درآمد:

ای قوم علی گوی، علی را بشناسید

مـرآت رخ لـم‌یـزلی را بشنـاسید

در چهـر علی مهر خدا کرده تجلی

در آیینه آن مهر جلی را بشناسید

«بشارت» در سه ماه پُر برکت رجب، شعبان و رمضان برای کسانی است که «زمان شناس‌اند» و «فرصتها» را غنیمت می‌شمارند. ماه‌هایی که پیام آور بشارت‌ها و فرصت‌های بزرگ برای کسانی است که به فرموده مولا علی† : «فرصت‌های نیک را غنیمت می‌شمارند». از سوی دیگر فصل حاضر که سه ماه پُر برکت رجب، شعبان و رمضان را در خود دارد ماه‌هایي است که با نام «مولا علی» شروع شده و با یاد او هم به اتمام می‌رسد؛ ماه رجب ماه تولد مولا و ماه رمضان ماه عروج مولا است؛ و این آیینه تمام نمایی حضرت حق معیاری برای سنجش ماست، چرا که به فرموده پیامبر رحمت… : «علی با حق است و حق با علی» و اگر ما بخواهیم خود را با ملاک حقیقت بسنجیم ناگزیریم با ترازوی حق و حقیقت یعنی «مولا» خود را بسنجیم. ملاکی که منجی عالم بشریت حضرت بقیة الله الاعظم(عج) بر اساس آن عدالت را در جهان استوار می‌گرداند و جهان را پُر از رأفت و رحمت می‌كند؛ ما به عنوان منتظران مصلح خود باید صالح باشیم تا زمینه ظهور استمرار حقیقت را فراهم کنیم. و این طور می‌شود که بعثت رسول الله العظم… به تمام معنی تجسم پیدا می‌کند؛ و خون خدا ـ ثارالله ـ و اسارت‌های امام زین العابدین† به ثمر می‌نشیند.

ماه مبارک رمضان به عنوان مقدمه‌ای برای درک و دریافت همه حقایق بالا و والای هستی است. ماهی است که به فرموده قرآن کریم می‌تواند مایة تقوا برای متقین باشد «یأیـُّها الـَّذین آمنُوا کُتِبَ عَلیکُم الصّیام ... لَعلَّکُم تَتـَّقُون» (سورة بقره، آية 183) جالب است که از نگاه قرآن کریم هدف خلقت «عبادت» بیان شده است؛ «و ما خَلقتُ الجِنَّ و الإنس إلاّ لِیعبُدُون» (سورة ذاریات، آية 56) و هدف از عبادت را «تقوا» معرفی می‌کند؛ «یأیـُّها النّاس اعْبُدُوا ربـَّکُم الـَّذی خَلقکُم و الـَّذین مِن قَبلکُم لَعلَّکُم تَتـَّقُون» (سورة بقره، آية 21) و هدف از «روزه» ـ که یکی از مصادیق عبادت است ـ تقوا معرفی می‌کند (سورة بقره، آية 183) و نهایتاً در آیه‌ای دیگر هدف از «تقوا» را رسیدن به فلاح و رستگاری می‌گوید «و اتـَّقُوا الله لَعلَّکُم تُفلِحُون» (سورة آل عمران، آية 200).

پس ماه مبارک رمضان می‌تواند مقدمة رستگاری و فلاح برای آنهایی باشد که «زمان شناساند» و «فرصت‌ها» را غنیمت می‌شمارند و می‌دانند که این ماه، به فرموده پیامبر مکرم اسلام… : «ماه برکت و رحمت و آمرزش است و ماهی که نزد خدا بهترین ماه‌ها است و روزهایش بهترین روزهاست و شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعت‌هایش بهترین ساعت‌ها ... نفس‌های شما در آن، ثواب تسبیح را دارد و خواب شما ثواب عبادت را، و اعمال شما در آن مقبول است و دعاهای شما در آن مستجاب...» (کلیات مفاتیح الجنان، خطبه حضرت رسول… قبل از ماه مبارک رمضان).

نکتة کلیدی در اینجاست، همان طور که قرآن کریم بیان می‌کند روزه «شاید = لَعلَّ» بتواند انسان‌ها را به مقام تقوا برساند نه اینکه هرکس که روزه گرفت مرتبة متّقین را به دست آورد، چرا که روزة حقیقی شرایط و لوازم خاصّ خود را می‌طلبد!؟ و این روزه مقدمه‌ای است برای درک و دریافت فهم «لیلة القدر»! و روزه تمرینی است برای اینکه مراقب صادرات و واردات خود باشیم! چه در خوردن، چه در شنیدن، چه در گفتن و چه در اندیشیدن!

به قول مولانا جلال الدین بلخی:

این دهـان بستی، دهـانی بـاز شـد!

