بهار 1387 (شماره اول) (2)
اخبار قرآني / ابرا هيمي
1. نخستین تفسیر تصویری قرآن کریم: نخستین تفسیر گرافیکی قرآن کریم با عنوان خبر بزرگ برای کودکان پیش دبستانی و دبستانی به همت (موسسه قرآنی تفسیر جوان) منتشر شد. این تفسیر به زبانهای انگلیسی، عربی و فارسی بوده و بخش فارسی این تفسیر از ترجمه (مصطفی رحماندوست) شاعر و نویسنده کتابهای کودکان و نوجوانان انتخاب شده است.
بخش انگلیسی براساس ترجمه پروفسور (آرتورجی آربری) استاد کرسی فارسی و عربی دانشگاههای کیمبوج و قاهره که بهترین ترجمه قرآن کریم به قلم یک غیرمسلمان در جهان محسوب میشود انتخاب شده. تصویرسازی هر آیه از سوی جمعی از گرافیستهای حرفهای با مشاوره جمعی از کاشناسان و روانپزشکان و با توجه به روانشناسی رنگها انجام گرفته است تا پیام آیه برای کودکان و نوجوانان با متون اصیل تفسیری قرآن کریم همخوانی داشته باشد.
2. اولین قرآن به خط معلّی نگاشته شد: یکي از خوشنویسان جوان به نام (محمد سعید نقاشیان) به نگارش قرآن کریم به خط معلی پرداخت وی اولین خوشنویس و طراحی است که کل قرآن را به خط معلی به رشته تحریر در آورد. گفتنی است خط معلی خط گرافیکی است که توسط (حمید عجمی) بنیان گزاری شده و بیشتر جنبه هنری و تزیینی دارد. ولی نقاشیان بر این باور است که با این خط هم میتوان به کتابت کلام خداوند پرداخت. این اثر ارزشمند هم اکنون در مرحله اعراب گذاری است و تا یکسال آینده به زینت طبع آراسته میشود.
3. رکورد جدید برای کوچکترین قرآن جهان: یک کلکسیونر گنجینههای کهن اسلامی امیدوار است بتواند رکورد جدیدی را در کتاب رکوردهای جهانی به ثبت برساند. دکتر محمد کریم بیبانی - فیزیکدان پاکستانی - که در عربستان کار میکند ادّعا میکند که کوچکترین قرآن جهان را دارد.
این قرآن که در سال 1892 میلادی در قاهره به چاپ رسیده دارای 571 صفحه با ابعاد 1.7 سانتیمتر قطر است و هر صفحه این قرآن 18 سطر دارد و آیات از هم متمایز شدهاند. کوچکترین قرآنی که اکنون در کتاب رکوردهای جهانی به ثبت رسیده متعلق به یک فرد هندی است که 3.2 سانتیمتر طول و 1.52 سانتیمتر عرض و 1.01 سانتیمتر قطر دارد. به نقل از: خبرگزاری ایرانا، برگرفته از: گلستان قرآن - شماره 192، برگرفته از سایت WWW.Pakestantimes.net
4. دعوت قاريان و حافظان بيش از 80 كشور جهان: دعوتنامههایی برای حضور قاریان و حافظان بیش از 80 کشور جهان از جمله کشورهای آمریکایی ارسال خواهد شد تا در بیست و پنجمین دوره مسابقات بینالمللی قرآن ایران شرکت کنند.
چهارمین جلسه ستاد عالی هماهنگی مسابقات قرآنی کشور 6 خردادماه با تأکید بر لزوم تقویت بخش اطلاعرسانی و تبلیغات مسابقات قرآنی در کشور برگزار شد.
این جلسه با حضور حجت الإسلام و المسلمین «مصلحی» رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه، حجت الإسلام و المسلمین «احمدیان» معاون فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه، «خاکی» رئیس سازمان فعالیتهای قرآنی دانشجویان کشور، «محسن موسویبلده» پیشکسوت قرآنی، دکتر «ساری» رئیس شبکه قرآن سیما، «کریم دولتی» مدیر کمیته خادمان قرآن، «قرهشیخلو» معاون پشتیبانی و فنآوری اطلاعات سازمان دارالقرآنالکریم، «حسینعلی شریف» قاری و موذن برجسته کشور، «فریدونی» معاون پژوهشی دانشکده علوم قرآنی، حجت الإسلام و المسلمین «موسوی» سرپرست اداره آموزش و مسابقات سازمان اوقاف و امور خیریه، «غلامی» نماینده نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها، نمایندگانی از رادیو قرآن، وزارت آموزش و پرورش و تعدادی از خبرنگاران رسانههای تصویری و نوشتاری آغاز شد.
دراین جلسه، مسئولان و نمایندگان کمیتههای مختلف ستاد عالی هماهنگی مسابقات قرآنی کشور در بخشهایی از جمله: مسابقات دانشجویی، اطلاعرسانی و تبلیغات، آییننامه داوری، فنی و محتوایی گزارشی از روند کار و مصوبات جلسات درون گروهی برای حاضران ارایه کردند.
ده هزار نفر در آیین اختتامیه مسابقه کتابخوانی قرآنی شرکت میکنند:
در ابتدای چهارمین جلسه ستاد عالی هماهنگی مسابقات قرآنی کشور «خاکی» مدیر عامل خبرگزاری ایکنا گزارش مختصری از برپایی بیست و سومین جشنواره ملی قرآن دانشجویان ایران که از تاریخ 29 الی 31 اردیبهشتماه در دانشگاه سیستان و بلوچستان برگزار شد و دیگر برنامههای قرآنی ویژه دانشجویان، برای حاضران ارایه کرد.
وی تصریح کرد: مسابقه ملی کتابخوانی قرآنی دانشجویان با توزیع بیش از 80 هزار جلد از کتاب «رازهای نماز» تألیف آیتالله جوادی آملی با هماهنگی ستاد اقامه نماز و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها برگزار شده که تاکنون 37 هزار نفر در بخش مسابقه آن شرکت کردهاند و قصد داریم طی مراسم باشکوهی باحضور 10 هزار نفر در یک استادیوم ورزشی به 114 نفر برتر حج عمره اهدا کنیم و برای دو هزار نفر نیز، هر یک 20 هزار تومان بن کتاب در نظر گرفته شده است.
همچنین در ادامه این جلسه حجتالاسلام «احمدیان» معاون فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه گزارشی از برگزاری سیامین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم سازمان اوقاف و امور خیریه در شهر سنندج برای حاضران قرائت کرد.
وی اظهار کرد: این مسابقات از 7 الی 14 اردیبهشتماه با حضور 280 قاری و حافظ قرآن کریم در دو بخش نونهالان و بزرگسالان برگزار شد که 60 نوجوان پسر، 60 نوجوان دختر، 90 نفر از آقایان بزرگسال و 75 نفر از بانوان بزرگسال در مسابقات شرکت کردند و سه تیم از استادان قرآنی، داوری مسابقات را بر عهده داشتند که در مجموع کمترین اعتراضات را نسبت به داوریها شاهد بودیم.
احمدیان گفت: برگزاری آیین یادبود استاد «شحاتانور» با حضور فرزند وی، برگزاری محافل انس با قرآن در 9 شهر استان کردستان، انتشار ویژهنامه مسابقات، تأسیس کتابخانه تخصصی قرآن کریم در سنندج، راهاندازی سامانه پیام کوتاه برای اولین بار و استقبال مناسب مردم شهر سنندج از برگزاری مسابقات به ویژه در روز اختتامیه از دیگر برنامههای سازمان اوقاف و امور خیریه در طول برگزاری سیامین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم این سازمان بوده است.
