرف مالک إذن داشته باشد که در آن نماز بخواند.
ساتر برای مردان باید از نجس حریر خالص نباشد.
سؤال: اگر مصلی هیچ لباسی نداشته باشد چه گونه باید نماز بخواند؟
امامیه: اگر کسی او را میبیند باید نماز را نشسته بخواند، رکوع و سجود را با اشاره انجام بدهد.
حنفی و حنبلی: اگر کسی او را میبیند بهتر است که نشسته نماز بخواند.
مالکی و شافعی: باید ایستاده نماز خواند. اگر روز باشد باید فُرادا بخواند و اگر شب است میتواند به جماعت بخواند. بعضی گفتهاند: در روز نیز میتواند به جماعت بخواند ولی باید چشمهایشان را ببندد.[46]
بحث چهارم از مقدمات: «مکان نمازگزار» است.
مکاني که در آن نماز خوانده میشود باید مال خود مصلی باشد و یا اینکه از مالک آن مکان إذن داشته باشد و در آن مکان نجاستي كه سرايت ميكند، نباشد.
مبحث پنجم از مقدمات: «اذان و اقامه» است.
اذان یعنی اعلام با الفاظ خاصي که گفتن آن برای مردان فقط در نمازهای پنجگانة روزانه مستحب است و اگر زنان هم بگویند اشکالی ندارد به شرط آنکه صدایشان را نامحرم نشنود البته بعضی گفتن آن را برای زنان نیز مستحب میدانند.[47]
الفاظ اذان:
1) «الله أکبر» چهار بار به فتواي امامیه، حنفی، شافعی و حنبلی و دو بار به فتواي مالکی.
2) «أشهد أن لا إله إلاّ الله» دو بار به فتواي همة مذاهب.
3) «أشهد أن محمداً رسول الله» دو بار به فتواي همة مذاهب و فقط مالکی میگوید: بايد دو باره برگردد و شهادتین را با صدای بلندتر و رساتر بگوید.
4) «حیّ علی الصلاة» دو بار به فتواي همة مذاهب.
5) «حیّ علی الفلاح» دو بار به تفتواي همة مذاهب.
6) «حیّ علی خیرالعمل» دو بار به فتواي فقط امامیه.
7) «الله أکبر» دو بار به فتواي همة مذاهب.
8) «لا إله إلاّ الله» دو بار به فتواي امامیه و یک بار به فتواي مذاهب اربعه.
9) «الصلاة خیر من النوم» فقط در نماز صبح بعد از «حیّ علی الفلاح» به فتواي مذاهب اربعه ولی شافعی آن را جزء اذان نمیداند.
اذان هر نماز باید بعد از دخول وقت آن نماز گفته شود و اگر قبل از وقت نماز اذان گفته شود مُجزی نیست مگر در نماز صبح که میتوان قبل از طلوع فجر اذان گفت.[48]
الفاظ اقامه:
1) «الله أکبر» دو بار به فتواي امامیه، شافعی، مالکی و حنبلی و چهار بار به فتواي حنفی.
2) «أشهد أن لا إله إلاّ الله» دو بار به فتواي امامیه و حنفی و یک بار به فتواي شافعی، مالکی و حنبلی.
3) «أشهد أن محمداً رسول الله» دو بار به فتواي امامیه و حنفی و یک بار به فتواي شافعی، حنبلی و مالکی.
4) «حیّ علی الصلاة» دو بار به فتواي امامیه و حنفی و یک بار به فتواي مالکی، شافعی و حنبلی.
5) «حیّ علی الفلاح» دو بار به فتواي امامیه و حنفی و یک بار به فتواي مالکی، شافعی و حنبلی.
6) «حیّ علی خیرالعمل» دو بار فقط به فتواي امامیه.
7) «قد قامت الصلاة» دو بار به فتواي امامیه، حنفی، شافعی و حنبلی و یک بار به فتواي مالکی.
8) «الله أکبر» به فتواي همة مذاهب.
9) «لا إله إلاّ الله» یک بار به فتواي همة مذاهب.[49]
علماي امامیه: اضافه کردن الفاظی غیر از آنچه گفته شد در اذان و اقامه به نیّت مشروعیّت و جزئیّت حرام است هرچند شهادت دادن به ولایت بعد از شهادت دادن به رسالت مستحب است امّا آن جزء اذان نمیباشد.[50]
[1]. واژه نامه روانپزشکی، ص17.