تـا خـورنده لـقمـه‌های راز شـد

چند خوردی چرب و شیرین از طعام

امتحان کن چند روزی در صیام

چنـد شب‌ها خـواب را گـشتی اسیر

یک شبی بیـدار شو! دولت بگیر

گر تـو این انبـان ز نـان خالی کنی

پـُر ز گوهـرهای اجـلالی کـنی

تـا تـو تاریـک و مـلـول و تیـره‌ای

دان کـه با دیو لعین هم شیره‌ای

سردبير

 

نظام خانواده (1) / احمدي

مقدمه: كانونِ خانواده ابعاد گوناگونی دارد. یکی از مباحثي که در رابطة خانواده در جهان امروز بسیار قابل توجه و اهمیت است معضل از هم پاشیدگی نهاد و کانون خانواده است كه اگر افراد خانواده زندگي حضرت اميرالمؤمنين† و فاطمة زهراƒ را الگوي عملي خود قرار دهند هيچ‌گاه خانواده‌اي به سمت چنين معضلي نخواهد رفت. آمار طلاق در بسیاری از کشورهای جهان رو به افزایش است[1] و این معضل بزرگ و خطرناک تمام کشورهای جهان را تهدید می‌کند و کارشناسان امور خانواده را به تامل و تفکر واداشته است که چه طرحی را برای بیرون رفت از این معضل خانوادگی برگزینیم و انتخاب نماییم.

با این مقدمه کوتاه با توجه به این که ما مسلمانان اعتقاد داریم که قرآن کریم قانونی است مدوّن که تضمین کنندة سعادت دنیا و آخرت انسان‌ها است.

این سؤال را از منظر قرآن عظیم‌الشأن اسلام می‌پرسیم که قرآن چه طرح و برنامه‌ای برای بیرون رفتن از این معضل خانوادگی تبیین نموده است؟

قرآن کریم و دین مقدس اسلام در تمام ابعاد زندگی برای انسان زیستن برنامه دارد. از جمله در رابطه خانواده و برای بیرون رفتن از این معضل خانوادگی راه کارهای جالبی دارد که ما به طور خلاصه به آن راه کارها اشاره می‌نماییم.

امیدواریم که انسان‌ها به این راه کارها عمل نمایند تا خودشان را از این منجلاب و دریای طوفانی نجات دهند و به درستی از این کشتی نجات استفاده نمایند.

راه کارهایی که در دین مبین اسلام بیان شده است در دو بخش توضیح داده می‌شود:

بخش اول: کارهایی که باید انجام داده شود و بخش دوم: کارهایی که نباید انجام داده شود.

بخش اول:

1) احترام یکی از راه‌کارهایی که در دین مقدس اسلام بسیار توصیه شده است در نهاد خانواده برای این که کانون خانواده منجر به فروپاشی نشود رعایت کردن احترام متقابل در خانواده است.

خداوند متعال در قران کریم می‌فرماید:

«ولقدکرّمنا بنی‌آدم»[2] هرآینه فرزندان آدم را گرامی داشتیم.

کسی که از سوی خداوند متعال مورد گرامی داشت و مورد احترام قرار گرفته نباید از سوی آفریدة او مورد بی‌حرمتی و بی‌احترامی قرار بگیرد.

گرچه این آیه اطلاق دارد و اختصاص به خانواده ندارد اما مصداق کامل و آشکار آن نهاد خانواده است. در روایات فراوان به این موضوع اشاره شده که رسول اکرم… می‌فرمایند: هرکس مسلمانی را گرامی بدارد خداوند او را گرامی می‌دارد.[3]

امام صادق† : هر زنی که شوهرش را احترام کند و آزارش نرساند سعادت‌مند خواهد بود.[4]

پیامبر اکرم… : زنان را گرامی نمی‌دارند مگر افراد بزرگوار و به آنان توهین نمی‌کنند مگر افراد پست.[5]

همه این روایات اشاره به اهمیت احترام متقابل دارد؛ زیرا رعایت کردن این امر مهم منجر به محبت و صمیمیت می‌شود. در خانواده‌ای که محبت و مودّت و صمیمیت حاکم باشد فروپاشی در آن معنا ندارد.

2. تسکین یکی دیگر از نکات که در بسیاری از سُوَر قرآن کریم آمده است مسئلة تسکین است که خانواده و زن و شوهر نسبت به همدیگر در موقع شدائد و مشکلات زمینة آرامش را فراهم کند.

خداوند متعال در این رابطه این چنین می‌فرماید: «هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها لیسکن إلیها»[6] او کسی است که شما از تنی یگانه آفرید و همسرش را از او پدید آورد تا در کنار او آرام گیرد.

طبق بیان این آیه نهاد خانواده باید بسترساز آرامش روانی، ذهنی، جسمی، اخلاقی باشد.

3. مودّت یکی دیگر از نکاتی که در قرآن کریم و روایات نبی مکرم اسلام… و امامان معصوم‰ تأکید فراوان شده است مودت می‌باشد.

خداوند متعال در این رابطه این گونه می‌فرماید: «و من آیاته أن خلق لکم من أنفسکم أزواجاً لتسکنوا إلیها و جعل بینکم مودّة و رحمة»[7] از نشانه‌های قدرت اوست که همسرانی از جنس خودتان برایتان آفرید تا به آنها آرام گیرید و در میانتان دوستی و مهربانی به وجود آورد.

در این آیه خداوند متعال تعبیر به مودت کرده است.

معنای مودت چیست؟

علامة طبابایی مودت را این گونه معنا می‌کند: مودت همان محبت است که اثرش در مقام عمل آشکار باشد.[8]

پس هر محبتی مودت نیست بلكه آن محبتی مودت است که محبت خودش را ابراز بکند.