معاون فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه تصریح کرد: کافی نبودن اطلاعرسانی مسابقات از طریق صدا و سیما از جمله مشکلات این دوره بود که باعث میشد تا اخبار این مسابقات بسیار کمرنگ در رسانه ملی مطرح شود.
در ادامه این نشست «مصلحی» رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه گفت: باید حرکتی از طریق خانواده قرآنی کشور برای پوشش خبری مسابقات و فعالیتهای قرآنی صورت بگیرد و بررسی شود که چه اقداماتی را باید انجام داد تا شبکههای مختلف صدا و سیما حداقل خبر برگزاری مسابقات قرآن را پخش کنند و من پیشنهاد میکنم همه اعضای جامعه قرآنی مکتوبات گلایهآمیزی را به صدا و سیما ارسال کنند مبنی بر این که چرا صدا و سیما با برنامههای قرآنی اینگونه برخورد میکند و تنها سیمای قرآن به پخش مسابقات قرآنی اقدام میکند.
5. فروش قرآن در بازارهای جهانی رکورد شکنی کرد: یک جلد قرآن خطاطی شده در قرن سیزدهم میلادی که گفته میشود قدیمیترین نسخه کامل قرآن خطی است در یک حراج عمومی به قیمت بیش از یک میلیون پوند به فروش رفت.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، این قرآن که فروشندگان آن قیمتی معادل ۳۵۰ هزار پوند برای آن در نظر گرفته بودند، به قیمت یک میلیون و ۱۴۰ هزار و ۵۰۰ پوند فروش رفت.
به گفته مسئول این حراجی، فروش این قرآن خطی رکورد معاملات حراجیها برای قرآن و هرگونه نسخههای دستنوشته اسلامی را شکست.
یک قرآن کوفی که البته کامل نبوده و متعلق به قرن دهم میلادی است نیز به قیمت ۹۱۶ هزار پوند به فروش رسید.
ریشه این قرآن احتمالاً متعلق به شمال آفریقا یا خاور نزدیک باز میگردد.
این گزارش حاکیست که این دوقرآن توسط «جامعه اسپانیولی آمریکا» به فروش گذاشته شده بود و توسط یک تاجر در لندن خریداری شد.
خطاطی بر روی این دست نوشته به تذهیبهای طلایی در متن آن و نقرهای در حاشیه این اثر تاریخی مزین شده است.
نشان ثبت شده بر روی این قرآن به امضای فردی به نام «یحیی بن محمد بن عمر» رسیده است.
هر دوي این قرآنها در سال ۱۹۰۵ میلادی از قاهره توسط آرچرمیلتونهانتیگتون که بنیانگذار جامعه اسپانیولی در نیویورک بوده، خریداری شده است.
آقای هانتیگتون که جامعه اسپانیولی را در سال ۱۹۰۴ پایهگذاری کرد، پسر خوانده یک نجیبزاده آمریکایی بود، که در سال ۱۹۵۵ درگذشت.
6. ترجمه قرآن مجید به 106 زبان: در پانزدهمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم، ترجمه قرآن مجید به 106 زبان زنده دنیا ارائه شد.
محمد نقدی، مسئول بخش ترجمه قرآن به زبانهای خارجی گفت: افزون بر ترجمه قرآن کریم به زبانهای مختلف، زندگی نامه مترجمان و شرحهایی دربارة کشورهایی که به آن زبان صحبت میکنند و موقعیت جغرافیایی آنها در این بخش آمده است .نقدی افزود: حدود 80 ترجمه از قرآن به زبان فارسی از مترجمان مختلف به همراه شرحی درباره مترجم نیز در بخش ترجمه قرآن به زبانهای خارجی عرضه شده است.
7. توصیه خاخام اسرائیلی به بوش برای آموختن قرآن و احادیث: مسئولان سیاست خارجی آمریکا باید یک سال مرخصی بگیرند و به مطالعه قرآن و احادیث نزد علمای مسلمان بپردازند ... به گفته یک خاخام اسرائیلی، تا زمانی که غرب احترام به جهان اسلام را یاد نگیرد صلح در سرزمین مقدس برقرار نخواهد شد. به نوشته روزنامه اینترنتی روسی اوترا فعال سیاسی اسرائیلی خاخام مناخم فرومان معتقد است بیاحترامی غرب به کشورهای شرقی و جهان اسلام علت اصلی فقدان صلح در سرزمین مقدس است و به همین دلیل غربیها باید به فرهنگ شرقی و اسلامی احترام بگذارند. (خبرگزاری قرآنی ایکنا)
8. تیراندازی به قرآن کریم: شاهدان عيني در منطقه «رضوانيه» عراق از هتك حرمت قرآن كريم از سوي سربازان اشغالگر آمريكايي در عراق خبر دادند. به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، شاهدان عيني در منطقه «رضوانيه» اظهار داشتند: سربازان اشغالگر آمريكايي در اقدامي مُوهن، قرآن كريم را به عنوان هدف در ميدان تير در مركز پليس رضوانيه قرار داده و به آن تيراندازي كردند؛ به طوري كه قرآن كريم را سوراخ سوراخ نمودند. سربازان آمريكايي در مقابل چشمان نگهبانان اين مركز پليس، دست به اين اقدام زدند.
http://www.shia-online.ir/article.
9. حوزه علميه نجف اشرف توهين به قرآن كريم و سكوت دولت عراق را محكوم كرد: تهران، پايگاه اينترنتي نهرين نت روز شنبه نوشت: شخصيتهاي حوزه عمليه نجف اشرف و شهر مقدس كربلا اقدام نيروهاي آمريكايي در اهانت به قرآن كريم را به شدت محكوم كردند.
بنابراين گزارش، شخصيتهاي ديني و حوزوي عراق از آمريكاييها خواستند براي تيراندازي به قرآن رسماً عذرخواهي كنند و سربازاني را كه اين اقدام اهانتآميز را انجام دادهاند مجازات كنند.
گزارش گروه اخبار صوتي تصويري ايرنا به نقل از اين نهرين نت حاكيست، نوري ابراهيم الموسوي روحاني عراقي گفت: عراق يك كشور اسلامي است و استفاده سربازان آمريكايي از قرآن كريم براي تمرين و تيراندازي به سوي آن و پاره كرده اين كتاب مقدس نمونه تكراري اقدامات صليبيها در زماني است كه به كشور مسلمانان يورش بردند و در جشنهاي خود كتاب قرآن كريم را پاره مي كردند. وي تأكيد كرد: ما از دولت نوري المالكي ميخواهيم كه به سرعت اعتراضات رسمي خود را به نيروهاي اشغالگر آمريكايي و سفارتخانة آنان در بغداد ارسال كند و خواستار محاكمه سربازان اهانتكننده به قرآن شود (خبرگزاري جمهوري اسلامي ۲۸/۰۲/۸۷).
تبريك و تهنيت
جناب حجة الإسلام و المسلمين آقاي « احمد رضوي » / مديرمسئول فصلنامة «بشارت» !
چاپ و انتشار اثر ارزشمند حضرت عالي كتاب « امتحان قانوني فراگير » را صميمانه تبريك عرض مينماييم.