[2]. چهل حدیث، ص133 ؛ معراج السعاده، ص236.
[3]. روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص297 ؛ روانشناسی اجتماعی (ویراست هشتم) ، ص275.
[4]. چهل حدیث، ص 134.
[5]. روانشناسی اجتماعی (ویراست هشتم) ، ص280 و 283.
[6]. بنیادهای اخلاق اسلامی، ص282.
[7]. چهل حدیث، ص143.
[8]. روانشناسی اجتماعی (ویراست هشتم) ، ص276.
[9]. روانشناسی اجتماعی (ویراست هشتم)290.
[10]. روانشناسی اجتماعی، ص258.
[11]. روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص360.
[12]. روانشناسی اجتماعی (ویراست هشتم) ، ص294.
[13]. روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص306.
[14]. روانشناسی اجتماعی، ص258.
[15]. روانشناسی اجتماعی، ص306.
[16]. روانشناسی اجتماعی (ویراست هشتم) ، ص292.
[17]. همان، ص291.
[18]. روانشناسی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی، ص319.
[19]. بنیادهای اخلاق اسلامی، ص283.
[20]. چهل حدیث، ص142.
[21]. بنیادهای اخلاق اسلامی، ص283.
[22]. چهل حدیث، ص140.
[23]. معراج السعاده، ص241.
[24]. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 185 ؛ شرح لمعه، ج 1 ، کتاب صلاه.
[25]. المهذب البارع، ج 1 ، ص 284.
[26]. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج1 ، ص183 ؛ بدایه المجتهد، ج1 ، ص 195، شرح لمعه، ج 1 ، کتاب صلاه.
[27]. فقه السنه، ج 1 ، ص 88 .
[28]. بدایه المجتهد، ج 1 ، ص 195 ؛ شرح لمعه، کتاب صلاه ؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 183.
[29]. فقه السنه، ج 1 ، ص 88 .
[30]. بدایه المجتهد، ج 1 ، ص 195.
[31]. همان، ص 192.
[32]. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 184.
[33]. المقنّعه، ص 94.
[34]. بدایه المجتهد، ج 1 ، ص 195 ؛ موسوعة فقه الشیعه، ج 2 ، ص 143.
[35]. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 184 ؛ المقنعه، ص 94.
[36]. موسوعه فقه الشیعه، ج 2 ، ص 143.
[37]. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 184 ؛ المقنعه، ص 94.
[38]. بدایه المجتهد، ج 1 ، ص 192.
[39]. فقه السنه، ج 1 ، ص 88 .
[40]. بدایه المجتهد، ج 1 ، ص 195.
[41]. همان، ج 2 ، ص 200.
[42]. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 194 ؛ المهذب البارع، ج 1 ، ص 306 ـ 318.
[43]. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 194 ؛ عروه الوثقی، ج 1 ، ص 406.
[44]. شرایع الاسلام، ج 1 ، ص 56 .
[45]. فقه السنه، ج 1 ، ص 112 ؛ قواعد الاحکام، ج 1 ، ص 257.
[46]. قواعد الاحكام، ج 1 ، ص 257 ؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 110 ؛ موسوعة الفقه المالکی، ج 1 ، ص 466 ؛ الامّ، ج 1 ، ص 111.
[47]. بدایه المجتهد، ج 1 ، ص 211 ؛ المهذب البارع، ج 1 ، ص 346 ؛ الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 255.
[48]. موسوعه فقه المالکی، ج 1 ، ص 416 ؛ راهنمای مذهب شافعی، ج 1 ، ص 43 ؛ شرح لمعه، ج 1 ، ص 240 ؛ بدایه المجتهد، ج 1 ، ص 205.
[49]. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1 ، ص 246 ؛ الفقه علی المذاهب الخمسه، ج 1 ، ص 173 ؛ بدایه المجتهد، ج 1 ، ص 211.
[50]. شرح لمعه، ج 1 ، ص 24 ؛ توضیح المسائل ده مر جع، ج 1 ، ص 456 ؛ توضیح المسائل آیت الله خوئی، ص 174.