در این رابطه امام صادق† این گونه می‌فرمایند: «إذا أحببتَ رجلاً فَاخبره»[9] هرکسی راکه دوست داری محبت خود را ابراز بکن.

حضرت علی† از پیامبر اکرم… نقل می‌نمایند: «رأس العقل بعد الإیمان بالله عزّوجلّ التّحبب إلی الناس».[10]

سرآغاز عقل و خردمندی بعد از ایمان به خداوند متعال محبت ورزیدن به مردم است. گرچه این روایات اختصاص به خانواده ندارد اما مصداق روشن و آشکار آن خانواده است؛ زیرا جامعه متشکل از خانواده است و خانواده است که مردم را تشکیل می‌دهد.

4. رحمت یکی دیگر از نکاتی را که قرآن حکیم مطرح می‌نماید که باید در کانون خانواده حاکم باشد رحمت است.

معنای رحمت چیست؟ کلمة رحمت، رحمن، رحیم از مادة «رحم» است و معنای رحم این است که هرگاه فردي شخص نیازمندي را مشاهده كرد، احتیاج او را مرتفع کند. معنای رحمت الهی هم همین است و رحمت الهی بر دو بخش تقسیم می‌شود. رحمت خاص و رحمت عام که جاي بحث از آن نيست. اما رحمت در نهاد خانواده به این معنا است که افراد خانواده احتیاجات همدیگر را بزداید و در تمام مراحل زندگی یار و یاور همدیگر باشند.

خداوند متعال در این باره این گونه می‌فرمایند:

«و جعل بینکم مودة و رحمة»[11] با گزارة رحمت به این موضوع اشاره می‌نمایند.

5. لباس همدیگر یکی از تعبیراتی که در رابطة زن و شوهر در قرآن کریم مطرح شده است تعبیر به لباس می‌باشد که زن و شوهر باید لباس همدیگر باشند: «هُنّ لباس لکم و أنتم لباس لهُنّ»[12] آنها به منزله لباس شما هستند و شما به منزله لباس آنها هستید. می‌دانیم که یکی از خصوصیات لباس این است که انسان را از گرما و سرما حفظ می‌نماید و گاه لباس زينت انسان است و گاه زشتي‌هاي صاحبش را مي‌پوشاند و فوائد بسياري كه لباس دارد، اینجا زن و شوهر را تعبیر به لباس کرده است که آنها همدیگر را از آنچه که برايشان ضرر می‌رساند (مادی باشد یا معنوی) حفظ نماید. در بُعد معنوی اينكه نگذارد که یکی از اعضای خانواده مرتکب گناه و معصیت شود؛ زیرا خداوند متعال می‌فرماید که خود و خانوادة خود را از عذاب جهنم حفظ نمایید. بخش دوم در مقالة بعدی خواهد آمد إن‌شاءالله.

 

طوفان حضرت نوح† (2) / ابراهيمي

اشاره: با توفیق دو باره‌ای که نصیب شد خدارا سپاس می‌گوییم. در این نویشتار قسمت دوم مقاله را که به دو بخش کلی (جهان گیربودن طوفان و عدم عالم‌گیر بودن طوفان) تقسیم کردیم می‌خوانید، بخش اول مقاله در شماره قبل (فصلنامه بشارت) به طور تفصیل مطرح شد.

ادلۀ قائلین به عدم عالم‌گیر بودن طوفان: با توجه به نقد و بررسی ادلۀ قائلین به جهان شمول بودن طوفان و رد تک تک ادلۀ آنها مو ضوع روشن می‌شود که طوفان جهانی نبوده بلکه در محدودۀ خاص از زمین (یعنی عراق) واقع شده است ولی برای اینکه مطلب کاملاً روشن شود، لازم دیدم در اینجا به فهرست آیاتی که دلالت بر عدم جهانگیر بودن طوفان دارد بپردازم و در ضمن، گفته‌های برخی از علما را که تأکید بر این مطلب دارد نیز متذکر شوم:

آیاتی که دلالت بر عدم جهان‌گیر بودن طوفان دارد:

1) «إنَّا أرْسَلْنَا نُوحاً إلى قَوْمِهِ أنْ أنذِرْ قَوْمَكَ مِن قَبْلِ أن يأتِيَهُمْ عَذَابٌ أليمٌ» سورة نوح، آیة 1.

2) «وأوحِيَ إلى نُوحٍ أنَّهُ لن‌يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إلاَّ مَن قَدْ آمَنَ» سورة هود، آیة 36.

3) «واتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأ نُوحٍ إذْ قال لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إن كان كَبُرَ عَلَيْكُم مَّقَامِي وتَذْكِيرِي بِآياتِ اللّهِ فَعَلى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأجْمِعُواْ أمْرَكُمْ وشُرَكَاءكُمْ ثُمَّ لايَكُنْ أمْرُكُمْ عَليْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إلَيَّ و لاتُنظِرُون» سورة یونس، آیة 71.

4) «ولَقَد ارسَلنَا نُوحاً الی قَومِهِ فقال یا قَومٍ اعبُدُو اللهَ ما لَکُم مِن إلهٍ غَیرَهُ افلاتَتَّقُونَ» سورة مؤمنون، آية 23.