اميدواريم كه اين تلاشهاي مستمر شما در راستاي خدمت به معارف قرآن و تعاليم اسلامي، رضايت خداوند متعال را جلب كرده باشد.
توفيقات و افتخارات روزافزون شما در خدمت به اسلام عزيز و قرآن مجيد را از خداوند متعال خواهانيم.
اميد است كه همچنان تلاشهاي خود در راستاي نشر و گسترش معارف توحيدي و پرچمداري در سنگر معارف قرآني را ادامه داده و اين رسالت بزرگ را با توفيقات إلهي به نحو أحسن به انجام رسانيد. (هيئت تحريرية فصلنامة بشارت / 25/3/1387 ش)
مقایسة دیدگاههای مذاهب اسلامی در مسئلة وضو / ميرزايي
سر آغاز سخن: ریشههای پیدایش فرقهها و مکاتب گوناگون در هر جامعه و ملتی علل و عوامل متعددی دارد یکی از آن علل تفاوت سلیقهها، درکها، و فهمها است که موجب پیدایش نحلههای فکری و مکتبی ميشود بعضی وقتها اتفاق ميافتد که افرادی از تفاوتهای مکاتب برای پیش برد اهداف سیاسی شخصی و... استفاده مينمایند و عمدهترین علت که عامه مردم به دنبال آنها راه ميافتد شاید بتوان گفت که ناآشنای پیروان آن مذهب و مکتب از افکار و وظایف طرف مقابل ميباشد اگر به تاریخ بنگریم مذاهب اسلامی نیز از این آفت در امان نمانده است.
مهمترین مذاهب فقهی موجود در جهان اسلام در قرن حاضر پنج مذهب ميباشد.
1. مذهب امامیه منتسب به ائمه اهل بیت؛ 2. مذهب حنفی منسوب به نعمان بن ثابت ابو حنیفه معروف به امام اعظم؛ 3. مذهب مالکی به رهبری مالک بن انس؛ 4. مذهب شافعی به امامت محمد بن ادریس شافعی؛ 5. مذهب حنبلی پیروان احمد بن حنبل.
ما در این مقاله به دنبال بیان مقایسه موارد اتفاق و اختلاف یکی از مهمترین (و از آن جهت که در خیلی موارد مقدمة واجبات ميشود) و مورد ابتلاترین وظایف مسلمانان یعنی مسئله وضوء از دیدگاههای مذاهب اسلامی ميباشیم (و مذاهب دیگری که در جهان اسلام زیاد مهم و با اهمیت نبوده مانیز مورد توجه قار نداده ایم مانند اساعيلیه ظاهریان سفیان سوری و...).
قبل از ورود به بحث لازم ميدانم چند نکته را مورد توجه قرار بدهیم.
تذکر اول: تعریف لغوی و اصطلاحی وضوء:
برای وضوء لغت شناسان این ممعانی را بیان نمودهاند: 1. نیکوئی 2. نظافت 3. اسم آبی که با آن وضوء ميگیرد (اصل در این واژ ه وَضوء نه وُضوء).
در اصطلاح نیز شستن دستها و صورت مسح سر شستن و یا مسح پا با یک سری شرائطی دیگر.
تذکر دوم: کار برد و معانی الفاظ فرض، رکن و واجب. این الفاظ در بین فقهاء معنای واحدی ندارند.
امامیه: رکن چیزی است که ترک آن موجب بطلان شود سهوا باشد یا عمدا رقی نمیکند.
فرض وواجب چیزی که ترک کردن آن به طور عمدی موجب بطلان ولی ترک سهوی آن سبب بطلان نمیشود (در عبادات مثل نماز و...).
در مذاهب اربعه اهل سنت کلمه رکن زیاد مورد توجه نبوده است و لفظ فرض در این مذاهب همان معنای رکن دارد اما در واجب اختلاف است شافعی و مالکی: واجب مرادف فرض است مگر در باب حج که ترک فرض سبب بطلان حج ميشود ولی ترک واجب موجب بطلان نمیشود.
حنفی: واجب آن است که نماز با ترک آن باطل نمیشد و اگر ترک سهوی باشد سجده سهو دارد و اگر عمدی باشد باید نماز را دو باره بخواند و اگر نخواند نماز درست ولی آن شخص گناه کار است.
حنبلی: واجب در نظر اینها هملن واجب در نظر امامیه است.
تذکر سوم: غایات و موجبات وضوء.
وضوء از آن دسته وظائفی است که فی حد نفسه و به خودی خود واجب نیست ولی گاهی به خاطر اهداف دیگر واجب ميشود و آن چند مورد است:
1. در نمازهای واجب، اما در نوافل اختلاف است؛ 2. در طواف واجب، در طواف مستحب قول واحدی نیست؛ 3. به سبب نذر قسم و عهد واجب شود؛ 4. برای رساندن جای از بدن به قرآن چه به وسیله نذر و امثال آن باشد یا تطهیر آن.
تذکر چهارم: روش کار
در این مقاله هر مطلب قسمت را به دو قسمت تقسیم و بخش بندی ميکنیم. بخش «الف» موارد اتفاق مذاهب «ب» موارد اختلاف یک یا چند مذهب.
مطلب اول: شرایط وضوء
بخش «الف»
1. آب وضوء پاک باشد؛ 2. مانعی از رسیدن آب در اعضاء وضوء نباشد؛ 3. استعمال آب ضرر نداشته باشد؛ 4. ظرف آب وضوء طلا نباشد.
بخش «ب»
امامیه:
1. مطلق بودن آب؛ 2. پاک بودن اعضاء وضوء؛ 3. مباح بودن ظرف آب وضوء؛ 4. مباشر نبودن کسی دیگر در وضوء در حال اختیار؛ 5. ترتیب بین اعضاء؛ 6. موالات و پیدرپی انجام داند اعمال وضوء در اباحه مکان و فضای که در آن وضوء گرفته ميشود اختلاف است.
مذاهب اربعه:
1. دعوت اسلام به گوش او رسیده باشد و دعوت را پذیرفته باشد؛ 2. متوضی ممیّز باشد؛ 3. در حین وضوء ناقضی از او سر نزند؛ 4. دخول وقت نماز (البتة این شرط اختلافی است) و شرایطی دیگری نیز بیان شده است که آنها جزء شرا یط عمومی تکلیف است.
مطلب دوم: واجبات وضوء
بخش «الف»
1. شستن صورت؛ 2. شستن دستها؛ 3. مسح سر؛ 4. شستن پا (مذاهب اربعه) و یا مسح آن (امامیه) تا کعبین.
بخش «ب» حنفی فقط همین چهار عمل را واجب ميداند.
1. امامیه، مالکی، شافعی و حنبلی بنابه روایت ابن حزم: نیّت (قصد فعل که باید در اول وضوء انجام بگیرد).
2. امامیه، حنبلی و شافعی: ترتیب بین اعضاء وضوء.
3. امامیه، حنبلی: موالات و فور (اینکه متوضی قبل از خشک شدن عضو قبلی عضو بعدی انجام بدهد در زمان مکان و مزاج معتدل) ملکی نیز این عمل با دو شرط پذیرفته است.
1) متوضی فراموش نکرده باشد؛ 2) قادر بر فور باشد.
4. مالکی: دلک
مطلب سوّم: مقدار واجب در شستن صورت
امامیه: از بالای پیشانی تا پائین چانه [طولا] و آنچه بین دو انگشت ابهام و وسطی قراربگیرد [عرضا].