5) «کَذَّبَت قَومُ نُوحٍ المُرسَلِینَ * قال رَبِّ إنَّ قَومِی کَذَّبُونَ» سورة شعراء ، آية 105 ـ 117.

6) «و قَومُ نُوحٍ مِن قَبلُ أنَّهُم کانُوا قَوماً فاسِقِینَ» سورة ذاریات، آية 46.

7) «و لَقَد أرسَلنا نُوحاً إلی قَومِهِ فَلَبِثَ فِیهِم ألفَ سَنَةٍ إلاّ خَمسِینَ عاماً فأخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وهُم ظالِمُونَ» سورة عنکبوت، آية 14.

8) «و قَومُ نُوحٍ مِن قَبلُ أنَّهُم کانُوا أظلَمُ و أطغَی» سورة نجم، آية 52.

9) «و قَوْمَ نُوحٍ لَّمَّا كَذَّبُوا الرُّسُلَ أغْرَقْنَاهُمْ وجَعَلْناهُمْ لِلنَّاسِ آيَة» سورة فرقان، آية 37.

10) «لَقَدْ أرْسَلْنَا نُوحاً إلى قَوْمِهِ فقال يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُم مِّنْ إلَـهٍ غَيْرُهُ إنِّيَ أخافُ عَليْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ» سورة اعراف، آية 59 ؛ و... .

چنانچه که معلوم است درهمه این آیات لفظ وکلمۀ (قوم) بکار رفته است و می‌دانیم که استعمال قوم در زبان عرب بر یک طایفه و گروه بکار گرفته می شود نه همه مردم روی زمین. بنابراین جای هیچ شک و تردیدی باقی نمی‌ماند که طوفان در نقطۀ خاصی از زمین (یعنی سرزمین عراق) اتفاق افتاده نه اینکه عالم گیر بوده است. این چند آیه نمونه‌های از آیاتی است که در اینجا آوردیم.[13] 

گذشته از این، ابلاغ رسالت جهانی وسائل ارتباطی پیشرفته می‌خواهد و الا فرستادۀ خدا نمی‌تواند به مردم سراسر جهان پیام خدارا برساند، وقتی پیام به مردم ابلاغ نگردد، مردم هیچ تقصیری ندارند و در چنین مواردی اگر خداوند مردم را کیفر دهد این از نظر عقل قابل قبول نیست، و با عدل خداوند که دادگرترین داد گران و مهربان‌ترین مهربانان است ساز گاری ندارد. برای اینکه مردمی که اصل پیام به آنها نرسیده است تا اینکه بگوئیم آنها سر کشی کردند و فرستادۀ خدا را تکذیب نمودند در نتیجه عذاب دامن‌گیر آنها شدند.

مطلب دیگر اینکه قاعدۀ شرعی داریم که خداوند تا زمانی که پیامبری را برای هدایت مردم به راه راست نفرساده است هرگز آنان را کیفر نخواهد داد، چنانکه آیات زیادی از قرآن نیز این مسئله را تبیین می‌کند به عنوان مثال به این آیات دقت کنید: «ولَقَدْ بَعَثْنَا في كُلِّ أمَّةٍ رسُولاً أنِ اعْبُدُوا اللّهَ واجْتَنِبُواْ الطَّاغُوت»[14] «وما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حتَّى نَبْعَثَ رسُولاً»[15] «رسُلاً مُّبَشِّرِينَ ومُنذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلى اللّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»[16] «وما كانَ ربُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حتَّى يَبْعَثَ في أمِّهَا رسُولاً يَتْلُو عَليْهِم آياتِنا».[17] 

بسیاری از دانشوران اسلامی بر این باورند که بجز دین پیامبر خاتم سایر ادیان گذشته، چه اولوالعزم و غیر اولوالعزم همه غیر جهانی بودند یعنی برای قومی و منطقۀ خاصی مبعوث به رسالت شده بودند، در قرآن هم ظاهراً این معنی تأيید شده وتنها دربارۀ پیامبر اسلام… آمده است که رسالت او همگانی و جهانی است، ما در اینجا به چند آیه که به طور صریح به این مطلب می‌پردازد اکتفا می‌کنیم:

«وما أرْسَلْناكَ إلاّ رَحْمَةً لِّلْعالَمِينَ»[18] «وما أرْسَلْنَاكَ إلاّ كافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا ونَذِيرًا ولَكِنَّ أكْثَرَ النَّاسِ لايَعْلَمُونَ»[19] «قُلْ يأيُّهَا النَّاسُ إنِّي رسُولُ اللّهِ إليْكُم جمِيعاً».[20] 

«تَباركَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيرًا»[21] «وأوحِيَ إلَيَّ هذا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ ومَن بَلَغَ»[22] و این قرآن به من وحی شده تا به وسیلۀ آن، شما و هرکس را [که این پیام به او] برسد، هشدار دهم. عبارت «من بلغ» دلالت روشنی بر عمومیت رسالت پیامبر اسلام… دارد؛ زیرا به این معنا است که هرکس در هر زمان و مکان و یا هر ملیت و نژادی، پیام قرآن را در یافت کند، مأمور به پیروی از آن است. «وأرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رسُولاً وكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا».[23] 