حنفی، مالکی و حنبلی: از بالای پیشانی تا پائین چانه [طولی] و از گوش تا گوش [عرضی].
شافعی: از بالای پیشانی تا زیر چانه [طولی] و از گوش تا گوش [عرضی].
مطلب چهارم: در وظیفه دستها همه گفته اند شستن مرفق لازم است اما در اینکه از جا شروع کنیم اختلاف است.
امامیه: از مرفق شروع کند و اگر بر عکس انجام بدهد باطل است.
مذاهب اربعه: از سر دست شروع کند و تا مرفق بشوید.
مطلب پنجم: مقدار واجب در مسح سر
امامیه: بر قسمتی از جلو سر اگرچه کم باشد ولی افضل آن است که به اندازه سه انگشت بسته باشد و همان مقدار نیز بکشد.
حنفی: به اندازه ربع سر که ربع سر نیز با دست مشخص ميشود.
شافعی: مسح قسمتی از سر اگرچه کم باشد و لازم نیست که با دست باشد شستن نیز مجزی است.
مالکی: تمام سر.
حنبلی: مسح تمام سر و گوشها.
مطلب ششم: مسح بر خفین
تذکر: مذهب امامیه مسح بر خفین را قبول ندارند مگر در حال ضرورت و تقیه و مذاهب اربعه آن را پذیرفته اما با شریط و حد حدودی که عوض از شستن پا از باب آسان گرفتن تکالیف بر بندگان بر خفین مسح کند.
س: خفین چیست؟ ج: خف اسم نوعی از پا پوش است که وقتی آن را ميپوشد پا را تا کعبین بپوشاند جوراب و امثال آن نیز با سه شرط ميتواند حکم خف را داشته باشد.
1) ضخیم باشد که آب مسح به زیر آن نرسد؛ 2) بین پا و جوراب واسطه و فاصله نباشد؛ 3) طوری شفاف نباشد که زیر آن دیده شود.
و در هرصورت شستن پا افضل از مسح بر خفین است مگر در نظر حنبلیها مسح را افضل ميدانند.
شرایط جواز مسح بر خفین
بخش «الف»
1. خفین کعبین را پوشانده باشد و اگر مقدار کمی از پشت پا را نپو شانده باشد حنفی و مالکی مسح جایز و حنبلی شافعی باطل ميدانند.
2. راه رفتن با آن ممکن باشد (اندازه پا باشد نه بزرگتر از آن).
3. بین ماسح و ممسوح فاصله نباشد.
بخش «ب»
1. حنفی و شافعی: انسان باید یا خودش مالک خف باشد یا از مالک آن اجازه داشته باشد و اگر چنین نباشد مسح درست است گرچه استفاده از آن خف حرام است.
مالکی و حنبلی: در این فرض مسح باطل است.
2. مالکی: خف به طور مطلق باید پک باشد و اگر نجس باشد مسح باطل است.
حنفی: خف نجس باشد مسح با آن درس اما نماز با آن باطل است.
شافعی: اگر است نجاست خف معفو عنه باشد.
حنبلی: با دو شرط مسح بر خف نجس درست است.
1) نجاست به کف، داخل و یا جوانب خف باشد؛ 2) ازاله نجاست متعذر باشد.
3. مالکی، شافعی و حنبلی: خف را با حال طهارت بالفور بعد از وضوء بپوشد و حنفی فور را قبول ندارند.
4. حنفی، مالکی و حنبلی: طهارت قبل از پوشیدن خف باید با آب باشد.
شافعی: اگر تیمم به خاطر مرضی [ضررداشتن آب] باشد مسح بر خفّی که بعد از این طهارت پوشیده شده نیز صحیح است.
مقدار واجب مسح بر خف
حنفی: از ظاهر (پشت) خف به اندازه طول سه انگشت و عرضش به اندازه ناخن کوچک دست.
مالکی: تمام ظاهر خف و کف آن مستحب است.
حنبلی: اکثر ظاهر خف و پائین آن مستحب است.
شافعی: مسح جزء از ظاهر خف که مسح تحقق پیدا کند.
و هر کدام از این مذاهب برای مسح بر خف شروطی را لازم ميداند که ما به خاطر به درازا کشیدن مطلب از آوردن آنها خودداری ميکنیم.
مدت مسح بر خف
شخصی که در موطن خویش است (حاضر) یک شبانهروز، مسافر سه شبانه روز (سفر مباح یا معصیت).
نواقض مسح بر خفین
1. نواقض وضوء؛ 2. انتهای مدت؛ 3. کشیدن خف از پا؛ 4. تر شدن اکثر خف.
مطلب هفتم: مبطلات و نواقض وضوء
بخش «الف»
1. بول؛ 2. غایط؛ 3. بادی که از مخرجین خارج شود [مگر بادی که از جلو زنان خارج ميشود].
4. از بین رفتن و زائل شدن عقل (جنون، سکر و اغماء).
5. خواب. امامیه به طور مطلق و مذاهب دیگر هر کدام با شرایط خاصی که به خاطر طولانی شدن از ذکر آنها خودداری ورزیدیم مثل اینکه به پشت و ... خابیده باشد.
بخش «ب»
1. امامیه: استحاضه قلیله. در کثیره و متوسطه اختلاف است.
2. مذاهب اربعه: مذی، و بعضی آن را موجب غسل ميداند.
3. مذاهب اربعه: ودی، آبی که قبل از ادرار گاهی بیرون ميآید.
4. مذاهب اربعه: هادی، آبی که از زن قبل زایمان خارج ميشود.
5. مذاهب اربعه: هرچیزی که از مخرجین خارج شود اگر چه به داخل کردن شیء مثل وسائل تنقیه، و خازج کردن آنها باشد.
6. حنفی، حنبلی: خروج هرچیزی نجس از غیر مخرجین (خون، قی، چرک).
7. شافعی: لمس زن بدون حائل با لذت یا بدون لذت. اما لمس زن، زن را، مرد، مرد را، خنثی، خنثی را، و یا خنثی هر دو را فقط در صورتي که به حد شهوت در افرادي که دارای سلامت طبع و روان باشند، برسد ناقض وضوء ميباشد.
حنبلی: لمس زن مرد را و بالعکس فرقی نمیکند محرم باشد یا اجنبیه ناقض است، مگر لمس در سه موضع مو، ناخن، و دندان و مالکی نیز این سه موضع را استثنا کرده است.
مالکی: لمس متوضی غیر خودش را، زن باشد یا مرد با چند شرط ناقض است:
1-7) هر دو بالغ باشند و اگر یکی بلغ باشد تنها وضوء او نقض شده است.
2-7) با قصد لذت لمس کند اگر چه لذت نبرد.
3-7) در حین لمس لذت ببرد اگر چه با قصد لذت لمس نکرده باشد بدون اینکه فرقی بین محرم و اجنبیه باشد و فقط در محارم نسبی اگر باقصد باشد و لذت نبرد وضوء باطل نیست و اگر بدون لمس لذت ببرد مثل فکر، نظر و... ناقض نیست.
حنفی: لمس ناقض نیست مگر اینکه برهنه در یک رخت خواب به خوابند و مقدمات انقلاب سرخ و سفید را مهیا کنند [مثل تلاصق].
8. شافعی: مسّ ذکر و یا جایش در صورت مقطوع بودن و فرج به شرط که با باطن (کف) دست و یا انگشتان باشد.
مالکی: مسّ ذکر با چند شرط ناقض است:
1-8) ازخودش باشد.
2-8) بدون حائل باشد.
3-8) با کف دست و یا اطراف آن باشد.
مس فرج برای زنان ناقض نیست و اگر مخرجین (قبل و دبر) از کسی دیگر باشد حکم لمس را دارد.
حنفی: مس ذکر برای مردان و مس فرج برای زنان ناقض نیست فقط در فرج در صورتی که در حین مس ناخن و... ميل به اندرون پیدا کند به اندرونی سرک بکشد ناقض است.
در مسئله مس و لمس کل فقها اهل سنت سه گروه شدهاند:
1. مطلقاً ناقض است؛ 2. مطلقاً ناقض نیست؛ 3. اگر با شهوت باشد ناقض است و اگر بدون شهوت باشد ناقض نیست.
9. حنفی: خنده با قهقهه در نماز که رکوع و سجود دارد عمدا باشد یا سهوا فرقی نمیکند.
10. حنبلی: خوردن گوشت شتر و غسل دادن ميت.
11. مالکی: شک در سبب وضوئی که گرفته است.
مطاب هشتم: مستحبات وضوء
مستحبات وضوء فراوان است ما فقط سه مورد مهم که مورد اختلاف است ميآوریم.
1. استنشاق و شستن دستها تا مچ سه م رتبه قبل از وضوء و برخی از فقهاء اهل سنت گفتهاند در صورتی از خواب بلند شود یعنی ناقض وضوء خواب باشد و این کار را انجام ندهد وضوء مجزی نیست و نماز هم با آن وضوء صحیح نمیباشد.
2. در مورد شستن صورت و دستها.
امامیه: بار اول واجب مرتبه دوم مستحب دفعه سوم و بیستر از آن بدعت است.
مذاهب اربعه: مرتبه اول واجب دفعه دوم مستحب بار سوم افضل و دفعات بعد از آن بدعت هرچند در اینکه شستن بار اول و دوم و... به چه تحقق پیدا ميکند در بین فقهاء اختلاف است.
3. مسح دو گوش.
امامیه: بدعت است و حرام.
حنبلی: واجب است چون جز سر شمرده ميشود.
حنفی، مالکی و شافعی: مست حب است.
منابع:
1. العین، خلیل بن احمد، چاب اول، اسوه، 1414 هـ ، تحقیق مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی؛ 2. لسان العرب، ابن منظور، دار صادر بیروت چاپ اول 1997 م؛ 3. مختصر النافع، محقق حلی، مؤسسة بعثت، چاپ دوم 1416هـ ؛ 4. المحلی، ابن حزم، ج 1، دارالجبل، بیروت، تحقیق احمد شاکر؛ 5. المغنی و الشرح الکبیر، موفق الدین و شمس الدین ابنی قدامة، ج 1، دار الفکر، بیروت، چاپ اول 1404 هـ ؛ 6. المهذب البارع فی شرح المختصر النافع، ابن فهد حلی، ج 1، مؤسسه النشر الاسلامی، چاپ سوم، 1414 هـ ؛ 7. موسوعه الفقه المالکی، عبد الرحمن العک، ج 1، دار الحکمه، بیروت، چ اول 1413 ؛ 8. الام، محمد بن ادریس شافعی، ج 1، دار المعرفة، بیروت، چ دوم 1393، تحقیق محمد زهری نجار؛ 9. عروه الوثقی، سید محمد کاظم یزدی، ج 1، مکتبه العلمیه الاسلامیه، تهران، چ دوم 1358ش؛ 10. الحدائق الناظره، یوسف بحرانی، ج 2، دار الاضواء، بیروت، چ سوم 1413 ؛ 11. حجه البالغه، احمد شاه ولی الله دهلوی، ج 1، دار الکتب العلمیه، بیروت، چ دوم 1426 ؛ 12. الفقه علی المذاهب الاربعه، عبدالرحمن الجزیری، ج1، دارالاحیاء التراث العربی،بیروت، چ سوم؛ 13. فقه السنه، ج1، سید سابق، دارالکتب العربی، چ هشتم 1407 ؛ 14. الفقه الحنفی فی ثوبه الجدید، ج 1، عبد الحمید محمود طهماز، دار القلم، دمشق، چ اول؛ 15. تذکره الفقهاء، ج 1، علامه حلیی، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، چ اول 1414 ؛ 16. مسائل الاسلامی، سید محمد شیرازی، چ دوم 1403، قم.
شباهتهای امام حسین با یحیی پیغمبر (2) / يوسفي
اشاره: در بخش نخست مقاله بعضی از شباهتهای موجود بین امام حسین با یحیی پیغمبر را بر شمردیم: اینک برخی از شباهتها و ویژگیهای مشترک را که قاتلانشان از آنها برخوردار بودهاند نیز میشماریم و به برخی از مهمترینشان اشاره میشود.
2- شباهتهای قاتلان:
1. زنا زاده بودن: این مطلب که امام حسین و یحیی پیغمبر توسط زنازادهها به شهادت رسیدهاند از مشهورات تاریخ است.[1] در برخی از روایات نیز به آن اشاره شده است: «قاتلان امام حسین و یحیی ولد زنا بودند».[2] و اینکه سر امام حسین همانند سر یحیی به افراد بیغفت و زنا کار هدیه میشود و یا روایات که میگویند: «پیامبران و اولاء پیامبران را جز زنازادهها نمیکشند.»[3]
در مورد نسب یزید آمده که: «میسون دختر بجدل کلبی است که یزید را از غلام پدرش که با او رابطه نامشروع داشت حامله شد و در سال 25 یا 26هـ به دنیا آورد. شاعر راجع به این ماجرا چنین سرود:
فان یکن الزمان اتی علینا
بقتل الترک و الموت الوجی
فقد قتل الدعی و عبدکلب
بـارض الطلـف اولاء النبی[4]
در این شعر مقصود از «دعی» عبیدالله بن زیاد است و مراد از «عبدکلب» یزید است که از غلام بجدل کلبی بوجود آمده است.
2. زناکار بودن: هیرودیس (6-39م) و یزید (25-64هـ) از مشهورترین افراد بیعفت تاریخ هستند، شهوت رانی بیقید و شرط: ارتکاب انواع فسق و فجور و منجمله «زنا» از خصایص بارز روحی آندو میباشد. در مورد هیرودیس نوشته که «پادشاه شهوت رانی بود که زنان خودش او را کفایت نمیکردند.»[5] و درباره شهوت رانی و زناکاریهای یزید، منذر بن زبیر میگوید: «یزید به ذه هزار زن تجاوز کرده، شراب میآشامید، مست است و نماز را رها کرده است.»[6]
3. زنای با محارم: هیرودیس و یزید، علاوه بر اینکه با زنان بیشماری زنا میکردند، با محارم خود نیز این فعل شنیع را انجام میدادند و از این جهت نیز کارشان بیمانند است.
سبب اصلی در به شهادت رسیدن یحیی مخالفتی است که او با ازدواج نامشروع حاکم عصرش – هیرودیس با برادر زاده اش هیرودیا - انجام میداد.
قصه از این قرار است که: هیرودیس عاشق دختر برادر خود هیرودیا شد او ربیبهاش نیز بود، چون هیرودیس بعد از مرگ برادرش (فیلبس) زن او را نکاح کرد و چون شیطان و شهوت بر او چیره شده بودند، تصمیم گرفت تا بین مادر و دختر جمع نماید.