نکته: کلمات «ناس، جمیعاً و عالمین» در آیات فوق همه دلالت روشن به جهانی بودن رسالت پیامبر اسلام… دارد.[24] 

در این زمینه روایاتی هم وجود دارد که به عنوان مثال به یک روایت بسنده می‌کنیم، مفهوم روایت چنین است، پیامبر خاتم… می‌فرماید: «پنج چیز به من داده شده که پیش از من به هیچ یک از پیامبران الهی داده نشده است» یکی از آن پنج چیز عبارت است از آنکه هر پیامبری به طور ویژه بسوی قوم خود مبعوث و برانگیخته می‌شد ولی من به سوی تمام مردم جهان برانگیخته شده‌ام.[25] 

نظریات علما:

1) آیت الله جعفر سبحانی بعد از اینکه آیات مربوطه را مورد بررسی قرار می‌دهد می‌گوید: از مجموع آیات می‌شود استظهار کرد که شریعت نوح، مربوط به منطقۀ وسیع خودش (یعنی عراق) بوده و طوفان نیز در آن منطقه رخ داده است.[26] 

2) سید قطب سخنی جالبی دارد وی می‌گوید: «اما ما نمی‌گذاریم که خیالات با ما بازی کنند، آنچه را می‌توان گفت: این است که خداوند در این آیه «قُلْنا احْمِلْ فيها مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ...» (سورة هود، آية 40) به حضرت نوح† دستور داده، همراه بردن جاندارانی است که نوح می‌توانسته بردارد و همراه خود سازد و بیش از این دیکر تیر به تاریکی افکندن است.[27] 

در این صورت نمی‌توان قبول کرد که این حیوانات برای حفظ از انقراض و باقی ماندن نسل آنها باشد چنانکه مشهور این را می‌گویند، مگر اینکه بگوئیم مراد همان محیط و منطقه‌ای خاص بوده نه همه جهان. بلکه این تعداد از حیوانات برای استفاده از گشت آنها می‌باشد. بر فرضی اینکه ما قبول کنیم که این حمل کردن عدۀ از حیوانات برای حفظ نسل آنها بوده است، احتمال دارد منظور این باشد که در آن زمان انتقال حیوانات از منطقه‌ای به منطقۀ دیگر مانند امروز بدست انسان‌ها نبودند و این به طور طبیعی زمانی زیادی را در برمی‌گیرد تا نسل یک حیوان در منطقه‌ای دیگر نفوذ کرده و آنجا تولید نسل کنند.

احتمال دیگر این است که منطقه‌ای عراق (محل سکونت حضرت نوح  وقومش) یک سرزمین گرم و اکثر آن را کویر و بیابان تشکیل می‌دهد واز جنگل و کوه و دره و مراتع سرسبز بر خوردار نیست و می‌دانیم که حیوانات معمولاً در مناطق کوهستانی و دارای درختان و جنگل‌ها تمایل دارند و گیاهان در این مناطق بیشتر دوام دارند و حیونات از آنها استفتاده می‌کنند.

3) عبد القادر مغربی (رئیس مجمع علماي دمشق) صاحب تفسیر جُزء تبارک در صفحۀ 139 این کتاب به صراحت می‌گوید: «موضوع فراگیر بودن طوفان نوح† در قرآن صراحت ندارد».[28] 

4) مرحوم عبدالوهاب نجار بعد از اینکه می‌گوید ما نص قرآنی نداریم که دلالت بر عام یا خاص بودن طوفان داشته باشد، نظر خود را چنین بیان می‌دارد: «در آن زمان انسان‌ها در سراسر دنیا پراکنده نشده بودند بلکه در همان منقطه‌ای که طوفان اتفاق افتاد منحصر بودند».[29] این سخن، سخن خوبی است چون با در نظرگرفتن این حرف بین دو دیدگاه (جهان‌گیر بودن طوفان و عدم عالم‌گیر بودن طوفان) جمع کرد. به نظر من این بهترین دیدگاه است.

5) نویسنده‌ای می‌گوید: محاسبات دقیق علمی اثبات کرده است که اگر تمام گازهای زمین متراکم گردد و باران ببارد سطح زمین را بیشتر از چند سانتی متر آب نخواهد گرفت چه رسد به اینکه کوه‌های بلند را هم آب فراگیرد و همه غرق شوند.[30] علامه شعرانی نیز این احتمال را ترجیح داده است.[31] 

6) قرآن شناس مشهور آیت الله محمدهادی معرفت در کتاب گران‌سنگ خود «شبهات و ردود حول القرآن» به شدت جهان‌گیر بودن طوفان را ردّ می‌کند.[32] 

یک اشکال مهم: سرانجام چه طوفان را جهانی و عالم‌گیر بدانیم و چه در منطقۀ خاصی از زمین بپنداریم این اشکال مطرح است که، در این طوفان کودکان معصوم و بی‌گناه و همچنین تعدادی از وحوش و حیوانات نیز نابود شدند و این با عدل خداوند چه گونه سازگار است؟ از این اشکال در فلسفه و کلام به «مسئلة شرور یا مسئلة خیر وشر» یاد می‌کنند.