علماي یهود سکوت کردند و تنها یحیی شدیداً مخالفت نمود و فتوا بر حرمت این ازدواج صادر کرده و آن را مخالف تعالیم تورات دانست. مخالفتهای یحیی سبب کینه هیرودیا و هیرودیس شد و نهایت یحیی و پدرش زکریا – را که در دبین درخت پنهان شده بود با اره قطعه قطعه اش کردند – را شهید کردند.[7]
در واقع «یحیی قربانی روابط نامشروع طاغوت عصرخود «هیرودیس» با دختر برادرش «هیرودیا» شد»[8]
اما یزید «داستان زناکاریهای یزید با محارمش، برگ کوچکی است از دفتر سیاه و قطور پرونده خاندان بنی امیه: یزید که به تمام معنا متصف به صفات کفر، فسوق و عصیان بود،[9] زنای با محارم یکی از خصلتهای او محسوب میشود «و تظاهر یزید بالفسق و الفجور. و کان من فسقه انه ان زنا بعمته و غیرها من المحرمات»[10] عبدالله بن حنظله غسل الملائکه، که به عنوان سرپرست هیئت تحقیق مردم مدینه راجع به اخلاق و ایمان یزید به شام فرستاده شده بودند. در بازگشت از کاخ یزید، در جمع مردم مدینه که چشم به دهان او دوخته بودند، چشم دید و نتیجه تحقیقاتش را چنین بیان نمود:
«یا قوم اتقوالله، فوالله ماخر جناعلی یزید حتی خفنا ان نرمی بالحجارة من السماء، انه رجل ینکح امهات الا ولاد و البنات و الاخوات، و یشرب الخل و یدع الصلاة»[11]
یعنی: ای مردم از خدا پروا کنید، به خدا قسم بگونه ای از نزد یزید خارج شدیم که میترسیدیم هر لحظه سنگی از آسمان بر سر ما فرود آید، او مردی است که با مادران و اولاد و دختران و خواهرانش زنا میکند، شراب میآشامد و نماز را به دور انداخته است.
4. شراب خوار، سگ باز، هوس ران و... .
با توجه به مطالب که تا بحال ذکر شد، پر واضح است که هیرودیس، هیرودیا، ابن زیاد و یزید که قاتلان اصلی حضرت یحیی و امام حسین هستند. هر نوع فسق و فجوری که تصور شود مرتکب میشدهاند آنها که شراب خواران قهاری بودند. معمولاً تصمیمهای سخت و فرمانهای مهمشان را در حال مستی صادر میکردهاند.
در مورد نحوه صدور فرمان قتل یحیی به دست هیرودیس نوشتهاند که: جشن تولد هیرودیس در قصر بر پا شده بود. هیرودیا که کینه یحیی را بر دل داشت، فرصت را مغتنم شمرده و خود را با انواع عطرها، زینتها و لباسهای فاخر آرایش و آراسته نموده داخل مجلس هیرودیس میشود و به رقص میپردازد، بعد هم با یک دیگر رقصشان را ادامه داده و دائما به هیرودیس شراب میخوارانید تا جایی که صبر را از کف داده و دائماً تقاضایش را مطرح میکرد، اما هیرودیا با اشاره مادر خود شرط ازدواجش را قتل یحیی و مهریهاش را سر یحیی تعیین کرد، که هیرودیس فی الفور پذیرفته و در همان حال مستی فرمان قتل یحیی و آوردن سر او را به عنوان تحفه و هدیه برای هیرودیا صادر کرد.[12]
و اما یزید: تا اینجا سخن از شراب خواری و هوس بازی هیرودیس بود، اما جگر گوشه هند چگر خوار، در این امور نیز گوی سبقت را از رقیب یهودیاش ربوده است.
در توصیف و معرفی شخصیت یزید مینویسند: «حکومت یزید سختترین ابتلا و بلایی بود که مسلمانان با آن آزمایش شدند، یزید ادامه دهنده حکومت معاویه بود و فردی طاغی، ظالم، فاسق، فاجر، اهل لهوو طرب و خارج از دین و ایمان بود و بر اساس خوی و عادت عرب جاهلی نشو و نما نموده بود و زیر نظر و سرپرستی فرد مسیحی تربیت یافته و بزرگ شده بود، او شراب خوار بود و از ارتکاب منکرات لذت میبرد. ... خوی و صفات معاویه و ابوسفیان در روش و سیرهاش آشکار بود، او دشمن اسلام بود و هزاران مسلمان را کشت و کعبه را به آتش کشید و دلیل بر الحادش شعر اوست:
لیت اشیاخی ببدر شهدوا
جزع الخزرج من وقع الاسل
لعبـت هاشـم بالملک فلا
خبـر جـاء و لا وحـی نزل
از صفات یزید شراب خواری تا حد افراط، بازی و علاقه شدیدش به میمون و سگهای شکاری و زنای با محارم است.»[13]
همچنین راجع به یزید مینویسند که: «یزید به سگ بسیار علاقه مند بود و سگهای زیادی داشت که با طلا زینت داده میشدند و برای نگهداری هر یک از آنان، یک نفر خادم مقرر کرده بود، یزید میمونی داشت که دائم در بغلش میگرفت و آن را «ابی قیس» نامیده بود، و از کاسه شراب خود به او آب میداد، شراب خواری و مستی یزید خارج از حد تصور است.»[14]
یزید که از چنین صفات و روحیاتی برخوردار بود، آرزو داشت تا انسان پاکی چون حسین بن علی با او بیعت نماید: بیعت بی چون و چرایی امام حسین به منزله پذیرش ولایت یزید بود و مهر تاییدی بود بر تمام کارهای ناشایست یزید و راه ورسم گذاشته میشد تا آینده گان در برابر هر ستمگری و فاسقی که برآنها سلطه یابد سکوت کنند و توجیه نمائید که وقتی انسان چون حسین بن علی با فردی چون یزید بیعت مینماید، ماچه چیز مان بیشتر از اوست که زیر بار نرویم با بیعت نکنیم؟
درست به خاطر جلوگیری از چنین پندار و پیش آمدی بود که امام حسین هرگز با یزید بیعت و سازش نکرد و تا به شهادت نائل آمد و داغ چنان آروزی را بر دل ستمگران تاریخ باقی گذاشت.
خود امام حسین در توجیه رد درخواست بیعت یزید میفرماید: «یزید رجل شارب الخمر و قاتل نفس المحترمه، معلن بالفسق و مثلی لایبایع مثله»[15] یعنی: یزید مردی است شراب خوار و قاتل انسانهای بیگناه، او علنا مرتکب فسق و فجور میشود و فردی مثل من با مثل یزید بیعت نمیکند.
3. مشابهتها در مجازات و مکافات قاتلان و سکوت کنندگان:
از دیگر تشابهات در ماجرای شهادت امام حسین و یحیی ، مجازاتها و عذابهایی است که قاتلان و سکوت کنندگان این دو ماجرا به آنها گرفتار شدند.
بعد از شهادت امام حسین و یحیی شعلههای خشم الهی چنان زبانه کشیدند که احدی از ظالمان در امان نماندند و خشینترین بندگانش را برای انتقام برانگیخت و امواج سهمگین فتنهها و آشوبها از هر سو چنان بر آنها هجوم آوردند، و چنان کشتارها و جنگهای پیدرپی شهرها و دیارشان را در نوردیدند که از خون آنها جویهای خون جاری گردیده و عاقبت همچنان که امام حسین پیش گویی کرده بود، آنها چنان پست و حقیر شدند که به اصطلاح: «از کهنه پارچه زنان هم پست تر شدند».[16]
و اینک برخی از این مجازاتها و مکافاتهای متشابه که عبارتند از:
1. خورده شدن بوسیله سگها: هیرودیا که نقش اصلی را در قتل یحیی بازی کرده بود، چند وقتی از ازدواج علنی و نامشروع اش نگذشته بود که «وقتی بالای بام قصر رفته بود هوا خوری حین قدم زدن ناگهان سقوط کرد و در جایی افتاد که سگهای شکاری و آدم خوار نگهداری میشدند و بوسیله آنها خورده شد»[17]
از این ماجرا سگ باز بودن هیرودیس نیز معلوم میشود. در مقابل هیرودیا، شمر قرار دارد و کسی است که سر از تن امام حسین جدا کرد، جسد شمر نیز توسط سگها خورده شد: «شمر را در نزدیکی موصل کشتند و جسدش را جلو سگها انداختند تا او را خوردند ... و صارت مقبر ته بطون الکلاب، فقد مزقته و اکلته»[18]
2. تخریب قبله یهود و مسلمانان: از عواقب وخیم شهادت یحیی برای یهودیان این بود که: اقوام مهاجم بر آنها حمله کرده و غلبه نمودند «و جمع بیشماری از آنها را به انتقام خون پاک آندو پیامبر (ذکریا و یحیی) به دیار نابودی فرستاده و بیت المقدس را ویران کرد.»[19] یعنی بخت النصر «صخره بیت المقدس راویران کرد».[20]
برای مسلمانان نیز بعد از فاجعه تنهایی وشهادت امام حسین در فاصله تقریبی ده سال دو بار کعبه که قبله مسلمانان است، توسط یزیدیان به آتش کشیده شده ویران گردید – یکبار در سال 64 و دیگری 73هـ که کعبه در آتش سوخته و ویران شد و حتی شاخهای قوچی که بجای حضرت اسماعیل ذبح شده بود نیز از بین رفت»[21]
«لشکریان یزید مکه را محاصره و با پرتاب گلولههای آتشین توسط منجنیق کعبه را به آتش کشیدند و در همین حین خبر مرگ یزید آمد.»[22]
3. سوگند برای انتقام و مکافات عمل: وقتی بخت النصر بر یهودیان غلبه یافت و جوشش خون یحیی را دید و از اصل ماجرا اطلاع یافت، قسم یاد کرد تا آن قدر از یهودیان بکشد تا خون از جوشش بیفتد: «لاجرم لا قتلن علیه حتی یسکن»[23] یا اینکه «انی کنت حلفت لئن انا ظفرت بنی اسرائیل لا قتلنهم حتی تسیل دما وهم فی وسط عسگری»[24] یعنی من قسم یاد کردهام که اگر بر بنی اسرائیل پیروز شدم آن قدر از آنها بکشم که از خونشان سیل در بین لشکریانم جاری شود. و دیگری نیز همین طور نوشته است که: «چندان بکشت از جهودان که جویهای خون روان شد»[25] و دیگری اضافه میکند که: «بخت النصر هفتاد هزار نفر را روی آن تیل گردن زد و آخرین فرد شهر که پیره زنی بود نیز به آنها ملحق کردند.»[26]
تا اینجا برخی از ذلتها و خواری هایی را که یهودیان بعد از شهادت یحیی به آنها گرفتار شدند بر شمردیم، اما محنتهای که بر مسلمانان بعد از شهادت امام حسین گذشت بیشمار است که به برخی از آنها و نیز مجازات و مکافات قاتلان اشاره میشود.
ذلت مردم مدینه: «در حمله یزید به مدینه تنها 80 نفر از اصحاب بدر پیامبر و ده هزار نفر از مردم شهید شدند.»[27] آمار دیگر از همین واقعه چنین است: «در حادثه حره بیش از 3600 نفر از قریشی و انصار و حدود 700 نفر حافظ قرآن کشته شدند و بیش از هزار دختر باکره افضا شدند و تا سه روز مال و جان مردم مدینه مباح بود و تاراج میشد و به نوامیس مسلمانان تجاوز میشد، و بعد از سه روز با این شرط که غلام زر خزید یزید میباشند از آنها بیعت گرفته میشد و هر کس امتناع میکرد کشته میشد.»[28]
خاری مردم عراق: آنچه از سرگذشت مردم مدینه بیان شد، مشت بود نمونه خروار از فجایع که در تمام بلاد اسلامی در دوران حکومت تاریک بنی امیه در جریان بود. امام سختترین این حوادث در سرزمین عراق سایه افکنده بود که اوج ظلمت و خفقان و نیز نهایت ذلت و خاری مردم عراق در 20 سال حکومت حجاج سپری شد.
«حجاج افراد را مجبور میکرد تا اقرار به کفر کنند، تازنده بمانند و کسانیکه سر پیچی میکرد کشته میشد ... او حدود هشتاد هزار نفر را به تهمت کشت و بالغ بر یکصد و بیست هزار نفر در زندانهایش مردند. و تعداد انسانهای که در جنگهایش کشته شدند بیشمارند – در یک مورد حدود هفتاد هزار نفر از مردم بصره را در مسجد جامع آن شهر از دم تیغ گذرانید - حجاج وقت مرد، حدود پنجاه هزار مرد و حدود سی هزار زن در زندانهایش بودند که حدود شانزده هزار از این زنان کاملا عریان بودند، او زنان و مردان را در یک مکان – چهار دیواری بزرگ بیسقف – زندانی میکرد.[29]
انتقام از ستمگر: بخش دیگری از تاریخ، انتقامی است که روزگار از خود ستمگران میگیرد، بعد از شهادت مظلومانه امام حسین افرادی که دارای ایمان و اراده قوی بودند پیدا شدند که اراده کردند تا ننگ تنها گذاشتن امام حسین را جبران نمایند و انتقام خون به ناحق ریخته شده، فرزند فاطمه را از قاتلانش بگیرند.