از آنجای که این شبهه یک شبهة کلامی و فلسفی است و بحث گسترده‌ای را می‌طلبد و در جای خود پاسخ داده شده است و نیز ما را از موضوع خودمان دور می‌سازد، از طرح آن صرف نظر کرده و خوانندگان عزیز را به کتاب‌های مربوطه ارجاع می‌دهیم.[33] برای اینکه مطلب گنگ نماند به سه پاسخ اشاره می‌شود:

پاسخ: اولاً: این گونه اشکالات از بیح و بن مردود است؛ زیرا هر هلاکتی و لو همه جانبه باشد، جنبة عقوبت و انتقام ندارد، بلکه یک نوع مرگ طبیعی برای آنان می‌باشد، این مانند مصاحب حضرت موسی می‌ماند که کودکی را کشت و مورد اعتراض موسی واقع شد، در حالی که این کار جنبه انتقامی نداشت بلکه مصاحب موسی به عنوان عامل قرار گرفت و از آن مانند وسیله استفاده شد.

ثانیاً: در برخی از روایات آمده است که قوم نوح، چهل سال قبل از طوفان عقیم شدند و در هنگام طوفان بین آنان کودکی وجود نداشتند تا غرق شوند.[34] 

ثالثاً: محدوديت علم انسان

بى‌ترديد، معلومات آدمى در مقايسه با مجهولات او، چون قطره‌اى در كنار اقيانوس بيكران است. نه تنها در قلمرو جهان بيرون، كه حتى در وجود خود انسان اسرار ناشناخته فراوانى وجود دارد كه هنوز فهم بشر به آن راه نيافته است. از اينرو است كه بزرگان دانش و انديشه پس از سال‌ها تحقيق و مطالعه، متواضعانه اعتراف مي‌كنند كه «هيچ نمى‌دانند»! قرآن نيز بر اين واقعيت مهر تأييد زده است: «وما اوتِيتُم مِنَ العِلمِ إلاّ قلِيلاً» (سورة اسراء، آية 85) و از دانش به شما، جز اندكى داده نشده است. با توجه به محدوديت دانش بشرى، نمي‌توان ادعا داشت كه ما به همه اسرار و رموز پديده‌هايى كه آن را «شرّ» مي‌دانيم، آگاهى داريم، بلكه چه بسا در اين امور مصالح و منافع فاروانى نهفته باشد كه ما از آن بي‌خبريم و بديهى است كه نيافتن چيزى دلالت بر نبودن آن نمي‌كند؛ زيرا بسيار محتمل است كه آنچه را كه در واقع خير است، شر بپنداريم و آنچه را که شر است، خیر تصور کنیم، همان گونه كه قرآن مي‌فرمايد: «وعَسى أن تَكرهُوا شيئاً وهُو خَير لكُم وعَسی أن تُحبُّوا شَیئاً وهُو شَر لکُم» سورة بقره، آية 216.

در جامعة امروزی هر روز هزاران کودک در اثر بیماری‌های واگیر، میکروب‌های کُشنده، زلزله‌های بزرگ و... جان خود را از دست می‌دهند و هیچ کسی آن را برخلاف عدالت خداوند مطرح نمی‌کند و همین طور است دربارة حیوانات و جان داران دیگر.[35] 

مجازات با طوفان چرا؟ ممکن است کسی این سؤال را مطرح کند که چرا خداوند قوم نوح را به وسیله طوفان مجازات کرد، طوفانی که درباره آن ملت‌ها افسانه‌ها و داستان‌ها ساخته‌اند، آیا طوفان شدیدترین مجازات و عذاب به حساب می‌آید؟

خوشبختانه دقت در آیات قرآن کریم این مسئله را روشن می‌کند که تناسبی میان نحوۀ مجازات‌ها و گناهان اقوام بوده و هست. از باب مثال: فرعون تکیه‌گاه قدرتش را رود عظیم «نیل» و آب‌های پُر برکت آن می‌دانست، تا جای که فرعون می‌گفت: من خدا هستم آن هم خدای أعلا و بلند مرتبه «أنا ربُّکُمُ الأعلَی» (سورة نازعات، آية 24) و همان رودی که همیشه مایۀ رحمت و برکت بود، یک دفعه وسیلة عذاب و نابودی او و پیروانش می‌شود!

نمرود نیز متّکی به لشکر عظیم و دار و دسته‌اش می‌شود و عاقبت حشره‌اي کوچک او را درهم می‌شکند!

دربارۀ قوم نوح هم گفته‌اند که کشاورز و دام‌دار بودند و چنین جمعیتی همیشه همه چیز خود را از دانه‌های حیات بخش باران و چشمه‌ساران می‌دانستند، اما سرانجام همین آب و بارانی که از آن به رحمت یاد می‌شود، ناگهان وسیلة مرگ شده و به زندگی لذت بخش آنها خاتمه می‌دهد در تاریخ از این موارد فراوان به چشم می‌خورد.[36] 

نکته‌ها و عبرت‌ها: به هر حال هدف قرآن از بیان این سرگذشت عبرت‌انگیز، بیان نکته‌های تربیتی است که در آن نهفته است خواه جهانی باشد یا منطقه‌ای. اینک چند نکته‌ای که خیلی مهم به نظر رسید در اینجا يادآور می‌شوم.