بزرگان چون عبدالله بن صرد خزاعی و یا مختار بن عبید ثقفی از آن جملهاند که حتی سوگند انتقام یاد کردند. «مختار گفت: آب و غذا بر من گوارا نباشد تا روی زمین را از وجود قاتلان حسین پاک نگردانم»[30]
او تا حد زیادی موفق نیز شد «مختار یکبار 248 نفر و بار دیگر 780 نفر از کسانی را که به جنگ حسین رفته بودند کشت»[31] ابن اشعت که در اوایل قیام مختار به بصره گریخته بود به ابن زبیر چنین گزارش میدهد: «مختار بر زمین غلبه یافته و بیش از سه هزار نفر از دلاوران، شجاعان، آقایان و بزرگان عرب را که در قتل حسین بن علی متهم هستند، کشته است ... مختار هزار نفر را فقط مامور تخریب خانههای کسانی نمود که در کربلا بر ضد امام حسین شرکت کرده بودند.»[32]
اما اوج انتقام گیری مختار در روز دهم محرم سال 67 اتفاق افتاد که در آن مختار با هشت هزار نفر از یارانش به جان چهل هزار نفر از پیروان بنی امیه افتادند و با یک غافلگیری نظامی، ابن زیاد و اکثر سران لشکرش را که دست شان به خون امام حسین آغشته بودند، از پای درآورد و شکست عظیمی را نصیب لشکر شام نمود.[33]
عبرت تاریخ به اینجا خاتمه پیدا نکرد و انتقام گیریها از خاندان بنی امیه ادامه یافت و عاقبت، آنها گرفتار ستمگران همانند خودشان شدند و بنی عباس بعد از غلبه، تکتک افراد ذکورشان را گردن زدند و به این نیز قناعت نکردند و کار را به جایی رسانیدند که راهی گورستانها نیز شدند «بنی عباس اجساد مردگان بنی امیه را از قبورشان خارج کرده و بر استخوانهای پوسیده آنان شلاق میزدند و بعد به آتش کشیده و بر بادشان میدادند.[34]
برخی از منابع:
1. بحار الانوار: الجامعه لدر اخبار الائمه الاظهار، شیخ محمد باقر مجلسی، ناشر موسسه الوفا، بیروت لبنان؛ 2. تاریخ الاسلام، و وفیات المشاهیر و الاعلام، شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان الذهبی، ناشر: دارالکتب العربی، الطبعه الثانیه: بیروت لبنان، 1418ق؛ 3. اعلام الهدایه، لجنه التالیف، ناشر: مجمع العالمی لاهل البیت، طبع دوم 1427ق؛ 4. کشف الغمه فی معرفه الائمه ترجمه الامام الحسین، مؤلف: ابی الحسن علی بن عیسی بن ابی الفتح الادبلی، ناشر مجمع العالمی لاهل البیت، 1326ق؛ 5. ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی، احمد بن عبدالله الطبری، ناشر: دارالمعرفه، لبنان بیروت؛ 6. الفتوح، محمد بن علی (ابن اعثم کوفی)، مترجم: محمد بن احمد مستوفی هروی، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ سوم، 1385ش؛ 7. المختار الثقفی (دراسته و تحلیل)، باقر شریف القرشی، ناشر: دارالذخائرالاسلامیه، 1385ش؛ 8. قصص الظالمین، شیخ ماجد ناصر الزبیدی ناشر: دارالمحجه البیضاء، بیروت لبنان 1425 ق؛ 9. قصص الانبیاء، ابواسحق ابراهیم بن منصور ابن خلف النیسابوری به اهتمام: حبیب یغمایی، انتشارات علمی و فرهنگی، 1384ش؛ 10. قصص القران الکریم، علی محمد علی دخیل، ناشر: دارالمرتضی، لبنان بیروت، 1424ق؛ 11. قصههای قرآن برگرفته از تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، تدوین: سید حسین حسینی، ناشر: دارالکتب الاسلامیه، 1383ش؛ 12. تاریخ انبیا از آدم تا خاتم، حسین عماد زاده، ناشر: انتشارات اسلام، چاپ سی ام، 1368ش؛ 13. تاریخ انبیاء، سید هاشم رسولی محلاتی، ویرایش دوم 1383ش، چاپ هفدهم؛ 14. النور المبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، السید نعمه الله الجزائری، ناشر: موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت لبنان، 1398ق؛ 15. بررسی تاریخ قصص قرآن (دراسات تاریخته من القرآن الکریم)، مولف: محمد بیومی مهران، مترجم: مسعود انصاری، ناشر: انتشارات علمی و فرهنگی، 1383ش.
باسمه تعالي
به لطـافت چو بـر نيايد كار
سـر به بيحرمتي كشد ناچار
هر كه بر خويشتن نبخشايد
گر نبخشد كسي بر او، شايد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در سخن بـا دوستان آهسته باش
تا ندارد دشمنِ خونخوارگوش
پيش ديوار آنچه گويي هوش دار
تا نباشد در پـس ديـوار گوش
(گلستان سعدي)
باسمه تعالي
الهي ! از آنچه نخواستي چه آيد؟ و آن را كه نخواندي كي آيد؟ نا كِشته را از آب چيست؟ و نابايسته را جواب چيست؟ تلخ را چه سود اگر آب خوش در جوار است؟ و خار را چه حاصل از آنكه بوي گل در كنار است؟
(مناجات خواجه عبدالله انصاري)
[1]. کشف الغمه، 439، اربیلی
[2]. بحارالانوار، ج 14 ص 184 «کان قاتل الحسین بن علی ولد زنا و کان قاتل یحیی بن زکریا ولد زنا».
[3]. همان، 182. «و انه لم یقتل الانبیاء و لا اولاء الانبیاء الا اولاء البغایا»
[4]. اعلام الهدایه، ج 5، ص 103، به نقل از بحار، ج 44، ص 309.
[5]. تاریخ انبیاء، 537، رسول محلاتی
[6]. المختار الثقفی، 179، باقر شریف القرشی
[7]. برای آَشنایی بیشتر با علل و نحوه شهادت یحیی و اقوال موجوده به کتب ذیل مراجعه شود: قصص الانبیاء از صفحات 474-477، ابن کثیر دمشقی و قصص الانبیاء، 321، ابواسحق نیشابوری، تاریخ انبیاء 717، عمادزاده و تاریخ انبیاء، 575، رسولی محلاتی و قصههای قرآن به قلم روان 416-417 محمد محمدی اشتهاردی، و بررسی قصص قرآن، جلد 3، صحفه 235-236، محمد بیومی مهرانی، بحارالانوار، ج 14 ص 179-182 و .... مراجعه شود.
[8]. قصههای قرآن، 422، مکارم شیرازی
[9]. حجرات، 7
[10]. المختار الثقفی، 97، باقر شریف قرشی .
[11]. تاریخ الاسلام، جلد 4، ص 27، ذهبی
[12]. قصص الانبیاء، 477، ابن کثیر دمشقی، قصص القرآن الکریم، 312، علی محمد علی دخیل و...
[13]. المختار الثقفی، 93 – 97، القرشی.
[14]. اعلام الهدایه، ج 5، ص 104 - 105
[15]. سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا، 11، محمد صادق نجمی.
[16]. همان، 51 و 81 «بعثت الله الیهم من یذلهم حتی یکونوا اذل من فرام المراه».
[17]. قصص الانبیاء، 567، ابن کثیر دمشقی .
[18]. المختار الثقفی، 238، باقر شریف القرشی
[19]. تاریخ انبیاء، 567، رسولی محلاتی
[20]. قصص الانبیاء 321، ابوالسحق نیشابوری
[21]. تاریخ الاسلام، ج4، ص 34، ذهبی
[22]. سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا، 59، محمد صادق نجمی
[23]. النورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، 450-451، سید نعمت الله الجزائری
[24]. قصص القران الکریم، 313، علی محمد علی دخیل
[25]. قصص الانبیاء، 321، ابواسحق نیشابوری
[26]. قصههای قران به قلم روان، 418، محمد محمدی اشتهاردی
[27]. المختار الثقفی، 184، قرشی
[28]. تاریخ الاسلام، ج 4، ص 26 -30، ذهبی
[29]. قصص الظالمین، 203-205، شیخ ماجد الزبیدی، و سخنان حسین بن علی ازمدینه تا کربلا، 81 و5، محمد صادق نجمی
[30]. داستان پیامبران (گزیده روضه الصفا)، 384، کاظم مقدم
[31]. همان، 384
[32]. المختار الثقفی، 184، قرشی
[33]. تاریخ الاسلام، ج 4، ص 55-57، ذهبی
[34]. قصص الظالمین، 175، الزبیدیی.