1. استقامت نوح† در مدت 950 سال، درس بزرگ برای مصلحان است که به زودی نباید خسته شوند و تسلیم ناملایمات و دشواری‌ها گردند، بلکه پیوسته باید چراغ امید در دل آنان روشن باشد.

2. انسان برای اینکه فرزند فلان شخصیت است نباید به خود مغرور شوند و خود را بهشتی و نجات يافته از عذاب الهی تصور کنند.

پسر نوح با بدان بنشست

خانـدان نبوتـش گم شد

3. این فرزند گنهکار تصور کرد که کوه می‌تواند برای او پناگاه خوبی باشد، غافل از اینکه نه تنها کوه، بلکه سراسر گیتی در برابر فرمان خداوند نمی‌تواند حافظ و نگهبان انسان باشد و همۀ آنها منهای خدا، پناگاهی توخالی هستند و بشر باید پیوسته به خدا پناه ببرد و وسایل طبیعی را ابزار و آلاتي بیش نداند که خدا در اختیار او قرارداده است.

4. مجموع سرگذشت قوم نوح می‌رساند که جهان آزمایشگاه عمومی است و خداوند علاوه بر اینکه آزمایش‌های خصوصی دارد یک نوع آزمایشگاه عمومی و دسته جمعی هم دارد.[37] 

جمع‌بندی کلی: با توجه به مطالبی که در این نوشته آمد و با آن آشنا شدید به این نتیجه کلی دست می‌یابیم که طوفان حضرت نوح† منطقه‌ای بوده نه جهانی به دلائلی که در متن گذشت، ما در این مورد با مقایسه‌ای ناقص که انجام دادیم علاوه بر ادلۀ بيرونی (دلیل عقلی، تاریخی و روائی) از متن قرآن كريم یعنی شواهد درونی به این نتیجه رسیدیم، آیاتی که منطقه‌ای بودن طوفان را تأیید می‌کند نسبت به آیاتی که عمومیت و جهانی بودن طوفان را اثبات می‌کند خیلی زیاد است.

منابع و مآخذ: 1. قرآن کریم؛ 2. علامه طباطبايی، سیدمحمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ج10، مترجم: محمدجواد حجتی کرمانی، بنیاد علمی و فرهنگی علامه طباطبای، چاپ سوم ، 1366 ، 3. مرحوم آیت الله معرفت، محمدهادی، نقد شبهات پیرامون قرآن، مترجمان: حسن حکیم باشی، علی اکبر رستمی، میرزا علیزاده و حسن خرقانی، دفتر تبلیغات قم، چاپ اول، 1385 ؛ 4. آیت الله جعفر سبحانی، منشور جاوید، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج11، چاپ دوم، 1382، مؤسسۀ امام صادق† ؛ 5. رشیدرضا، سیدمحمد، تفسیر المنار، انتشارات دارالفکر؛ 6. رسولی محلاتی، سید هاشم، تاریخ انبیا، چاپ هفتم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم؛ 7. علی مسعودی، مروّج الذهب، ج1 ، چاپ دوم، ناشر دارالهجره، قم، 1363 ؛ 8. جلال الدین محلی و جلال الدین سیوطی، تفسیر جلالین، چاپ اول، موئسسه الرساله الناشرون، بیروت؛ 9. بیومی مهران، محمد، بررسی تاریخی قصص قرآن، مترجم مسعود انصاری، ناشر شرکت انتشارات علمی فرهنگی، چاپ اول، 1383 ؛ 10. زبیدی، محمدرضا، تاج العروس، ناشر مکتبة الحوزه؛ 11. سید قطب، فی ظلال القرآن، ج4، چاپ 35 ، ناشر دارالشروق، قاهره، 1425 ؛ 12. علامه شعرانی، فرهنگ لغات قرآن (ضمیمه تفسیر ابوالفتوح رازی) ج11 ؛ 13. عبدالوهاب نجار، قصص الانبیا، ص37، چاپ سوم، بیروت؛ 14. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج9، ص104، چاپ 12 ؛ 15. میر حیدری، سید جعفر، تاریخ انبیا (قصص القرآن) چاپ دوم، انتشارات تهران، 1386 ؛ 16. مغربی، عبدالقادر، تفسیر جزء تبارک (این کتاب به عنوان کتاب درسی می‌باشد) ؛ 17. شیبانی، عبدالواحد (معروف به ابن اثیر) ، الکامل فی التاریخ، ج1، ناشر دارالکتب العربی، بیروت؛ 18. البدایة و النهایه؛ 19. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج1، ص143، ناشر موئسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت؛ 20. شیرازی، عبدالکریم بی‌آزار، باستان شناسی و جغرافیای ناریخی قصص قرآن، ناشر دفتر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، 1380 ؛ 21. کاشانی، محسن فیض، تفسیر صافی، ج2، ناشر موئسسة الاعلمی للمطبوعات، بیروت، چاپ دوم؛ 22. حویزی، عبدعلی، تفسیر نورالثقلین، ج5 ، ناشر نگین، چاپ دوم، 1384 ؛ 23. ابن منظور، لسان العرب، ناشر نشر ادب حوزه، چاپ دوم؛ 24. طبرسی، حسن، مجمع البیان، ج9 - 10، چاپ ششم، ناشر ناصر خسرو؛ 25. علامه مجلسی، محمدباقر، حیات القلوب، ج1، انتشارات سرور، چاپ هفتم، 1385، تحقیق سیدعلی امامیان؛ 26. طوسی، محمد بن حسن، تفسیر تبیان، ج9، طبع هشتم؛ 27. جارالله زمخشری، کشاف، ج4، انتشارات دارالفکر، چاپ دوم؛ 28. مجلة هفت آسمان، ش6 ، مقاله، سیدحسن حسینی (آصف) ؛ 29. ابی الفدا، اسماعیل، تاریخ ابی الفدا، ج1، ناشر دارالمعرفه، چاپ دوم، بیروت؛ 30. مطیعی، منوچهر (عقاب) تاریخ زندگانی پیامبران، ج1، انتشارات بنگاه مطبوعاتی گوتنبِرِنگ؛ 31. ابن کثیر، حافظ (دمشقی) البدایة و النهایه، ج1، ناشر دارالکتب العلمیه، چاپ چهارم؛ 32. سپهر، میرزا محمد تقی، گزیدۀ ناسخ التواریخ، ج1، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1385 ؛ 33. شیرازی، مکارم، قصه‌های قرآن، چاپ چهارم، ناشر دارالکتب الاسلامیه، 1373 ؛ 34. صدوق، شیخ اکبر، عیون الاخبارالرضا، 1جلدی، جزء دوم، ح2، شریعت، چاپ اول؛ 35. ربانی گلپایگانی، علی، کلام تطبیقی، ناشر مرکز جهانی علوم اسلامی، چاپ اول، 1383 ؛ 36. مطهری، مرتضی، توحید، ناشر انتشارات صدرا، چاپ هفتم، 1373 ؛ 37. سعیدی مهر، محمد، آموزش کلام اسلامی، ج1، چاپ سوم، زمستان1383، ناشرکتاب طه.



[1]. اخلاق خانواده، احمد اردستانی، ص16.

[2]. سورة اسرآء، آیة 70.

[3]. بحارالانوار، ج 74 ، ص 303.

[4]. همان، ج 103 ، ص 253.

[5]. همان، ج 103 ، ص 253.

[6]. سورة اعراف، آیة 189.

[7]. سورة روم، آیة 21.

[8]. المیزان، طباطبایی، ذیل آیة 21 سورة روم.

[9]. بحارالانوار، ج 74 ، ص 181.

[10]. همان.

[11]. سورة روم، آیة 21.

[12]. سورة بقره، آیة 187.

[13]. بررسی تاریخی قصص قرآن، ج4، ص86، محمد بیومی مهران، مترجم: مسعود انصاری ، چ1-1383.

[14]. سورة نحل، آية 36.

[15]. سورة اسراء، آية 15.

[16]. سورة نساء، آية 165.

[17]. سورة قصص، آية 59.

[18]. سورة انبیاء، آية 107.

[19]. سورة سبأ، آية 28.

[20]. سورة اعراف، آية 158.

[21]. سورة فرقان، آية 1.

[22]. سورة انعام، آية 19.

[23]. سورة نساء، آية 79.

[24]. به آیات 174 نساء ؛ 138 آل عمران و20 جاثیه نگاه کنید.

[25]. بررسی تاریخی قصص قران ، ج4، ص83، محمد بیومی مهران، ترجمه: مسعود انصاری، چاپ اول.

[26]. منشور جاوید، ج11، ص152، چ2- 1382، مؤسسۀ امام صادق† .

[27]. تفسیر فی ظلال القرآن، سید قطب ،ج4، ص1881.

[28]. تفسیر جزء تبارک، عبد القادر مغربی، (این کتاب به عنوان کتاب درسی می باشد نام ناشر وتاریخ نشرآن در مشخصات کتاب نیامده است، این کتاب در مدرسه آیت الله خوی موجود است).

[29]. قصص الانبیا، ص37، عبد الوهاب نجار، چ3- بیروت.

[30]. ترجمۀ شبهات وردود حول القرآن، آیت الله معرفت، ص35.

[31]. فرهنگ لغات قرآن،علامه شعرانی (ضمیمه تفسیر ابوالفوح رازی) ، ج11، ص144.

[32]. ترجمۀ شبهات وردود حول القرآن، آیت الله معرفت، ص35.

[33]. برای آگاهی بیشتر به این کتابها مراجعه شود: توحید، شهید مطهری، ص222 ـ 300 ؛ کلام تطبیقی، علی ربانی گلپایگانی، ص171- 205 ؛ و آموزش کلام اسلامی ج1، سعیدی مهر، ص304-310.

[34]. این روایت در عیون اخبارالرضا، شیخ صدوق، جزء دوم، ص81، ح2، بطور مفصل آمده است ما به جهت اختصار نیاوردیم. (منشور جاوید تفسیر موضوعی قرآن)، ج11، ص153، آیة الله جعفر سبحانی.

[35]. قصص الانبیا، ص36، عبد الوهاب نجار. ترجمه تفسیر المیزان، ج10، ص416، علامه طباطبای.

[36]. قصه‌های قرآن، آیت الله مکارم شیرازی، ص58.

[37]. تاریخ انبیا، سید هاشم رسولی محلاتی، ص79.